تبليغاتX
حقايق پنهان
نتایج حاصل از وبگردیهای این حقیر سراپا تقصیر
وبلاگ : همفکری و همبستگی و مشارکت ووو 
موضوع : قرآن
نویسنده : احمد علی یزدی 

   صاحب این قلم از حدود یکی دو سال قبل که با وبلاگ نویسی آشنا شد ، خدمت  آقای یـزدی       
و سایر دوستان رسید و با خودشان و قلمشان ، از طریق وب البته ، آشنا شد .
فلـــــــــــــذا ،با اجازه دوستان عزیز و با استفاده از حق وتوی خود ؟! وبلاگ همفکری و برادر بزرگترش  
 ، بمصداق " الســـــــــــــــــــــــــــــــــــابقون الســـــــــــــــــــــــــــــابقون اولئــــــــــــــــــک المقربون " ،
بی نوبت بررسی می گردد . چون این دو وبلاگ بشدت قابل نقد است و باید عیوب آن مطرح گردیده
، نقاط قوت آن نیز هم .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت   توسط حسین ظهوری | 

   حدود یکسالی است که این بنده کمترین قلم را زمین گذاشته و به ماهی یکبار گشـت و گذار در 
ایـــــــنترنت بسنده نموده ام . برخی دوستان صاحبقدر پرسیدند چرا نمی نویسی ؟.قلمت بدک نبود !. 
عزیز دل ! نوشتـــــــــن بزای که و چه ؟ در این دریای بیکران اینترنت ، با اینهمه وبلاگهای متنوع و عجیب
و غریب آیا جائی هم برای من ناچیــــــــــــــــــــز هست ؟ . در شرایطی که کپی کردن مطالب دیگران در
وبلاگهای رنگارنگ اینقدر مشتری دارد ،کسی برای خواندن نوشته های من که از خامه هرچنـــــــــــــــد
کمرنگ خودم زائیده شده ، وقت می گذارد . وقت گرانقدری که تنها سرمــــــــایه مراجعین به وب است .
وقتی بدانی که ( دانستنش با این شمارنده ها چندان دور از دسترس نیست ) تنها خواننـــــــــــده نقد
یا مطلبت فقط و فقط صاحب همان ویلاگ منقوده است یا خوشبینانه تر دو ســـــــــــــــه یار همیشگی
که آنها هم شاید حوصله با دقت خواندن مطالبت را نداشته باشند ، آنوقت است که تــــــــــو می مانی
و قلمی که مرکبش خشکیده ، مایوس و سرخورده سری به وبلاگهای های مورد علاقــــــــه می زنی و
یا علی مدد .
نمی دانم ، شاید اینبار هم همین یک پست را بنویسم و گم شوم در غبار زمان . نمی دانم ....

با تو هستم ، ای نویسنده وبلاگ آزاد دانشجوئی  ، می دانم تنها خواننده ام تو هستی ......... 
پس لطفا بخوان .

                                                   ****************
وبلاگ : وبلاگ آزاد دانشجوئی
موضوع : آزاد
نویسنده : یوحنا


نام وبلاگ را حقیقتا نفهمیدم وبلاگ آزاد دانشجوئی . یعنی این وبلاگ قید و بندی نــــــــــــــــدارد و آزاد
است یا وابسته به ارگانی نیست و آزاد است یا متعلق به دانشگاه آزاد است . دانشجــــــــــــــــوئی را

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت   توسط حسین ظهوری | 
ربِ ا شرَح لی صَدری وَ یَسِّر لی اَمری وَاحلُل عُقدَة ً مِن لِسانی یَفقَهو قَولی .

چندی قبل در نقد افکار و نوشتار صاحب وبلاگ تناقضات ، مرقوماتی قلمی نمودم که خوشبختانــــــــــــــه
واکنش ایشان را موجب گشته ،  اسباب خوشحالی راقم را فراهم نمود . شادی ام ازین جهــــــت بود که
اساسا هدف غائی  از نگارش این بررسی ها ، در حقیقت گفتگو و تبادل اندیشه ها و تضــــــــــــــــــــارب
افکار است تا ازین رهگذر دانشتوشه ای نصیب طرفین گشته  ، نتایجی حاصل شود .
نگارنــــــــــــــــــــــــــــــــده این سطور ، علی الاصول تکلم وحده  را بر نمی تابد چه ، تکلم و سخن و بیان
یک جانبه یا بعبارتی سخنرانی یا خطابه ، یکطرفه بقاضی رفتن است و بنوعی بی عدالتی در مباحثـه .
مگر در مواردی خاص که رابطه استاد و شاگردی و اختلاف معتنا به میزان دانش مطرح باشـــــــــــــــــــــــد
که حتی در این مورد هم پیشینیان ما ، رسم اشکال و استشکال را قائل بوده اند و عامل .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 

پس از نگارش و انتشار نقد وبلاگ تنهاترین سعید دنیا ، دوستی در نظری ، البته دوستانـــــــه ، راقم این
سطور را بلطف خود بنواخته بود !. حقیر نیز ، من باب تشکر ، مطلبی در همانجا قلمی نمودم . امـــــا از 
آنجا که احتمال دادم ، شاید این سو ء تفاهمات در برخی دیگر از مخاطبین نیز ایجاد شده باشــــد ، لازم
دیدم این نوشته روشنگر را ، بجهت تنویر لااقل نسبی افکار مراجعین ، در متن وبلاگ نیز منعکس نمایم .
 متذکراعرض می کنم که نوشته آقای بزرگمهر آزادی در قسمت نظرات پست قبلی قابل مراجعه میباشد.

                                                         

سلام ! بحضور انور برادر عزیزم بزرگمهر آزادی 
1- نقد،ذاتا مقوله ای است که باعث تقابل و تضارب افکار می گردد و هر کس می تواند بصـورتی که ازمرز
وهن عبور ننماید ، اظهار عقیده کند .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
وبلاگ : تنهاترین سعید دنیا
موضوع : شخصی
نویسنده : سعید

بررسی و معرفی را از نام وبلاگ آغاز می کنم که هم نامی غیر معمول است و نا متــــــــــــــــــــــــــــعارف
و هم غیر معقول و نا متجانس . اساسا باید دانست که هر جدیدی بدیع نیست و هر بدیعی هم جــــذاب
نمی تواند باشد . در مورد عکس مولف که بر تارک وبلاگ تقریر گردیده نیز ، بطریق اولی می تــــوان گفت
اشتباه برخی جوانان و حتی مجربین این دیار این است که فی الجمله ، مشهوریت را  با محبوبیــــــــــت
اشتباه می گیرند . انسان ذاتا موجودی جمال پرست است و زیبائی را در اشکال مختـــــــــــــــــــلفه اش
تحسین می نماید . این تصویر ممکن است جزء مشهور ترین عکس های عالم وجود گردد اما قطعا بدلیل
نازیبائی ، از محبوب تریــــــــــــــن ها نخواهد بود . این یک مطلب و نکته دیگر اینکه قبل تر هم عرض شد  
، تقریر تصویر بر سردر وبلاگ ، بیشتر زیبنده نویسندگان شهیریست که چهره آشنائی نـــــــــــــــــــــدارند
و خوانندگان مطالبشان مشتاق و کنجکاو دیدن تصویرشان هستند . نویسنــــــــــــــــــــــــــــده اول باید به
نوشته اش برسد و بعد در مراحل  اُخری به تصویرش بپردازد .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
وبلاگ : وبلاگ بروبکس دانشگاه رودهن
موضوع : فرهنگی 
نویسنده : مهرزاد
اولین وبلاگ مستقلی که توسط نگارنده مورد بررسی قرار می گیرد ، وبلاگ مذکور است . البتــــــــــــــــــه
این مطلب فی نفسه دارای ارزش نبوده ، صرفا از جهات آماری و ثبـــــــــــت در تاریخ ! واجد اهمیت است .
نقد را از نام وبلاگ که علی القاعده نقطه شروع  آنست ، آغاز می کنم . « وبـــــــــــلاگ بروبکس ! رودهـن
از اوضاع دانشگاه آزاداسلامی واحد رودهن » .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
وبلاگ : عاشق خسته
موضوع :آزاد
نویسنده : بهرام عاشق
بحضور مبارک شما عرض شود که پستهای وبلاگ مذکور ، بگونه ای یکجا و بصـــــــــــــــــــــــــورت هفتگی
به خواننده ارائه می گردد . البته این روش وبلاگ نویسی روش بدیع و جالبی است ، دقیـــــــــــــــقا مانند
یک روزنامه دیواری .... . از جمله محاسن اینکار درواقع می توان به آماده بـــــــــودن خوراک فکری خواننده
وبلاگ ، در طول یک هفته ، اشاره نمود که هر کس بفراخور حال و وقتش ، می تواند بهره منــــــــد شود .
بشرطها و شروطها و از جمله اهم این شرطها  حجــــــــــــــــــــــم کافی و مناسب بخشها و عمق مطالب
است که در این وبلاگ ، کمتر مورد توجه قرار گرفته .

