تبليغاتX
حقايق پنهان
نتایج حاصل از وبگردیهای این حقیر سراپا تقصیر

         ماه مبارک رمضان هم تمام شد ، مثل سال قبل و سالهای قبل تر . عید فطری دیگر با همان
ویژگی ها مثل سالهای قبل . اما ... انگار عینا مثل سال و سالهای قبل نیست ؟!. نه نیســــــــــــــت . 
رمضان و فطر که همان است پس ... من تغییر کرده ام که آنها را دیــــــــــــــــــــــــــــــگر گونه می بینم .
امیدوارم این تحول در جهت مثبت باشد .
 ماه خوبی بود . من یکی که ســـــــــخت عاشق رمضانم . عیالم می گوید علاقه ات باین خاطر است
که اینماه برایت یک مرخصی اجباری است ، بمدت یک ماه ، که همه آن را در خـــــــــــــــــــــــــوابی ! .
می گویم نه ، ممکن است بخشی از روز را بخوابم اما امید دارم در خواب غفلت نباشم .
آری رمضان زمانی است که انسان ناگزیر است بسوی ابدیت برود ، بسوی جهانی پر از پــــــــــــــاکی
و صدق و صفا . انگار همه مهربان می شوند ، خوش اخلاق ، باانصاف ، معصوم و دوســـت داشتنی .
خدایا این ماه رمضان را از ما راضی و خشنود  و این عید را بر همه ما مبارک بدار .
کمک کن پاکی و خلوص ماه رمضان را لا اقل تا مدتی حفظ  کنیم .
می خواهم بگویم تا سال بعد خدا نگهدار رمضان ، اما مطمئن نیستم سال بعد زنده باشم.پس فقط

                                        " خدا نگهدار ، رمضان "  

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت   توسط حسین ظهوری | 

شهادت قلب عالم تشیـــع و

بزرگ پرچمدار علم و اندیشه

،براهل معرفت تسلیت باد .
                  

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
سوالی که بنده مطرح نمودم ، موجب شد تا دوستـــــــــــــــــــــــــان عزیز نقطه  نظراتی را ، مطرح نمایند.
ضمن احترام به نظر همه این رفقای خوب ، باید عرض کنم سوال بنده ، خیلی روان و ساده بود .
آقای باهنر ، نماینده مجلس فعلی طی اظهار نظری ، حقیقتی را مورد توجــــــــــــــــــــــه قرار داده بود که
بعد از انقلاب هیچیک از مسئولین یا به این واقعیت نرسیده بودند یا شجاعت بیانش را نداشتند .
وی گفته بود  (قریب به این مضامین ) که از ابتــــــــــــــــــــــــــــــــــــدای انقلاب هر عملی که از دولت وقت
صادر می شد ، ما مسئولین سعی در توجیه آن داشتیم ، باین معنا که حتی اگر آن عمــــــــــل یا سخن
قابل دفاع هم نبود ، به انحاء مختلف آنرا به حقیقت وصل می کردیم یا بعبارتی اگر غلـــــــــــــط هم بود با
توجیه و تفسیر و آسمان و ریسمان و صغری و کبری ، سعی در درست نشان دادنش می نمودیم .
فرضمان این بود که انقلاب چون درست است ، مسئولینش هم لاجرم باید درست گفته باشند .
خود حقیر سرپا تقصیــــــــــر در گذشته ای نزدیک ، بواسطه علقه و وابستگی فکری که به استاد مطهری
داشتم ، هیچگاه نظر و بیان اورا نمی توانستم اشتباه فرض کنم . یعنی اصلا ماقال را نمی دیـــــــــــدم ،  
بلکه چون از مرحوم مطهری بود ، لاجرم باید این سخن درست بوده باشد .
فزض من این بود که مرحوم مطهری همه نظراتــــــــــــــش عین حقیقت است و چون این سخن از اوست
، لاجرم باید درست باشد . اگر اشکالی هم بنظرم میرسید آنرا بنحوی توجیه می کردم . 
امروز نیز محقق گران سنگ علامه عسکری حفظه الله طی بیانی در شبــــــــــــــکه قرآن سیما ، در مورد
تحریف قرآن و محل قرار گرفتن آیه شریفه تطهیر فرمودند که بعضی از بزرگان (نام نبــــــــــــــــــــردند ، ولی 
مقصودشان علامه طباطبائی بود ) قائل به جابجا شدن آیه تطهیر هستند ، در حالیـــــــــــکه ما معتقدیم
چینش آیات قرآن ، توسط شخص پیامبر ص انجام شده و علت قرار گرفتن آیه تطهیــــــــــــــر ، که در شان
اهل بیت عصمت ص است ، در بین آیات مربوط به همسران رسول الله ، در واقع معترضه بـــــــــــــــــــودن
این آیه است و مراد خداوند بیان مصادیقی بعنوان الگو برای همسرا ن پیغمبر بوده است  .
اشکال از اینجا آغاز می شود که برخی افراد یک موضوع را بعنوان عیــــــــــــن حقیقت  (عرض نـمی کنم
تابو) و فرض ، در نظر گرفته ، هرچه مخالف و مبطل آن بود را بعناوین مختلفه و با اعتـــــــــــــــــــــــصام به 
براهین متعدده ، رد می کنند . غافل از اینکه شاید آن فرض اولیه اشــــــــــــــــــــــــــکال دارد که هیچ چیز
جور در نمی آید . در این مورد خاص علامه طباطبائی طی نظری ، بزعم راقم درســـــــــــــــــــــــت ، قائل
به جابجا شدن آیتین شریفتین  تطهیر و اکمال و برخی آیات دیـــــــــــــــــــــــــــــگر شده اند ، ولی از آنجا
که « ما » معتقد به عدم تحریــــــــــــــــــــــف قرآن هستیم و از طرفی ، سیاق این آیات با آیات قبل و بعد
ناسازگار است ، باید بهر نحو شده ، این را بگونه ای توجیه کنیم ، چرا ؟ چون با فرض مــــــــــــــــــــــــــــا 
نا همگون و ناهماهنگ است . در حالیکه شاید واقعا فرض اشتبــــــــــــــــــــــــــــــاه بوده ، باین معنی که
عدم تحریف قرآن ، بمعنای سالم ماندن تک تک آیاتی است که بر پیامبر نازل شده ، نه جای و ترکیــــــب 
آیات . من حتی شنیدم حضرت ولی عصر عج در ملاقاتی ، در جواب این سوال و این اشـــــــــــــــــــــــکال
فرموده اند ، قریــــــــــــــــــــــــــــــــب به این مضمون ، که شما همین قرآن را ملاک قرار دهید . معنای این
سخن این است که ، آری ، شاید هم برخی آیات جابجا شده باشد اما ، شما ملاکتـــــــــــــــــــان همین 
قرآن باشد . اگر این فرض درست است و این قرآن همانی است که  پیامبـــــــــــــــر ص  جمع آوری نموده  
 ، پس عثــــــــــــــــــــمان بن عـــــــــــفان و گروهش  چه کردنـــــــــــــــــــــــــــــــد  ؟  آن قرآنی که علی ع  
جمع آوری نمود و مورد بی مهری واقع شد چه بود ؟ . قرآن حقیقی  که در اختیــــار حضرت ولی عصر عج
است ترکیبـــــــــــــــــــــــــــــــــش چگونه است ؟. منظورم وارد شدن در این عرصه تخصصی نیست که نه