    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
وبلاگ : کاش پایان دلخوشی ها مرگ نبود
موضوع : شعر
نویسنده : مرداب

به نام وبــــــــــــــلاگ ، از دو دیــــــــــــــــــــــدگاه می توان توجه نمود ، یکی خود نام و دیگری محتوای آن.  
نام وبلاگ اگر کوتاهتر و گزیده تر انتخاب می شد ، تاثیر بیشتری می گذاشت . مثلا بنـــظر حقیر و نـــاچیز
راقم ، نام « پایان دلخوشی ها » یا چیزهائی شبیه آن ، مناسبتر بنظر می رسند . طولانی بودن عنـــوان
، بنوعی می تواند نقطه ضعف محسوب شود بدلائلی که بارها عرض کرده ام .
اما از نظر محتوا اصولا مرگ پایان دلخوشی ها نیـــــــــــــــــست که آرزو کنیم ایکاش نبود . اصلا مرگ پایان
نیست ، با مرگ انسان ، تازه زندگی  و دلخوشی هایش آغـــــــــــــــــــــــــــاز می شود . از کجا معلوم که
جهان بعد و حیات و نشئه ثانی انسان ، زیباتر و دلپسند تر نباشد کما اینکه اینــگونه هست بفرموده قران
و روایات و کسانیکه آن جهان را دیده و خبر داده اند . فبول دارم که کمی نگران کننـــــــــــــــــــــــــــده است
فکر مرگ . یعنی اصالتا انسان از چیزی  که تجربه نـــــــــــــــکرده واهمه دارد . اضطــــــــــــراب چــــــگونگی 
آن جهان و متعلقاتــــــــــــــش ، همیشه بر وجود راقم مستولی بوده . کیفیت احساسات و عواطف آدمی
، نوع ارتباط با نزدیکان و خویشان و بستگان در عالم برزخ و جهان پس از برزخ ، تنعم و تعــــــــذب الهی بر
بندگان و...  . البتــــــــــــــــــــــــــه آیات وروایات بکفایت توصیف نموده اند ، ولی بحث بر سر چگونگی آن و 
همچنین تجربه آدمی است . برای کسی که طعم شیرینی ، تلخی ، گرما ، سرما و.. را نچشیــــــــــــــده
هر چقدر توضیح دهند ، تا خود تجربه نکند ، دقیقا و عینا درک نمی کند این کیفیات را .
تصور راقم اینچنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــن است که خداوند بر اساس «چون که با کودک سرو کارت فتاد .....»
، جهان پس از مرگ را با عنایت به تجربیات عینی بشر  شرح داده که برای او (بشر) قابـــــــــــــــــــــل درک
باشد . نه اینــــــــــــــــــکه ، العیاذ بالله ، وعده حق نا متحقق است ، خیر ، شاید بنوعی همین کیفیاتی
را که خدای سبحان شرح داده ،  از قبیل باغ ، نحر ، گل ، میوه ، حوری ، غلمان و آتــــــــــــــــــش ، عذاب 
،  غلاض و شداد را ، شاهد باشیم و درک کنیـــــــــــــــــــــــــم ولی احتمالا چگونگی و جنس آنها با شکل
دنیوی همین معانی متفاوت باشد . به بیان دیگر  لذات یا آلام حاصل از نعمات و نقمـــــــــــــــــــــات کمی
گسترده تر و کما و کیفا بیشتر از همین و ضعیات در دنیا باشد . مثــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا لذت حاصل از
حورالعیـــــــــــــــــــــــــــــــــــن یا غلمان اگر حتی شبیه همان لذت دنیایی آن باشد قطعا باندازه آن نیست
و خیلی بیشتر شده . تازه این لذاتی است که بشر عادی تجربه کرده ، شیریــــــــــنی و شعف همجواری
باحضرت حق ، تقریب بذات و تحلیل در صفات که اصلا برای امثال بنده قابل درک و فهم نیست .
عرض می کردم که مرگ ابدا و اصلا پایان دلخوشی ها نیست که حال آرزو کنیــــــــــــــــــم ایکاش اینچنین
نبود . مرگ اگر پایانی هم باشد ، پایانی است که یک آغاز دیگر را در پی دارد . آغاز یک دلمشـــــــــــغولی
بهتر بزرگتر و همچنین بدون انقطاع ، دائمی و نامتناهی .
عاليهم ثياب سندس خضر وإستبرق وحلوا أساور من فضة وسقاهم ربهم شرابا طهورا ﴿21﴾
« سوره مبارکه انسان » .  و راقم عرض می کند که اللهم الرزقنا شرابا طهورا .
 قالب ، در مجموع شاید در نگاه اول توجه مخاطب را بواسطه تصویر بک گراند و رنــــــــــــــــــــــگ آمیزی آن
جلب کند اما ، بررسی افزونتر به نامناسب بودن فکر وجود تصویر یــــــــــــــــــا لا اقل این تصویر در بک گراند
قالب منتج می گردد . درست است که تصویر ، وقتی باین شکل در وبـــــــــــــــــلاگ تعبیه شود ، فکر و جو
ایجاد می کند ، یا بعبارت بهتر ، برای خواننده نوعی فضا و اندیشه و رنگ و بوی از پیش تعییـــــــــــــــــــــن
شده بوجود می آورد ، اما این بستری که توسط تصاویر اینچنینی ساخته می شود بنظرم انــــــــــــــــدکی
تصنعی است . ضمن این که بسیـــــــــــــــــــــــــــاری کلمات نیز شاید ناخوانا گردد . بطور خلاصه می توان
گفت که طراحی صحنه این وبلاگ در اولین برخورد خوب ولی بتدریج به متوسط ، تنزل می یابد .
راقم این سطور اساسا با شعر نو میـــــــــــــــــــــــــــــــانه چندانی ندارد و اگر احساسات شاعرانه پیدا کند
، قطعا حافظ و سعدی و مولوی را ترجیح می دهد . اما این گونه شعری هم بهر حال علاقمنــــــــــــــــدانی
دارد و شاعرانی ، که عاشق شعر نو هستند و این که من یا شما فکر کنیـــــــــــــــــــــــــــــــــــم که بخاطر
فقدان قدرت سرودن شهر کهن و طبع سرشاری که با وزن و قافیه و ردیف آزموده گـــــــــــــــــــــــــــــــــردد ،
به این شعر نو روی آورده اند ، چیزی از عشق و علقه آنها کم نمی کند  . حقیـــــــــــــــــــــــــــــر ، بواسطه
تخالف و تضاد با اســــــــــــــاس و زیربنای ابداع و تبسیط شعر نو و عدم توانائی در حذف تاثیر این مخالفت
و پیش داوری اجتناب ناپذیز حاصله در نظراتش ، از اظهار نظر در زمینه متن اشعار نـــــــــــــــــــــو خودداری
می نماید .
آنچه مسلم است اما ، این حقیقت است که این شاعره جوان ، اگر مطالعه پیگیر آثار بزرگـــــــــــــــــان این
رشته و ایضا ادبیــــــــــــــــــــــــــــــــــــات کهن را سرلوحه برنامه های خویش قرار داده ، دقت  در گزینش و
استخدام کلمات و ایجاد ارتباط بهتر بین آنها را ، افزون نماید ، قطعا آینــــــــــــــــــــــــــــــــده ای درخشان را
پیش رو خواهد داشت . شعر در حقیقت توصیف زیبائی از ، زیبائیهاست .
با آرزوی موفقیــــــــــــــــــــــــــــــــــــت برای نویسنده عزیز و دعوت از همـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگان برای
گذری و نظری و بهره ای از  وبلاگ مورد بحث  و تشکر از توجه شما و تعذیر تصدیع . یاحق