دانش من کفایت دارد نه زمان . منظور عرضم این است که باید فرض هایمان را انـــــــــــــــدکی وارسی و
تجزیه و تحلیل نمائیم .          
اکنون هم این مشکل در مورد برخی دیده می شود . باید این حقیقت ، در جامعه اســــــــــــــــــلامی ما
نهادینه گردد که غیر از آن چهارده نور پاک علیهم السلام همه آدمهای دیــــــــــــــگر جائز الخطا هستند . 
بنده اساسا با این موضوع و اظهار نظر  آیت الله یزدی ، ریاست اسبق قضا ، که در خبــــــــــــــــــــــــرگان
رهبری مطرح شده و حتی چند نفر از جمله آقایـــــــــــــــــــــــــــان مشکینی و هاشمی نیز ناقد آن بودند
مخالفم . نظر ایشان چنین است ، قریب باین مضمون ، که ولایت فقیه و یا مقام رهبری ، در اصــــــــــــل
مانند معصومین ع ، توسط خداوند تعیین می گردند و وظیفه مردم فقط اکتـــــــــــشاف و استعراف ایشان
است . در پاسخ باید گفت اگر ما انتصاب از طرف خدا را اینچنین سخاوتمندانه بذل و بخــــــــــــــــــــشش
کنیم که در آینده سنگ روی سنگ بند نمی شود و همه معتقدات افراد مورد خدشــــــــــــــــــــــــــــه قرار
خواهد گرفت . انتصاب ربوبی و مقام عصمت فقط مختص چهارده نــــــــــــــــــــــــــــــــفر است الی الابد .
 چه  علی الظاهر حاکم باشند ، چه نباشند .
اصلا فرض می کنیم این نظر درست است . حال اگر مردم در انتخابشان اشتبــــــــــــــــــــــــــــــاه کردند و
شخص دیگری ، غیر از آن فرد منتصب خدا را ، به واسطه خبرگان برهبری ، برگزیدند ، تکلیف چیست ؟ 
رهبر ، معصوم و منتسب است ، خبرگان که معصوم نیستند ، مردم که همــــــــــــــــــگی معصوم از خطا
نیستند ، چه کسی باید تشخیص دهد که این آدم  منتخب ، آن فرد مورد نظر حضرت حق نیست ؟.
اگر هم فرض را اینجنین کنیم که هرکه حاکم شد لاجرم همان فرد خلیفه الله اســـــــــــــــــــــــــــــــــت که
می شود نظر اهل سنت و آنگاه باید معاویه و یزیـــــــــــــــد را هم العیاذ بالله ، حجت  خدا منظور نمائیم .
پس اشکال کار ، همین فرائض اشتباه است که یکی ، معصومیت رهبر است ، ایشـــــان هم بشر است
و بشر نیز جائز الخطا . 
برخی دوستان فرموده اند که آقایان فتوا به عید بودن پنج شنبه نداده اند . مگر ملاک مـــــــــــــــــــــا عمل
مرجع نیست ؟ . وقتی ایشان ، مرجع تقلید عالم تشیع ، نماز عید می خواند ، افطار می کنـــــــــــــــــــد
و به همسر و فرزند و اطرافیان اعلام می کند که عید بودن امروز یافردا ، برای من قطعیت یافتـــــــــــــــــه ،
اعلام کردند که ما هم فهمیده ایم و اکنون در اطراف این موضوع بحث میکنیم ، دیـــــــــــــــــــــــــــــگر برای
همه مومنان کفایت از دلیل می نماید . وقتی در دفتـــــــــــــــــــــــــــــــــر آقای فاضل ، در خیابان زیبا ، روز
پنجشنبه ، نماز خوانده ، سفره نهار پهن می کنند ، این چه معنائی می دهد ؟. تقریبـــــــــــــــــــــــــــــــا
می رسیم به همان فروض غلط . چون رهبر اشتباه نمی کند ، پس باین نتیجه می رسیـــــــــــــــــــم که
قطعا یک مشکلی بوده ، یا خبر درست نبوده ، اگر درست بوده ، پس حتما فتوا نــــــــــــــــــــــــداده اند .
اگر عمل ایشـــــــــــــــــــــــان حجت است و فتوی هم داده اند ، پس موسی بدین خود عیسی هم بدین 
خود ، مقلدین آنها افطار کنند و نماز بخوانند ، مقلدین ایشان افطار نکنند .
 سوال :آیا در طول لااقل جند صد سال اخیر مرجعی را سراغ دارید که باوجود کبر سن و استضعاف بینائی
،خود بچشم خویش،هلال رارویت نموده باشد؟مگر همین چند سال اخیردر زمان حیات مرحوم گلپایگانی
، همین قضیه واقع نشد ؟ مگر بواسطه راهی شدن آن مرجع برای نماز و فشار افــــــــــــــــــــکار عمومی
و  عوامل دیگر صبح روز عید ، حلول ماه شوال را اعلام نکردند ؟ اتفاقی که اکنــــــــــــــــــــــــــــون رخ داده  
، چه فرقی با آنزمان دارد ؟ .
اما واقعیت ، بزعم نگارنده این سطور ، همان است که عرض شد .
بدلیل پرهیز از اطاله ، مطلب را فعلا تمام می کنم ، با این بیان که ضمن پرهیز از لــــــــــــــــــــجاج و جهل
، هنوز سوال بنده جوابی قانع کننده نیافته است .
در مورد سایر موارد مطروحه نیز در فرصت های آتی مطالبی عرض خواهم نمود . فعلا یاحق

                                                               

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
بحضور محترم شما عرض شود که جهت مطلبی که در پست قبلی ارائه گردید ، چندنفر از دوستــــــــــان 
عزیز نقطه نظراتی ، همه محترم ، ارائه نموده اند .
اظهار نظر ، فی نفسه کار ارزشمندیست و اساسا با همین تبیین دیدگاهها و تضارب اندیشه هاســــــت
که افکار انسان ، از خامی بدر آمده ، شکل منطقی بخود می گیرد و قابل دسته بندی و تنـــــــــــــــــظیم
شده ، نهایتا کلاسه می گردد  . این حقیر سراپا تقصیر ، در نظری روشن و واضح ، ســــــــــــــــــــوالی را
مطرح نمود که پس از آن ، با وجود بیان دیدگاه های مختلف ، هنوز کسی بــــــآن سوال ساده ، پاسخی
روند و سرراست و دقیق نداده است .
دوستان عزیزی اظهار نظر نموده و در حقیقت تلویحا دیــــــــــــــــدگاه راقم را تایید نموده اند . یا دست کم 
 بنده از نظرات این دوستان استنباط مخالفت نکردم .
اما در این میان یک نفر به نکته ای اشاره نموده که جالب توجه است عینا نقل می کنم :

«در حديث معصوم است هرگاه ماه راديد ي روزه بگير وهرگاه ماه را ديدي بخور ولي شما فکر مي کنيد که بايستي مرجع تقليد برايتان ماه ر ا ببيند در اين موضوع در ک و استنبا ط خودتا ن با ارزش است
اگر لباس شما نجس باشد خودتان تکلیف تان رامی دانید و بس
دیگر اینکه دوست خوبم به اندازه سوادت حرف بزن واینقدر ایراد نگیر بجای انتقاد سازنده باش.»