وبلاگ بعدی : عاشق خسته

                                                              
   
 
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
وبلاگ : تناقضات
موضوع : بررسی تناقضات
نویسنده : سامان


تناقضات وبلاگی است که قصد بررسی آن دارم . 
کالبد شکافی : در اولین پست صفحه اول ، نویسنده در ماه تولدش یا روز تولدش ، یک حکم کلی صـــادر
نموده است : هیچ چیز را باور نکن ، فکر کن ، وقتی تفکر هست هیچ کس ، حتی دین ،حق دستور دادن
ندارد . بگذریم که این دو سه جمله ، برای یک پست ، خیلی کوتاه است و توضیحی هم در بر نــــــدارد .  
بسیار خوب ، قبـــول ، هیچ کس این واقعیت  که « باید بررسی کرد و فکر کرد و تحقیق کرد و هیچ چیــز را
بدون تامل و دقت نپذیرفت » را منکر نیست . اما مرحله بعد چیست ؟. تحقیــــــــــــــق کن ، مطالعه کن ، 
بررسی کن ، بعد ... ، بعد یا رد کن یا قبول کن . یا بآن حقیقت مورد بررسی ، مومن شو یا کـــــــــــــافر .
بهر حال یک جائی باید این تحقیـــــــــــــــــــــق ، پایان پذیرد . تا ابد که نمی توان در سر در گمی و حیرت
ماند ، می شود ؟. البته آن حیرت فلسفی که عرفا از آن دم می زنند ، فرسنـــــــــگها با این حیرت فاصله
دارد . حیرتی که ناشی از تشکیک و تردید ما بهمه حقایق هستی باشد ، آنهم برای فــــــــــــــــــــــــرار از
تقید و بند و بـــــــــــــــــــار ، با آن حیرتی که عارف پس از شناخت و ایمان ، در کنه ذات و صفات معبودش
گم می شود و حیران ، خود را هیچ اندر هیچ می بیند  در مقابل آنهمه عظمت ، خیلی متـــــــــــــــــفاوت
است .
چرا هیچکس حق دستور دادن نــــــــــــــــــدارد ؟ واقعا چرا ؟. پزشک هم حق دستور دادن بشما را ندارد .
بسیـــــار خوب ! پیامبران و امامان  هم پزشک روح آدمی انــــــــــــــــــــــــــــد . شما وقتی نیاز به پزشکی
برای معالجه خویشتــــــــــــن دارید ، تحقیق می کنید ، بررسی می کنید ، مطالعه و پرس و جو می کنید
و یک پزشک حاذق را انتخاب می نمائید ، بعد از ایــــــــــــــــــــــــن مرحله ، دیگر باید گوش بفرمان پزشک
باشید . نبـــــــــــــــــــــــــــــــــاید از او علت تجویز فلان دارو را بپرسید . اگر او پزشک حاذقی  است و شما
باین حقیقت ایمان دارید ، که فرض ما چنین است ، سوال دیگر معنی نـــــــــــــــــدارد ، باید گوش بفرمان 
پزشک بود . صبح یکعدد ظهر نیم و شب یک چهارم قرص را میل کنید ! چرا ؟ چرا دیگر ندارد .
پس ، اول تحقیــــــق و مطالعه ، بعد یا انکار یا تفویض .
« به همه چیز شک کن هر آنچه رامی بینی یا بتو می نمایند را باور نکن » کامــــــــــــــــــــــــلا حکم کلی
قابل استناد و صحیحی است . اما بواسطه عدم جواز انکار دائم بجـــــــــــــــــــــــــــــــوانان ، باید ادامه این
حکم را نیز ، تبیین نمائیم . به همه چیز شک کن ، بعد برخی را بـــــــــــــــــــــــــاور کن و برخی را دور بریز
و باور نکن . درست ها را باور کن و غلط ها را دور بریز ، چطور افتــــــــــــــــــــــــراق قائل شویم ، این دو را،
با حجت عقل و نقل که نقل ، در واقع اصطلاح فقهی کتــــــــــــــاب است و تحقیق و پرس و جو و مطالعه ، 
عقل هم که ابزار بشر است برای بررسی و تمیز .
مطالبی هم که در پســـــــــــــــــــــــت بعدی نوشته شده بیش از حد مایوسانه است . دنیا ترکیبی است
از خوبیها و زیبا ئیها و بدیها و زشتیها . درســــــــــــــت است که هر چه پیش می رویم ، غلبه کمّی بدیها 
بر خوبیها را مشــــــــــــــــــــاهده می کنیم ، ولی هنوز هم می توان در همین دنیا به صحنه های زیبائی
نگریست و لذت برد از مهر و عاطفه و گذشــــــــــــــت و ایثار و فداکاری و شجاعت و شهامت و صــــــــــفا و
آزادگی و محبت و صدق و راستی و سخاوت و همه ارزشهای قشنگ انسانی .
شایــــــــــــد هم این یاس از تفکری نشات می گیرد که پیش و بیش از همه از صادق هدایت متاثر است .
من باید بحقیقتی اعتراف کنم و آنهم سرخوردگی برخی از جوانان ماست از دین و دیانت و هرکه و هرچه
نام دین بر خود دارد . علت هم روشن است ، جوانان ما که خودشان پیامبـــــــــــــــــــــــــــــــــر اکرم ص و
امیر المومنین ع را ندیــــــــده اند . افرادی خاص ، با هیئت و گفتاری  خاص ، بجوان امروزی گفتــــــــــه اند
زمانی ، در گذشته های دور ، پیامبری بوده با این نام و نشان ، که او گفته باید انســـــــــــــــــــــــان بود و
انسانیت کرد . 
برخی از همین افراد خاص، بعد از چندی ، از راه انسانیت و اسلامیت منـــــــــــــــــــــحرف
شده اند  و نهایتا جوان امروز هم دچار یکنوع دوگانگی گردیــــــده که کدام را باور کند .
اما حقیقت اینست که هرگز خداوند آن افراد خاص را نماد اسلام قرار نداده ، آنها  هرگز برما حجــــــــــــــت
نبوده و نیستند ، حجت ما عقل و قرآن و سیره یا سنت است یا بعبارت دیگر همان عقل و نقل . 
بحث در اطراف این موضوع ، طولانی و مبسوط است و مجال دیگری می طلبد .
در حال بررسی وبلاگ تناقضات بودیم در ادامه باین سوال می رسیم ومطالـــــــــــــــــب ماقبل و مابعدش.
قران چند سوره دارد ؟ چند پیامبر آمدند و رفتند و چند ...  ؟
دانستن پاسخ این سوالات آیا دردی را دوا می کند ؟ یا اصلا لازم است ؟. کاش می پرسیدیـــــــــــــــــــــد 
اســـــــــــــــــــــــاســـــــــــــــــــا پیامبران برای چه مبعوث شدند ، قران چیست ، نه اینکه چند سوره دارد .
دانستن جواب این سوالات است که ارزش محسوب می شود . کی می شـــــــــــــــــــــــــود در فهم دین
از «چند» ها فاصله گیریم و به «چرا»ها و «چون» ها برسیم ، از کمیت به کیفیت .
و از اینها مهمتـــــــــــــــــــــــــــــــر اینکه ، همان گونه که عرض کردم ، هیچ انسان در دسترسی  ، در عصر
حاضر را ، نباید نماد اسلام فرض کنیم . اگر آن کسی که شما رااز اهالی جهنــــــــــــــــــــم می شمارد ،  
از نظر شما شایسته مسلمانی نیست به اسلام چه ربطی دارد ؟ اگر گروهی در فهم دین دچـــــــــــــــــار
ضعف و مشکل شده اند به حقیقت این دین آسمانی چه دخلی دارد ؟ . شمـــــــــــــــــــــــا خودت با درک
خودت برو و اسلام را بشناس و از آن تبعیت کن .
 « این مردم بیچاره از جانور کمترند و... » راستی این جملات متعلق بهمان فیلسوفی نیــــــــــــــــــــست
که از شدت دانش و معرفت انتهار نمود ؟ . اگر ایشــــــــــــــــــــــــان واقعا با فلسفه اش قادر است مشکل
یک جامعه ، یک نسل را حل کند ، چرا از تحلیل معضلات خود عاجز شد و کارش به انتهار کشید ؟.
از آن گذشته ، بخشی از جمله این دانشمند محترم مورد استناد شما ، بنظرتان ، آشنا نیـــــــــــــست ؟ 
فکر نمی کنید شاید ایشان این بخش جمله را از جائی وام گرفته باشند ؟.
  لهم قلوب لا یفقهون بها ولهم اعین لا یبصرون بها ولهم آذان لا یسمعون بها
اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون ﴿179﴾ (اعراف)
با این فرق که،قیاس کنید سخن ومنطق قرآن رابا سخن آن بزرگ مرد کوچک !؟.هر که باشد . که گفته اند
انظر الی ما قال ولا تنظر الی منقال . سخن را بنگر نه گوینده سخن را .
بایدها ونبایدها همه شان غلط نیست،ممکن است کورکورانه توسط بعضی اطاعت شود،اما غلط نیست.
باید به پدر و مادر احترام  گذاشت ، نباید همسایه را آزرد .  
این دو باید و نباید آیا اشکالی دارد . پس باین نتیجه می رسیــــــم که بایدها و نباید ها را پس از بررسی
می توان رد یا قبول نمود . که همان حرف ماست و استاد بزرگ ،  ظاهرا ، اشتبـــــــــــــــــــــاه بنموده! .
یک سوال : حیف نیست واقعا حیف نیست قران را با آن بلاغــــــــــــــــــــــت و نهج البلاغه را با آن فصاحت 
، که قرنهاست کسی ایرادی و تناقضی و اشکالی بر آنها نتوانسته بگیرد ، رها کنیم و بســــــــــــــــراغ ...
بگذریم .
« ایرانیها از همه مردم دنیا باهوشترند » چه کسی این حکم کلی را صادر نموده است ؟. تقاضـــــــــــــای
عاجزانه دارم در نوشته هایتان دقت کنید . زیاد از حد کلی صحبت نکنیــــــــــــــــــــــــــــــــد تا دست آویزی
برای مخالفین دین گردد .
«برای مغزهای ساده ....کلمه سه حرفی....خدا ...»
این جمله پر مغز از کیست ؟، لابد از همان .... . برای همه ، حتی خودم ، متاسفم که هنـــــــــــــــوز خدا
را نشناختیم تا بدانیم که ماسوی الله هیچ نیست ، هیچ . نه که تاریکی است ، ظلمـــــــــــــــــــات است
نه ، هیچ چیزی وجود ندارد ، فقط خداست و بس . 
کمال ؟! آیا انسان بدون خدا و منهای خدا هم ، می تواند دم از کمال بزند . کمال انسان ، منـــــــهای حق 
، چه معجونی خواهد شد .
 از یکجهت ، با دیدن این وبلاگ ، خوشحــــــــــــــــــــــــــــال شدم و از جهت دیگر غمیــــــــــــــــــــــــــــــن .
خوشحالیــــــــــم ازین جهت بود که ، میبینم و میبینند که انسان بدون خدا ، چه موجود مایوس و غمگین
و بی فردا و فرجامی خواهد بود و غمم البتــــــــــــــه از آن جهت نبود که مبادا جوانان با خواندن این وبلاگ 
نیم صفحه ای ، خدا را ، عشق را ، زندگی را ، کنار بگذارند و همه دسته جمعی دســــــــــــــــت به انتهار
زنند ، بلکه بخاطر دلائلی بود که باعث فرار این جوان ، از دامن پر مهر عبودیت گردیــــــــــــــده و متاسفانه
این دلائل و عوامل هنوز هم می تواننــــــــــــــد جوانان دیگری را نیز ، اینچنین کنند  . شرحش بماند برای
مجلسی و نوبتی دیگر .
این جوان خودش بخودش جواب می دهد ، از یکطرف راهنمائی را ، ایــــــــــجاد اثر را ، نکوهش می کند .
چون پدرش باو گفته نظرت را برای خودت نگاه دار ، از طرف دیگر وبلاگ ایجاد می کنــــــــد و حرف می زند
و برای خالی نبودن عریضه انگیزه وبلاگ نویسی را «معرفی خودم به سایه خودم» عنـــــــــــــــــــــــــــــوان 
می کند . برای «معرفی خودم به سایه خودم» بنظر شمــــــــــــــــــــــــــــا دفتر خاطرات مناسبتر نیست .
شما وبـــــــــــــــــلاگ ایجاد کردید که مردم آنرا بخوانند و از آن تاثیر بگیرند . در غیر این صورت دفتر خاطرات
می نوشتی ، یا با تصویر خودت در آینه صحبت می کردی ....
جوان عزیز قبل از اینکه دست بقلم ببری فکر کن و بعد بنویس .
همه آنچه من و شما در ذهن داریم و یاد گرفتیم از جمله معلومات همین جوان عزیــــــــــــز را ، گذشتگان
ما با مرارت و زحمت نوشتند یا سینه به سینه منتقل کردند ، تا بما رسید . حال ایشـــــــــــــــــــــــــــــــان
رهنمود می دهند که نظر ندهید ، نظرتان را برای خودتان نگه دارید . آقا لطفا از فردا روزنــــــــــــــــامه ها ،
مجلات،اینترنت،چاپ و نشر و هرآنچه اسباب نظر دهی و اظهار اندیشه است را جمع کنید ، هان ؟، چطور
است ؟. این شد تناقضات دین ؟ این شد تناقضات توحید ؟ .
شما را بحق حق قسم ، اول فکر کنید ، بعد بنویسید ، این تفــــــــــــــــــــــــــــــکر است که از هفتاد سال
عبادت ، بفرموده آن نگار بمکتب نرفته ، برتر و بالا تــــــــــــــــــــر است ، تفکری که جوانی را از نگارش این
مطالب باز می دارد . موضوعات زیادی برای وبلاگ سازی وجود دارد ، لازم نیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــست
حتما افکار خام و پرورش نیافته مان را بخورد خلایق دهیم .
پوزش می خواهم که انـــــــــــــــــــــــــــدکی رک صحبت کردم ، قرارمان این شد که با آرامش از هم انتقاد
کنیم ، کسی هم دلگیر نشود . اختلاف بر سر افکارمان است نه موجودیت و رفاقتـــــــــــــــــــــــــــــــمان .
مخلص آقای تناقضات ، سامان عزیز ، هم هستیم .
جمله قصار وبلاگ یا «درباره...» ، جمله درستی بنظر نمی رسد . مطالبی که واقعا نادرستنـــــــــــــــــــــد
و مطالبی که غلط بنـــــــــــــــــــــــــــــظر می رسند ، ارتباطی با تناقض ندارند . معنای رایج تناقض در واقع 
عبارت است از دو موضوع متضاد در یک واحد .
نام وبلاگ علی رغم محتوا ، نام جذابی است و بیننـــــــــــــده را  به دیدن وبلاگ تحریک می نماید . قالب 
هم علی رغم نداشتن عنوان ، پذیرفتنی است . فقط این خدماتی که در انتها قرار گرفتــــــــــــــه ، اندکی
نابجا بنظر می رسد . همچنین است لینک شادمهر .
بهر تقدیر برای این نویسنده جوان اندکی انصاف و کلی توفیق آرزو می نمایم . یا حق 