بایددرموردنظراین دوست عزیزی که آدرس وبلاگش راحتی،عنوان نکرده عرض کنم که استهلال مستــحب 
است و تقلید واجب . آیا  علم کثیر این عزیز و سواد بی منتهایش ، این کلیات و بدیهیـــــــــــــات دینی را
، شامل نمی شود . در این کشور بی نشان (اینترنت) ، هرکس می تواند خود را علامه دهـــــــر معرفی
کند ، که بعضی می کنند . پس چگونه می توان به میــــــــــزان معلومات شخصی بی نشان ، با هویتی
مجهول پی برد . بزعم راقم فقط از راه بررسی قلم افراد می شود به ارزش گــــذاری « خود » آنها ، اقدام
نمود . بدیگر سخن ، در این دریای اینترنت ، هویت من و شما فقط قلم ماست . از طریـــــــــــــــق همین
قلم است که در اینجا بهم متعلق شده یا منفصل می گردیم . باید به جد مــــــراقب این قلم بود به جد . 
راقـــــــــــــــــــــــــــم ایـــــــــــــــــن ســــــــــــــــــطور بــــــــــــــــــرآن نیـــــــــــــــــست کــــــــــــــــه بــــــــــه
این دوست ناشناس باسواد بگویــــــــد اطلاعات من از تو بیشتر است ، بلکه مخاطب این تـذکرات خودم
هستم ، بااین هدف که مبادا در آینده ای ناشناخته دانش خود را از دیگری بیشتر دانستــــــه و معلومات
او را ناچیز فرض نمایم ، صرف نظر از اینکه آیا واقعا دانش من بیشتر است یا نه . مبادا بواســـــــطه علاقه
به شرکت در مباحثه و وسوسه اظهار نظر و کور دینی (تعصب)، عدم توانـــــــــــائی خود  در پاسخ گوئی
 را ، زیر پوشش متهم نمودنِ مخاطب به بی سوادی ، پنهان نمایم . هیهات       
اما نکته ای که در این میــان از نظر مخفی مانده این است که اساسا ما مامور به ظاهر هستیم ، یعنی
ظواهر امر هرچه حکم نماید ، آنرا باید ملاک قضاوت قرار دهیم ، کما اینــــــــــــــــــــکه در  قضا هم قاضی
مامور بظاهر است ،  حتی اگر بر خلاف واقع باشد . چون ما از بـــــــــــــــــــــــــــــــواطن امور بی اطلاعیم
، علت هم عدم دسترسی به امام معصوم ، در عصر غیبت است . چون در غیـــــــــــــــاب امام ع ، مردم 
، کسی  که متصل به اقیانوس بی کران علم خداوند باشد را در دسترس و اختیار ندارند ، لـــــــــــــــــهذا
همه ما در این عصر (غیبت) ، مامور به ظواهر اموریم . 
مثلا در مورد عیــــــــــــــد فطر چه کسی می داند که واقعا در علم خداوند پنج شنبه عید بوده یا جمعه .
حال که چنین است چه باید کرد ؟ شارع مقدس برای این مشکل راه حـــــــــــــــــــــــل هائی ارائه نموده
 که همگان تقریبا ، از کم و کیف آن مطلعند . یک راه این است که خود شـــــــــــــــــــــــــــــخص استهلال
نموده ، هلال ماه شوال را با چشم خود رویت نماید . بسیار خوب حال اگر در منـــــــــــــــــــــــــــطقه ، بر
سبیل مثال ، هوا ابری بود یا مثل محله ما ، ساختمانهای بلندمرتبه  مانع از رویـــــــــــــــــت افق بودند .
یا دلائل و عوامل دیگری مانع از این گردیــــــــــــــــــــــــــد که خود شخص بچشم خویش استهلال نماید ،  
تکلیف چیست ؟ خیـــــــــــــــــــــــــلی ساده است ، اگر دونفر شاهد عادل ، بر رویت هلال شهادت دادند 
، برای مکلف کفایت از دلیل می نماید . راه های دیگری هم پیش بینی شده و ازجــــــــــــــــــمله اجماع
مسلمین ، سی روز کامل روزه داری وقس علیهذا . اما دلیل شهادت همچنــــــــان بقوت خود باقیست .
صائم مکلف است وقتی دو شاهد عادل شهادت بر رویت هلال دادند ، بیــــــــــــــان آنها را حمل بر صحت
نموده ، افطار نماید . این حکم خدا و شـــــــــــــــــــرع است همان شرعی که من و شما و حضرات ،دم از
آن می زنیم .
البته توجیه احتمالی عدم پذیرش روز پنج شنبه بعنوان عید توسط اینان می تواند اینچنین باشد .
« چطور «ما» با وجود اینهمه امکانات نجومی و غیره موفق برویت هلال نشدیم ، ولی این چند نفر مرجع
بدون هیچ امکاناتی موفق شدند ؟ » . در حالی که ، ما اساسا موظف به کشف مصادیق نیستـــــــــیم .
به بیان دیگر ، اگر شاهدی عادل مدعای شهادت هلال داشت لازم نیـــــــــــــــــــست فیلم استهلالش را
برای ما بنمایش بگذارد ! . یا بگوید چگونه موفق به رویت شده . بمجرد بیـــان باید پذیرفت .
از آن گذشته ، از کجای این سوال بنده ، استنــــــــــــــــــــباط ایراد و بهانه گیری می گردد . آیا این سخن
که « باید بدلائل مختــــــــــــلفه از جمله حفظ وحدت مسلمین ، یکبار برای همیشه ، مشـــــــــــــکل روز
عید فطر و استهلال را حل کنیم » واقعا رنگ و بوی اخلال و نفاق دارد . 
 آیا ایـــــــــــن چهار مرجــــــــــــــــــــــع تقلید ، مورد تصــــــــــــــــــــدیق خود حضرات نیــــــــــــــــــــــــستند
، آیا آقایان به عدالت آنها شک دارند . عدالتی که  استحضار از آن ، حتی بـــــــــــــــــــــــرای امام جماعت
نیز واجب است ، چه رسد به مرجع تقلید . آیا اگر واقــــــــــــــــــــــــعا  در عدالتشان تردید ی هست نباید
مقلدین آنها از آن مطلع گردند .
اگر کسی بجای نجاست لباس خود ، به نجاســـــــــــــــــــــــت بخشی از مسجد علم پیــــــــــــــــــدا کرد
، یا با رویت خودش یا بوسیله رویت شهودی دیگر ، تکلیف چیست ؟. 
آیا بواقع  با پاک کردن صورت مسئله ، به حل آن می توان رسید ؟.
بواقع معنی سازندگی چیست و سازنده چه کسیست ؟. کسی کـــــــــــــــــــــــه بجای ارائه راه حل برای 
مسئله ، رهنمود فراموش کردن و رها کردن آنرا می دهد . با این روش سازندگی تحقق میابد .
اظهار و استظهار نظر ارزشمند است ، بشرطی که ادب و نزاکت و اخلاق حسنـــــــــــــــــــــه در آن رعایت
گردد .
دوستان عزیزم یه مسافر ، جناب یزدی  و سایرین ، با نهایت احترام و نزاکت در این مباحثه و گفتــــــــــگو
شرکت نموده ، حتی برخی نظر مرا نقد نمودند که بیانشان روی چشم بنده جای دارد .
مشکل نفس انتقاد نیست مشکل نوع طرح آن است .
چرا کسانی که این قبیل جملات نا متــــــــــــــــــــــــــــــــعارف و غیر منطقی را مطرح می کنند ، همیشه
ناشناسند و نام و نشانی قابل پیگیری ارائه نمی دهند . واقعا چرا ؟.
ایکاش این دوست نادیده ، لا اقل نشانی وبلاگش را مطرح می نمود تا با مطالــــــــــــــــــــــــــــــعه نظرات 
و تدقیق در بیانش ، ضمن  آگاهی از میزان معلوماتش ، بیش از پیش مستفیض می شدیم .
سوال حقیر همچنان به قوت خود باقیست و پاسخی در خور نیافته است : 
چهار مرجع تقلید ، آیا بقدر دوشاهد عادل مورد نظر شارع ، ارزش و اعتبــــــــــار نداشتند که شهادتشان 
مورد توجه و اعمال قرار گیرد .                
     