وبلاگ بعدی :
کاش پایان دلخوشی ها مرگ نبود 



                                                          

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
نویسنده وبلاگ لبگزه ، نه تنها نقد این حقیر را خوانــده ، بلکه آن را تمام وکمال ،در وبلاگ خود ، منعکس
کرده ، که موجبات دلگرمی راقم را فراهم نموده است .
ببینید دوستان عزیز من ،نه مدعی هستم که ناقد عجیب و غریبی هستم ، نه نقد خود را مائــــــــــده ای
آسمانی برای وبلاگ نویسان می دانم ، نه شما را ملزم به اعمال نظراتم می انگارم ، نه متـــــــــــــــوقعم
که همه دوستــــــــــــــــــــــــان نوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه مرا بی کم وکاست منتـــــــــــــــــقل کنند  
و نه پندار متکبرانه و متفخرانه دیگری راجع به نوشته هایم دارم .
عرض من این است که وقتی دوستی اظهار تمایل می کند تا وبلاگش مورد نقد قرار گیــــــــرد ، که همین
بتنهائی نیز شایان امتنــــــان است ، و نگارنده چند ساعت وقت گذاشته بد و خوب وبلاگ را ،از نظر خود،
بیان میدارد ، اولین و کمتــــــــــــــــرین توقع از آمر نقد ایـــن است که آنرا بخواند لا اقل ، بعد اگر اشکالی ،
نقصی ، ایرادی در عریضه دیـــــــــــــــــــد آنرا با یک کامنت مختصر ، که  از دید راقم خیلی با ارزش است ،
بیان نماید ، همین . آیا این توقع زیــــــــــــــــــــــــــــادی است که برخی دوستان کم لطفی نموده حتی از
تقریر یک کلمه شش  حرفی «خواندم » نیز دریغ می کنند . با مراجعه به بخش نظرات مصــــــــــــــداقهای
عرایض بنده مشخص خواهند شد . چون اگر فرض کنیم پست بررسی فلان وبلاگ ، یک خواننـــــــــــــده ،
فقط یک خواننده داشته باشد ، این یک نفر علی القاعده باید نویسنـــــــــــــــــــــده آن فلان وبلاگ باشد .
بهر تقدیر از سیــــــــــــــــــــد عزیز که دلگرم کرد ، این ناقد بی جیره و مواجب را و مواجب ما را بطور کامل
با اضافه کاری و مزایا و غیره!! پرداخت ،  تشکر نموده ، ارادت راقم به سادات را نیز دو چنــــــــــــــــــــدان 
نمود .  البته دوست عزیزم نویسنده وبلاگ دوستان و وبلاگهای فریاد ، باران ، فریــــــــــــــــــــــــــــاد جرس
، در این حصار بشکن ، سکوت  و گرگ بیابون هم یا نظر یا لینک داده انـــــــد یا نقد را منــــــــــــــــــعکس
نموده اندکه درهمین جاازهمه این دوستان نیز تشکر میکنم .(همچنین وبلاگ داغم که چرا ... وسایرین)
از زاویه ای دیگر می توان گفت که هدف غائی از نگارش این قلیل تقریرات یافتن چنــــــــــــــــــــــد دوست
الکترونیکی است که این مهم فقط با تبادل نظر یا لینک یا مجموعا گفتگو حاصل می شود . یاحق 

                                                               
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
بعد از ثبت بررسی وبلاگ شب نامه ، عده ای از دوستان انتقاد کردند که لحن نقد ، بیش از حد گزنـــــده
بوده ، از طرفی برخی دیگر خواهان نقد تند و تیز و واقع گرایانه و بدور از تعارفات معمول هستنـــــــــــــــــد
که البته راقم نیز با گروه اخیر موافق تر است چرا که قرار است انتقاد کنیــــــــــــــــــــــم برای بهتر شدن ، 
یعنی تکیه نقد باید روی نقاط ضعف باشد در هر حال از همه عزیزانی که دلگیر شده یا خواهنـــــــــــــــــد
شد قبلا عذر خواهی نموده از خدا مصرانه می خواهم یکنفر هم پیدا شود و وبلاگ راقم و ایضا خودش را
بصورتی حقیقت مدارانه و آینه وار و واقع گرایانه ، نقد نماید .

وبلاگ : لبگزه 
موضوع : آزاد
نویسنده : محمدرضا واحدی

قالب وبلاگ ، از قالب های آماده بلاگفاست و بنظر ، انتخاب نادرستی نرسید لااقل چشـــــــــــــــم را آزار 
نمی دهد . عنوان وبلاگ در نگاه اول اندکی ثقیل و دور از ذهن بــــــــــــــــــــــــود ولی در بررسی مجدد و
مطالعه شعر مرجع و مبنــــــــــــــــــــــــــای نام ، اندکی از ثقل آن کاسته شد . اما باید در نظر داشت کـه
اولیــن دست آویز و حبل المتین وبلاگ نام آن است . در این اقیــــــــــــــانوس بی کران وبلاگـهای فارسـی
که تعدادشان واقعا لا تعد و لا تحصی است ، اولین و مهمتـــــــــــــــــرین و تنها عامل و انگیزه برای کلیـــک
کردن و ورود بفضای وبلاگ ، در حقیقت ، عنوان آن است و یک نام زیبا و تاثیر گذار می توانـــــــــــــد تعداد
بیشتری مراجع و خواننده را جذب کند . در مورد تعداد مراجعین هم باید عرض کنم ، شـــــــــــــــــــــــــــما
بهترین نشریه تاریخ را منتشر کنید ، وقتی خواننده نداشته باشد چه سود . زیباتریــــــــــــــــن فیلم دنیـا
بدون بیننده فایده ای ندارد . حتی اسلام هم بدون مسلمان ارزشی ندارد . پیغمبــــــــــــــــــــــــر اســلام
هم که عقل کل بود ، مبالغی را ، تحت عنوان «مولفه قلوبهم» به جذب افراد اختــــــــــــــــــــصاص میــداد
، بعد برای آنها صحبت میکرد . تعداد کامنتــــــــــهای وبلاگ ، اولین چیزی است که توجه وبـــلاگر را جلــب
می کند . منتها روش جذب و جلب مخاطب مهم است و ایده و فکری که برای این کار مستـــــــــــــــــــفاد
می گردد . وبلاگهای رنگارنگی هستند که برای افزایـــش مخاطبشان بهر شیوه ای متـــــــــــــــــــــوســـل
می شوند . از تصاویر مستهجن تا نوشته های سخیف و نازل و موضوعات بی ارزش .
اتفاقا برخی موفق هم می شوند و عده ای را مشتری دائمی و ثابــــــــــــــــــــــــــت خودشان مینماینـــد
، نام نمی برم که سوء تفاهمی ایجاد نشود . به اعتقاد نگارنده این سطور اگر کسی بتوانـد با روشــهای معقول و منطقی و بدون تنزل شان خود و رسانه اش ، تعداد مخاطب را افزون نمایــــــــــــــــد ، می توانــد 
بخود و رسانه اش از این جهت ببالد . فراموش نکنیـــــــــــــم که فیلم گنج قارون در زمان خود ، تا مدتـــها
پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران بود .
در قسمت موضوع وبلاگ ، علی القائده باید مطالبی مهمتر از این جملات ثبـــــــــــــــــت گردد . مطالبـی
که آنقدر از نظر نویسنده حائز اهمیت است که نمی توان آن (ها)را در یک پست ، بدلیل عدم ثباتــــــــش
در صفحه اول وبلاگ ، رقم زد . درموضوع پیوندها ، علی رغم درست بودن محتوا ،هم کلام قدری اطالــــه
شده ، هم جای مناسبی ثبت نشده . مثلا می شد این جمله را ، آنهم در ابتدا یا انتـــــــــــــهای بــخش 
پیوندها قرار داد : ثبت پیوند لزوما دلیل موافقت با نظرات مطروحه در آن نمی بــاشد . یا چیـــــــــــــــــــزی
شبیه یا حتی موجزتر از این . از یاد نبریم که ما اکنون در جهانی و زمانی زنــدگی می کنیـــــــــــــــــم که
ایجاز ، استفاده بهینه از زمان و مکان ، یکی ازمهمترین ارزش ها باید محسوب شود .
لینک ها را ، البته چندتائی که باز کردم و دیدم ، نسبتا پسندیدم . لا اقل حرفی برای گفتــــــــــــن دارند .
نه مثل بعضی وبلاگهای این زمانه که فقط چرک نویس دفتر خاطراتند و بس .
یکبار عرض کرده ام وجود خبر نامه را ، در وبلاگهای اینچنینی زیاد مناسب نمی دانم ،شاید بتـــــوان برای
گرفتن ایمیل مخاطب و در ارتباط بودن با او راه بهتری یافت ، راه بهتری که نتیـــــــــــجه بهتر و استقبــــــال 
بیشتری را کسب کند . بیشتر از استقبال نا چیزی که معمولا از خبرنامه ها می شود .
کالبد شکافی :
اولین پست صفحه اول ، راجع به رمضان و قبر و قیامت است . قادر نیستــــم تعجب و شـــــادی خود را از
اینکه یک جوان امروزی از مقولاتی مثل رمضان و قبر و مرگ سخن می گوید پنهان نمایم .
نه ، رو در هم نکنید ، قبر و قیامت به صاحبش قسم ، چیز بدی نیست . فکر مرگ انسان را زنـــــــــــــــده
می کند . یاد قبر و تاریکی آن ، جوان را از خیلی اعمال که قبرش را تاریکتر می کنــــــد دور می ســــــازد
توصیه می کنم لا اقل هفته ای یکبار به قبرستانی بروید و به عاقبت و سرانجام دنیا عمیــــــــــــــــــقا فکر
کنید . این ، فکر کردن است که از هفتاد سال عبادت برتر و بهتر است .
پست فقیر ، نوول کوتاهی است که روی آن کار نشده . بیشتر شبیه طرح یک نوول است تا خــــــــود آن .
بارقه هائی از استعداد داستان نویسی را می توان  بزحمت و کنکاش در آن یافت .
پست تلمود اطلاعات جالبی است راجع به معتقدات یهودیان ،که نگارنــــــــــــده  از آن بی اطلاع بـــوده و
مطالعه آن را به همگان توصیه می نماید . البته می دانستم که تورات فعلی تحریف شـــــــــــــــــــــــــــده
و موضوعات نامعقولی در آن گنجانیده اند . آنچه راقم ، از دستور صریح قرآن ، راجع به اهل کتــــــــــــــــاب
می داند ، این آیه شریفه است :
ان الذین آمنو والذین هادو و النصاری و الصابئین من آمن باالله والیوم الآخر و عمل صالحا فلــــــــــــــــــــهم 
اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون . (بقره ۶۲)
بدرستی که کسانی از مسلمانان و یهودیان و مسیحیان و صابئین(پیروان یحیی ع) که موحــــــــــــــــــــد
بوده بروز باز پسین ایمان  و عمل صالح داشته باشند اجرشان نــزد خدا محفوظ و هیچ تــــــرس و حزنــی
نباید برآنها مستولی گردد .
و نگارنده این سطور عرض می کند که اگر کسانی بر این اعتقادنــــــــــــــــــــد که غیر مسلمیــــن همه در
آخرت معذب و خسران زده خواهند بود ، طبق نص صریح قرآن در اشتباهند . گوهر و جـــــــــــــــــــــــــــوهر
دینداری ، بفرموده حق ، سبحانه و تعالی ، ایمان بخدا و عالم پس از مرگ و عمل صالح اســــت که از هر
کس با هر آئینی صادر شود مقبول در گاه احدیت واقع می گردد .
بنظر می رسد نویسنده وبلاگ با اطلاعات مذهبی و دینی بیگانه نیست و این برای نــــــــــــــــگارش یـک
وبلاگ توانائی مفید ی است .
پست «لبگزه» ، تذکر بجائی است راجع بنام وبلاگ . هرچند که غزل مذکوره ارزش ادبی چنـدانی نـــدارد.
قسمت «بشتاب ...» داستان خواندنی است و بجا ، اما ادبیات جمله معترضه میان آن با سایــــر بخشها
هماهنگ نیست« اگر تا اینجا را نخواندید بی خیال ...» باید عرض کنم که نگارنده این سطور، بهیچ وجـــه
من الوجوه با استفاده از ادبیات محاوره در خلال یک نوشته یاوبلاگ مخالف نیست . اما بایـــــــــــــــــــــــد
در نظر داشت که هر سخن جائی و هر نکته مقامی دارد . مرحـــــــــــــــــــــــوم جلال آل احمد بزیباتریــــن
شکل از این گونه ادبی ، در نگارشاتش بهره برده ، بطوری که مطالعه آنها بسیــــــــــــار هم لذت بــــخش
است . اما اگر شلختگی فکری و تنبلی ذهنی و کهولت در استخدام کلمات ، عامل این گونــــــــــــــــــــــه
نوشتارها گردد ، که مع الاسف در وبلاگیسم این زمانه ، وفور موجب نفور آن بر کسی پوشیــــــــــــــــــده
نیست ، ارزش ادبی اثر را تنزل می دهد . حتی یکی از دوستان در انتـــــــــــــقادی به راقم نوشتـه بــــود
«من بخشهای زیادی از تالیفات تو را نفهمیده ام .» در حالیکه آثار حقیر اصـــــــــــــــلا غامض و پیچیـــــده
نیست و علت این امر در واقع عادت کردن نسل جوان ما به ادبیات سهل الوصول و در دستـــــــــــــــــــرس
است و سر سوزنی هم حاضر به تلاش جهت استعلای آبشخور فکری خویش نیستند .
البته کلیت  وبلاگ لبگزه مصداق عرایض حقیر نیست .
بنظر می رسد مطالبی همچون جمکران بیشتر با فضای معنـــــــــــــــوی حاکم بر لبگزه همســــوئی دارد
تا عام الحزن . از اینرو که موضوع اخیر بیشتر حالت تقویم تاریخ دارد ، اگر بحث در اطـــــــــــــــــــــــــراف آن
اندکی گسترش میافت پسندیده تر و خواندنی تر می نمود . بگذریـــــــــــــــــــــــم که در پســـــت جمکران
نیز محاوره بکار آمده ، که از قضابرخی قسمتها  در مظان نا بجائی و نادرستی نیست .
قلم صاحب این اثر ، زیبا و خوش قریحه و مستعد بنظر می رسد . نوشته هایش  بدل می نشینـــــــــــــد
و نشان میدهد از سر اجبار به نگارش رو نیاورده و قلم و متعلقاتش را لا اقل تا حدودی می شنـــــــاسد .
قسمتهای خدیجه و گرسنگی ، آشکارا گویای این حقیقت است .
پست راهنمائی هم که نمی دانم از کجای این وبلاگ سر در آورده که اصلا در خور آن نیــــــــــــــــــــست .
دلیل و برهان هم نیاز ندارد حدس میزنم خود نویسنده نیز تاکنون متوجه شده باشد .
و نهایتا پست نظر خواهی که اظهار لطف نویسنــــــــــــــــــــــــده است نسبت به این کمترین و توضیحات
مربوطه را قبلا عرض کرده ام .
 و من حیث المجموع ، باید به وبلاگ لبگزه و نویسنده خوش ذوقش تبریک گفت و همــــــــــــــــــگان را به
دیدن و خواندن این وبلاگ دعوت نمود .
چند نکتــــــــــــــه به آفت نسیان دچار شد ، اول اینکه جای چند عکس ، در این وبلاگ خیلی خالی است
، دوم اینکه استفاده بدون قصد و منظور از رنگهای مختلف در برخی پستها نابجا بنــــــــــــــــظر می رسد
و نکته آخر اینکه فقط صفحه اول این وبلاگ در بررسی راقم مورد توجه قرار گرفت .
و .... برای واحدی عزیز آرزوی توفیق روز افزون مینمایم . یا حق