  
                                                              
    
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
عید خجسته فطر را تبریک عرض می کنم و یاد آوری می نمایم که این شــــــــــــــــــــــب و روز عید را قدر
بدانیـــــــــــم . از معصوم سلام الله علیه مروی است که خداونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد  به تعداد افرادی که
در طول ماه مبــــــــــــــارک رمضان بخشیده ، در شب عید فطر می آمرزد . در این شب پربرکت ، این حقیر
تهیدست را نیز از دعای خیر فراموش نفرمائید *.
با دیدن چندین شبـــــــــــــــکه فعال رسانه  ملی ، نکته ای بذهن متبادر گردید . با وجود حدود ۶،۷ شبکه 
، هیچکدام حتی یک برنامه جذاب ، که واقعا تاثیرگذار باشد ، در چنته نــــــــــــــــــــــــــدارند و فقط به ارائه
همان شیوه هاو برنامه هایی کلیشه ای بسنده می نمایند.ساعت یک بامداد روز ۲۹ ماه مبارک رمضان:
شبکه یک : اسلاید و موزیک
شبکه دو : سخنرانی یک روحانی
شبکه سه :بسکتبال قبلا ضبط شده
شبکه چهار : برنامه ای بزبان انگلیسی
شبکه پنج : تلاوت قرآن
شبکه شش : خبر
شبکه هفت : برنامه ای بزبان عربی (احتمالا شبکه العالم)
شبکه هشت : ...... 
شاید در ساعت یا تاریخ یا حتی نوع برنامه دقت مبذول نشده باشد اما نوعا شبکه های سیــــــــــــــــــما
در این ساعات همین قبیل برنامه ها را به معرض نمایش می گذارند .
نگارنده این سطور بهیچوجه در تاثیر مثبتِ اندیشیدن به معانی آیات نورانی قرآن کریـــــــــــم در روح و جان
انسان تردید ندارد . مطلب این است  حال که نظام حاکم ، اسلامی و شیعی است و اینـــــــــــــــــــــــــان
قرنهاست آرزو می کننـــــــــــــــــــــــــــــــــد ، ایکاش حکومت و رسانه های آن در اختیارمان بود تا حقیقت
قرآن و اهل بیت را بمنصه بروز و ظهور  رسانیم ، آیا هیچ راهی بهتــــــــــــــر ، اثر گذارتر ، زیباتر و جذابتر از
صرف تلاوت آیــــــــــــــــــــــــــــــات قرآن وجود ندارد . آیا در این مملکت هفتاد میلیونی هیچ فکرو اندیشه و
خلاقیتی برای اظهار این دریای بی کران زیبائی ها ، یافت نمی شود . آیا نمی تـــــــــــــــــــــوان راه نوئی
برای ارائه معانی قرآن یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــافت . تردید ندارم که تلاوت حتی عبارات عربی قرآن کریم نیز
بسیار در ساخته شدن روح آدمی موثر است اما اگر تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلاوت را امید ثواب است بجهت
این است که شاید در سایه تلاوت عبارات عربی ، به معانی  هم توجه شود .
آیا برای بیان حقایق و دقائقی که ماثوراست از اهل بیت عصمت ، علیهم صلوات الله و ملائکتـــــــــــــــــــه،
راهی بهتر از سخنرانی نمی توان یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــافت . یا دست کم نمی توان سخنرانی را جوئید
که کلامش و بیانش بر گوش جان بنشیند و نه فقط بر گوش سر .
یقیــــــــــــــــــــــــــــــــــــن دارم ظرفیت های این دین و این مذهب قطعا فراتر از اینست که ما ، ما که نه ،  
آنها بسنده نموده اند .
لابد توقع دارنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــد جوان ایرانی امروز ، حدود هزار شبکه رنگارنگ ماهواره ای را رها کند
و بنشیند و برنامه های سیمای ج.ا.ا را ببیند و لذت هم ببرد ! چه خیال باطلی !. با پارازیــــــــــــــــــــــت و
بگیر و ببند هم مشکلی حل نمی شود .
فرض : یکنفر نشسته در محلی و عده ای را جمع کرده و سخن می گوید ، سخنــــــــــــــــــــــــــــــــــــانی
همه باطل . حتی بدیهیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــات عقلی را هم  منکر می شود چه رسد به دین و آئین .
راه عاقلانه مقابله با چنین فردی هرجه باشد قطعا بستن دهان او نیــــــــــــــــــــــــــست . ایجاد سرو صدا
و هیاهو هم (برای نرسیدن صدایش بمردم) کار عاقلانه ای نیست . عقل و منطق می گویــــــــــــــــــــــــد
شما هم سخن بگو (منتها زیباترازاو)و در بیانت حقایق را شرح بده.شنونده خود می داند کدام را بپذیرد.
فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه.فیلتر و پارازیت روشی نیست که مقبول عقل و دین
باشد مقبول مردم هم نیست . باید کار کنید وخود را بالا ببرید نه اینکه آنها را پایین بیاورید . 
تا روحانیون و کارگردانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــان و نویسندگان متفاوت ، با اندیشه ای دیگر گون و نو را به این
رسانه مردمی راه ندهید و روشی منطبق با سلائق جوان نسل امروز برای بیــــــــــــــــــــــــــــــــان حقائق
پیدا نکنید ، برای فرار همین جوان از دامان خدا و دین ، هیچکس را جز خودتان نباید سرزنش کنید .

 * مابعد التحریر
  تبریک بنده ، پیشاپیش بوده ، برای بعد از رویت هلال شوال ، قابلیت دارد (قابل توجه جناب یزدی).  

                                                              
        

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
در مطلب قبــــــــــــــلی عرض کرده بودم که باید طبق همان دستوری که از مرتبطین با منبع وحی رسیده
عمل کنیــــــــم . هنوز هم بر همین اعتقاد پای می فشرم . علی رغم اینکه دوستی در نظری ، محترم ، 
فرموده بود که کاردین را بر جوان دین خواه ، سخت نکنــــیم که این نظر ، کاملا با نقطه نظرات ناچیز حقیر
، در یک جهت است .
منهم بر این عقیــــــــده ام که « الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق » و هر کس می تواند   از راه و روش
خودش که با فرهنـــــــــــــــــــــگ و سنت و عقل و فکر و حتی مذهبش هماهنگی دارد با خدایش مانوس
گردیده ، رابطه برقرار کند .
اما آنچه در این میــــــــان ، از نظر نباید دور داشت ، حقیقت رعایت عین دستورات است ، مثالی میزنم : 
اگر کسی طالب روزی حلال باشد ، راههای زیــــــــــــــــــادی پیش روی اوست که بنا بمیل و خواستش ،
از هر روش عاقلانه ای که بخواهد ، در جهت نیل بمنظورش پیش می رود . اما برای یافتــــــــــــــن گنجی
خاص ، در محلی معین ، نمی توان میـــــل را در نیــــل دخیل نمود . باید بر طبق نقشه ای دقیق و عمل
بموبموی آن به دفینه مورد نظر رسید .
کما قال سیــــــــــــدنا و امامنا جعفر بن محمد الصادق ع :(ترجمه) بدانید اسماء الله بمنزله دفائنند و عدد
بمنزله ذراع آن مســـــــــــــــاحت ، اگر ذراع کمتر فرانهی به دفین نرسی و اگر زیادت بگیری نیز نرسی بل
در گذری ۱.
همچنیــــــــن گفته اند بزرگان که عدد حکم دندانه کلید را دارد که به زیاد و کم نمودن آن در وا نمی شود .
یکی از مشایخ روایت می کرد که در سوره مبارکه یس اسمی هست که برطرف می شود بسبــــــــــــب
آن کوری مادر زاد . اورا گفتند که اگر کسی تمامی سوره را بخوانـــــد ، نفعی از این مقوله باو می رسد ،
جواب داد : هرگاه حکیم دوائی را برای مرضی مقرر گردانــــــــــــــــــــــد و آن دوا در دکان عطاری باشد ، از
خوردن همه ادویه دکان ، آیا نفعی باو خواهد رسید ؟.
روایت دیگر : ثقه الاسلام کلینی در کتاب دعاء اصول کافی روایت نموده باسنـــــــــادش : 
عن العلاء بن کامل قال سمعت ابا عبــــــــــــــــــــــــد الله ع یقول :« وذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفه و 
دون الجهر من القول » عندالمساء:لااله الاالله وحده لا شریـــــــــــــــــــــــــــــک له ، له الملک و له الحمد ، 
یحیی و یمیت و یمیت و یحیی و هو علی کل شی قدیــــــــــــــــــــــــــــــــــر .قال : قلت : بیده الخیر قال : 
انه بیــــــــــــــــده الخیر ولکن قل کما اقول لک عشر مرات و اعوذ بالله السمیع العلیم حین تطلع الشمس
وحین تغرب عشر مرات .
در این حدیث ملاحظه می کنیــــــــــــــــــــــــد که علاء خواست بیده الخیر را زیاده کند ، یا ازروی استفهام
گفت بیده الخیر اضافه گردد ؟ امام فرمود که البته خیــــــــــــــــــــــــــــــر در دست اوست ولکن همانطور که 
من بتو گفته ام بگو .
روایت دیگر شیخ اجل صدوق در اکمال الدین به اسنــــــــــــــــــــــــــادش روایت نمود :(ترجمه) عبد الله بن
سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــان گفت امام صادق ع فرمود :بزودی شبهه ای بشما می رسد ، پس بدون پرچم
و نشانه ای که راهنمائی کند و بدون پیشوائی که هدایت نماید ، می مانیـــــــــــــــــــــــــــد . از آن شبهه
رهائی نمی یابد مگر کسی که دعای غریق بخواند . گفتم دعای غریق چگونـــــــــــــــــــــه است فرمود :
می گوئی یا الله یا رحمن یا رحیم ، یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینــــــــــــــــــــــــــــــــک . من گفتم
یا مقلب القلوب و الابصار ، امام فرمود : البته خدای عز و جل مقلب القلوب و الابصــــــــــــــــــــــــــار است
ولکن چنانچه می گویم بـــــــــــــــــــــــــــگو ، یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک .
در این حدیث شریف نیز عبـــــــــــــــدالله خواست والابصار را اضافه نماید ، امام اجازه نفرمود ، فتبصر .
اینها مشتی از خروار بود در تصدیق دقت در اجرای موبموی دستــــــــــــــــــــــورات ماثوره که به بیان آمد .
ناگفته نماناد که هنوز برآن اعتقادم که الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق .
این واقعا چه رسمی است که در پیش گرفته ایم . در وقت انـــــــــــــــــــــــــــــکار همه یک حقیقت را منکر
می شویم و زمان تصدیق کلیت یک موضوع را مصـــــــــــــــــــــــــــــــــدق می گردیم . زمانی که از سخن 
منکران دین متاثریم همه دین ، حتی کلیات درستـــــــــــــــش را نیز ، بزیر تیغ شک و تردید و حتی تنکیر
می بریم و گاه تاثیر از سخن دوستان حتی نادان دیـــــــــــن ، خرافات و اضافاتش را نیز مومن میشویـم .
خدایا تو ، قدرت تشخیص حق از باطل ، سره از ناسره ، درست از غلط را بما بیــــــــــــــــاموز که حقیقت
قرآن یا همان فرقان است و سخت بآن نیاز مندیم. آمین یا رب العالمین .

۱ ـ روایات ، منقول از مقدمه کتاب شریف مفتاح الفلاح شیخ بهائی ره ، بفلم علامه حسن زاده آملی 

                                                                   
  
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
ضمن تسلیت و تعزیت ایام شهادت قطب عالم امکان ،امیر مومنان ،بزرگمرد تاریخ عدالت و انسا نیــــــــت
، یکی از اهم اعمال لیالی قدر ، که جزء اعمال مشترکه شبهای قدر توسط محدث قمی منظور و مضبـوط گردیده را ، عرض میکنم .
دو رکعت نماز مابین مغرب و عشا ، در هر رکعت ، یک حمد و هفت قل هوالله ، بعد از سلام نیــــــــــــــــــز
هفتاد بار « استغفرالله و اتوب الیه » ، ربی ندارد .
(در فرصتی راجع به اهمیت دقت در انجام عیــــن عمل
و دستور ماثـــوره ، بدون کم و زیاد ، مطالبی عرض خواهم کرد ، همیـن قدر بگویم ، مهم است که اعمال
عبادی را دقیــــــــــــــــــــــقا بهمان صورتی که امام ع فرموده بجا آوریم تا تاثیرات و نتایجش افزون گردد .)
در روایت است که ، بعد از فراغت از نماز ، خداوند تمامی گناهان شخص را می آمرزد ، ماننـــد کسی که
از مادر متولد شده .