وبلاگ بعدی : تناقضات 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 

این مطلب ، از وبلاگ دیگر نگارنده بنام بررسی و نقد وبلاگهای فارسی  ، بدلیل تعطیلی متعاقــــــــــب آن
، به اینجا منتقل شده است . دلیل اینکه چرا قصد دارم وبلاگ های دیگرم را یکی یکی تعطیـــــــل نمایم ،
این است که تمام هم و غمم را به همین یک وبلاگ اختصاص دهم ، بهر حال یک ده آبــــــــــــــــــــاد به از 
صد شهر خراب . هرچند که دیگر وبلاگهای راقم نیز آنچنان شهری ! نبودند .  


ربِّ اشرَح لی صَدری وَ يَسِّر لی اَمری وَحلُل عُقدَتاً مِن لِسانی يَفقَهو فَولی .
وبلاگ : داغم که چراپيکرمن سايه نگرديد  تا درقدم سرو خرامان توباشد
نويسنده : لادن يا محمد حسن
موضوع : فلسفی ،ادبی ،هنری
با ياد راقم نون والقلم و ما يسطرون و ناطق فبشر عبادی الذين يستمعون ، ســـــخن
خود را در باب ارزيابی وبلاگها ی فارسی ، آغاز می نمايم .
حمد بی حد و ثنای بی منتها مصور نا مصوری را سزد که بعد از مدتی مديده ، ديــــده
نا حميده راقم اين جريده را باين پديده فريدۀ قابل بررسی بودن يک وبلاگ فارســــــی
، روشن و منور نمود . البته اگر منصف باشيم ،‌ وبلاگهای فارسی خوش ساخت در اين
دريای بی کران اينترنت کم نيست وشايد توفيق مطالعه و کنکاش در اين آثار ، کمـــــتر
رفيق راقم شده باشد . الا ايحال وبلاگ مذکور ، اگر شتابزدگی را در ارزشيـــــــابی آن
با چوب تأمل توأم با خردورزی برانيم ، مورد توجه نگارنده اين سطور واقع شد .
در مقدمه بايد عرض کنم ، مقطوع ومسلم اين حقيقت است که مطالب و مفاهيــــمی
که در ذهن نويسنده پرورش يافته و يک وبلاگ مبعوث آن گرديده ، اهم دقائــــــــقی که
در بررسی پديده نوظهور وبلاگيسم بايد مورد بررسی قرار گيرد .
اين انگيزه ، اين محتوا ، آيا برای تأسيس و نگارش يک وبلاگ متکفی است يا نه ؟
آيا اين مظروف، ارزش ايجاد  ظرفی بنام وبلاگ را دارد يا نه ؟
در وبلاگ داغم که چرا ... می توان بدون زحمت اين ارزش را يافــــــــــــــــــــت و همين
يک جاذبه ، با قطع نظر از سلائق و توقعات مخاطبين ، کافيـــــــــست تا اين اثر را برای
علاقمندان خواندنی نمايد . 
اشتباه نشود ، اينکه بعضی از مردمان اين ســــــــــرزمين ، از ديدن حتی چند باره يک 
فيلم ضعيف ، بمعنای واقعی کلمه  لذت ببـــــــــرند ،که گاهی  اينچنين هم هست،  
دليل بر ارزش گذاری بر آن فيلم يا هر اثر بظاهر هنری ديــــــــــــــــــــــگر نخواهد بود .
بهمين دليل هم نمی توان علقه ووابستگی بعضی ها را بفــــــــلان موسيفی بی قدر
برهانی بر ارزش واقعی آن دانست .
باين مصاديق می توان رسانه وبلاگ را هم افزون نمود .
 اين اثـــــــــــــر ، صرف نظر از کاستی ها و نقاط ضعف ، که تا قيامت ابن نقيصه ملازم
نوع بشر خواهد بود و در مورد همه ابناء آدم جاری و ســــــــــــاری است و فقط درصد
و ميزان آن در افراد مختلف متفاوت است ، می توانــد لحظاتی خواننده را بفکر وادارد . 
هرچند که راقم با همه انديشه های ارائه شـــــــــــــــــــده لزوما موافق نيست و قرار
هم نيست که اگر ما علاقمند به يک شخص ،نــــــظر، رسانه بوديم  ، همه حرفهايش
را دربست بپذيزيم .انتظار او هم از ما اينچنين نيست .
کالبد شکافی : قالب وبلاگ که يکی از قالب های پيش فرض پرشيـــــــــــــــــن بلاگ
می باشد ، اگر چفت و انگ اين محتوا هم نباشد ، دست کــــم با آن زياد نا هماهنگ
هم نيست . در حقايق پنهان عرض کرده بودم که بايـــــــــــــــد از حشو و زوائد بيجا و
بدون مسما ، حتی الامکان  پرهيز نمود ولی فــــــــــــــضای اين وبلاگ بيش از اندازه
خالی است . نبايد فراموش کرد که رسانه و ابـــــــــــــــــزاری که برای بيان مقاصد و
افکار در اختيار ماست ، وبلاگ است با همه مشخصــــــــــــــــات ويژه و منحصر بفرد
خودش .اگر مثلا چند عکس فراخور موضوع يا چند حاشيه قابل استــــــــــــــــــــفاده
مانند ساعت يا موتور جستجو يا حتی يک موزيک سازگار با فضای وبــــــــــــــلاگ ، در
سايد بار اضافه ميشد يا يک تابلوی گفتمان جهت تبادل نظر در اختيار مـــــــن مخاطب
قرار می گرفت ، مجموعا نتيجه مطلوب تری ايجاد ميگرديد .
لينـــــــــک ها جذاب است  و برای خواننده پيگير اين قبيل موضوعات ، جالب و مفيد .
نام فعلی وبلاگ  باتعذير فراوان ، چنگی بدل نميزند و ايجاز ، که از ملزومات يک عنوان 
در خور ستايش است ، در آن ديـــــــــــــده نمی شود .نام قبلی ، ايران داستان ، هم
با وجود اختصار ، موجز نبوده ، موضوع را محدود می نمايد .
نکته ديگر اينست که لزومی ندارد  همه مطالب يک وبــــــــــــــــــــــــلاگ محصول قلم
مؤسس يامؤلف آن باشد ، کما اينکه مطالب يک روزنامه همه از يکنفر نيست .
در واقع يکی از شروط لازم ، ونه کافی ، برای توفيق يک وبلاگ گزينـــــــــــــش درست
مظروفات آن است .
صاحب اين قلم بارها و بارها اين حقيقت را متذکر شده و بهمين دليــــــــــــــل و برای
پرهيز از تکرار ،اينبار به مثالی اکتفا می نمايد .فرض کنيد نويسنــــــــــــــــــــــــده يک
روز نامه يا مجله ، از نظر شکلی شبيه ترين رسانــــــــــه به وبلاگ ، در مقدمه بنگارد
که «اصلا حوصله نوشتن نداشتم ، حــــــــــــــــال روحی مناسبی ندارم ، اين مطلب
را قبلا آماده کرده بودم وَاِلا در اين شـــــــــــــــــــــــماره چيزی نمی نوشتم يا ببخشيد
که يازده روز است روزنامه و يا دو هفتــــــــــــــــــــــــه است هفته نامه مان را منتشر
نکرده ايم » واز اين قبيل عبارات . آيا ارائه اين گونــــــــــــــــــــــــه مطالب برای شمای
خواننده علاقمند آن جريده ، قابل قبول است يا نه ؟ همين .
پست يأس فلسفی در مجموع خواندنی است و خواننـــــــــــــــــــــده را بفکر وارزيابی
نظرات ارائه شده و نهايتا استنتاج وا می دارد .
نقد فيلم بيد مجنون بيشتر خلاصه داستــــــــان آن است تا نقد و بررسی آن .
ضمن اشاره باين که بهر تقدير برای يک منتـــــــــــــــــــــــــــقد نا آشنا و احيانا تازه کار
نقد قابل قبولی است .
پستهای مربوط به آن نوول و نويسنــــــــــــــده اش وفضای حاکم بر آن نوول با روحيات
راقم ،زياد، سازگار نيست ، بهمين دليــــــــــــــــــل از اظهار نظر خودداری می نمايم .
مقدمه وبلاگ مجموعا نوشته جالبی است ودرخور ستايش . 
من حيث المجموع مراجعه و تدقيق در وبلاگ مورد بحث را به علاقمنـــــــــــــــــــــــدان
اينگونه مطالب توصيه نموده ، پوزش از انتقادات مطروحه را معروض می نمايد .  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
وبلاگ : شب نامه
موضوع : آزاد
نویسنده : نیما شب نامه نویس