                                    « اَللّهُمَّ وَفِّقنا لِما تُحِبُّ وَ تَرضی »

                                        
  
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
از صادق آل محمد (علیهم صلوات الله) سوال شد :
یابن رسول الله ، در شب قدر که افضل لیالی است ، چه عملی افضل اعمال است ؟ .
ظاهرا سائــــــــــــــــــــــل ، انسان فرهیخته و اهل دلی بوده که سوالی با این ظرافت مطرح نموده است .
افضل اعمال در افضل لیالی چیست . جواب حضرت نـــــــه نماز بوده ، نه دعا و نه قرآن بسر گرفتن و غیره
و ذالک . نه اینکه این اعمال را حضرت نکوهیده باشد ، نه ، اشتباه نشود ، صحبت روی افضلیــــــت است
و برتری . حضرت جواب فرموده است :
افضل اعمال در افضل لیالی (شب قدر) عبارت است از « نشستن در مجلس مباحثه علمی »
 هر علمی فرقی نمیکند . عجیب ، یعنی آن کسانی که در شب قدر می نشینند و راجع به فیزیـــــــــــک
و یا شیمی و یا علوم دیگر مباحثه میکنند ، حتی جالسیـــــــــــــــــن در آن جلسه ، عملشان و اجرشان  
از مصلین و راکعین و ساجدین در این شب ، برتر و بالاتر است ؟ آری و این همـــــــــــــــان اسلامی است
که سالها از ما مخفی نگاه داشته اند . باور نمی کنیــــــــــــــــد مفاتیح الجنان آشیخ عباس را باز کنید و
در اعمال سنه ، شب قدر را نگاه کنید .
این همان اسلامی است که آیه ۶۲ سوره بقره قرآنش می فرماید :
ان الذین آمنو والذین هادو و النصاری و الصابئین من آمن باالله والیوم الآخر و عمل صالحا فلــــــــــــــــــــهم 
اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون .
بدرستی که کسانی از مسلمانان و یهودیان و مسیحیان و صابئین(پیروان یحیی ع) که موحــــــــــــــــــــد
بوده بروز باز پسین ایمان و عمل صالح داشته باشند اجرشان نــزد خدا محفوظ و هیچ تــــــرس و حزنـــی
نباید برآنها مستولی گردد .  
و این همان اسلامی است که وقتی امام زمانش (عج) ظهور می کند و همین اسلام را بمردم ارائـــــــــه
می دهد ، همه می گویند او دین جدیدی آورده است . حق هم دارند ، چون با ایــــــــــن دین و دستورات
و منویاتش بیگانه اند .
اسلام بذات خود ندارد عیبی  ....   این ما و حکمرانان ما هستند که مارا با اسلام حقیـــــــــــــــــــــــــقی
آشنا ننموده اند ، که الناس علی دین ملوکهم : مردم بر دین حاکمان خود هستند .
بیائیم این دین پاک را که همه مردم فطرتشان بر آن و حقایقش نهاده شده بهتر و بیشتر بشناسیــــــم و 
قدر شب قدرش را هم بحقیقت در یابیم ، یاحق   

                                                           
+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
حلول ماه برکت و رحمت ، برساکنان دیار عشق

                      مبارک باد

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
مهدی(ع) را فراموش نکنیم . او و یاد اوست که میماند .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
و یضع عنهم عسرهم و اغلال التی کانت علیهم

بعثت پیام آور راستین حق و عدالت وآزادی و آزادگی بر همگان تهنیت باد .

                                   
 
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
1- دوستان علاقمند به نقد ، توسط کامنت اظهار تمایل نمایند تا علاوه بر ارائه لینک،در اولین فرصت وبلاگ این عزیزان مورد معرفی و نقد و بررسی قرار گیرد .
2- ارائه لینک (پیوند) ، لزوما بمفهوم تایید محتوای وبلاگ مورد پیوند نخواهد بود .

پیوندهای روزانه
مهردل
دین و فرهنگ
شیاطین سرخ
بیا با هم ...
سرد ناله
شب یلدای انتظار
عالیجناب سرخ پوش
یه مسافر
غربت انتظار
متقین
ایران گیتار
بنام خدا و سلام
از مسجد چي باقيمانده ؟
هویج
عشق رویائی من
صابرین
وبلاگ رسمی مهران غفوریان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم آبان 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته دوم شهریور 1384
هفته اوّل شهریور 1384
هفته چهارم مرداد 1384
هفته سوم مرداد 1384
هفته چهارم تیر 1384
آرشیو موضوعی
ادبی
سیاسی
فرهنگی
طنز
مذهبی
فلسفی
آزاد
متفرقه
شخصی
نقد
پیوندها
فریاد
باران
فریاد جرس
در این حصار بشکن
s i l e n c e
پارسای شب و شیر روز
گرگ بیابون
پیام بهبهان
شب نامه
اعترافات دو ذهن خطرناک
لبگزه
تناقضات
کاش پایان دلخوشی ها مرگ نبود
گره گم
پرواز در اتاق
تنها ترین سعید دنیا
وبلاگ آزاد دانشجوئی
هبستگی ، مشارکت ووو
همفکری
ساحل خاطرات
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization DanceAge.com MyAlbum