هدف از تاسیس یک وبلاگ چیست ؟ چرا بعضی دوستان در عین تحصیل کردگی ،وبــــــــــــــــــــــلاگ  که
یک جایگاه عمومی برای عرضه اندیشه هاست ،را  با دفتر خاطرات ، که محلی کامــــــــــــــلا خصوصی و
شخصی ، برای ثبت نظرات خام و رتوش نشده است ، اشتباه می گیرند . آیا واقــــــــــــــــعا اینکه عمه یا
خاله من دیشب از مکه آمده اند ، برای آن چند میلیون نفری که بصــــــــــــــورت بالقوه وقــت می گذارند و
وبلاگ مرا می بینند و می خوانند ، مهم است . اینکه من این هفتــــــــــه حوصله نــدارم ، حال ندارم برای
چه کسی ،جز خودم، حائز اهمیـــــــــــــــت است .«می خواستم لینک یک مطلب را بگـــذارم ولی سایت
مرجع آنرا برداشته » خب که چی ، چه حاصل ، چه فایده ....
از آقا نیمای عزیز ، ضمن احترامی که برایش قائل هستم ، مصرانه تمنا می کنـــــــــــــم ، خودش در مورد
پست تمیز چای دم کرده ؟! قضاوت کند ، آیا چیزی از آن فهمیدی ؟نتیـــــــــــــجه ای گرفتی ؟من این پست
را بطور کامل وعینا برای شما نقل می کنم :
 
اين رو در يك كامنت در وبلاگ تمیز چای دم کرده  گذاشتم:
با سلام
راستش، من از نماينده ها صرفا با چندتاشون حال مي كنم از جمله افروغ و دكتر سبحانـــي كه هر دو مخالف بودند! از وزرا هم، در بين اونهايي كه مي شناختم، با سعيدلو و سعيدي كيا -نه اينــــــكه به اسم سعيد حساسيت داشته باشم- حال مي كردم، كه سعيدلو راي نياورد!
اين بنده خداهادرصداوسيما هم الكي جوگير انتخابات و عملكردي كه درد مجبوري خوب بود شده اند. نمي دانم چرا اين چند وقت اين قدر «رنگي» شده اند؟ از گذاشتن آهنگ ترانه هاي اندي و شــــهرام صولتي، تا...ديشب توي فيلم شبكه سه،طرف مي گفت:«اگر از زنها ازت بپرسم،يه ليست جلوم مي ذاري، شايد تا حالا چندباري هم رابطه داشتي، اما نمي دوني صبح بيدار شدن توي آغوش زنـــت چه حسي داره!!!!!!» مسخره كردن! اونم هم توي كشوري كه هنوز هم در بسياري از شـــهرهاي كوچك، چندان مرسوم نيست كه پدرومادر همديگر را دربرابر چشم فرزندانشان در آغوش بكشند،اين فيلم ويژه گروه سني جوان و نوجوان پخش مي شه! مسخره است. اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النـصر و الياران واقعي! يا علي
    پایان نقل پست 
من با افروغ و سبحانی حال می کنم چون مخالف بودند از وزرا هم با فلان و فلان.. همیـــــــــــــــــــــــن ؟ 
چه کسانی در صدا و سیما جو گیر شده اند؟ . کی ها رنــــــــــــــگی شده اند ؟.اصلا انتخابات با اندی و
شهرام چه نسبتی دارد ؟ دعای انتهای پست هم که دیگر منتــــــــــــــــــــــــــــــــــــهای کم لطفی بود .
 این مطلب در واقع کامنتی بوده برای موضوعی خاص و وبلاگی بخصوص ، که اگر معنــــــائی هم داشته
باشد ، پیرامون آن موضوع خاص است و بصورت صرفا کامنت ، نه یک پست مجزا و مستقل . 
عکس زمان کودکی آقا نیما چه لطفی برای من خواننده می تواند داشته باشــــــــــــــــــــــد . اگر ایشان
فرد مشهوری بود برای خواننده جالب بود که تصویر کودکی اش را ببیند اما ....
از قسمت درباره ... که بقلم نیمای عزیز نوشته شده آیا غیر از توهین و تحقیر چیز دیـــــــــــــــــــــــــگری
به خواننده منتقل می گردد یا نه ؟ .
پستهای «مصاحبه ابطحی با ...» و«پسرک...» را می تـــــــــــــــــــــــــوان سرسری خواند و رد شد بدون
سر سوزنی تاثیرگذاری که انگیزه نویسنده بوده است . 
چرا می خواهی مانیتور را توی سرت خورد کنی ؟ واقعا چرا ؟ نمی دانم .
قالب را از آنجائی که برای طراحی آن زحمت کشیده شده و علی رغم نا زیبا بودنـــــــــــــــــش می توان 
کم اشکال در نظر گرفت .
و تنها قسمت و نقطه عطف این وبلاگ بعقیده نگارنده در واقع همان یـــــــــــــــــــک پست است « تقدیم
به همه» که بابت لذتی که از دیدن محلی منسوب به خانم فاطمه زهرا س ایجاد شــــــــــــــــــــــــــــد از
نویسنده وبلاگ تشکر می نمایم .
ضمن تکرار در خواست دلگیر نشدن از انتقادات ، از وبلاگرهای عزیز مصــــــــــــــــــــــــرانه می خواهم که
بیائیم دست بدست هم دهیم و تصمیم بگیریم تا وبلاگ نویسی در این ســـــــــــرزمین را سروسامانی 
دهیم .   یاحق

وبلاگ بعدی : لبگزه 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
راقم این سطور در نقدهای گذشته ،همه وبلاگ هائی که جهت بررسی اظهار تمایل نموده انــــــــــــــد را
مورد نظر قرار داده ، از وبلاگهای خیلی خیلی ضعیف تا وبلاگهائی که لا اقل قابل خوانـــــــــــدن بوده انـد ،
در مورد گروه اخیر حرف و بحثی نیـست ،نقاط ضعف و قوت را مینگارم تا شاید ازسوی خالق وبلاگ ،مورد
توجه قرار گیرد ، اما راجع به وبلاگ های   ضعیــــــــــــف ، واقعا چه میتوان نوشت . اگر اشـــــــــــــــــکالات
معتنا به شان را گوشزد کنی که تمام نوشته ات می شود آیه یاس و نهایتا ، به توطئه و تخریــــــــــــــــب
متهم می شوی . اگر هم بخواهی با زحمت زیـــــــــــاد چند نقطه در خور تحسین برای وبلاگ بتراشی و
بخورد خواننده بدهی هم که نوشته ات دیگر نقد نیــــــــــــــــــست در این حالت نوشته ات ... نمی دانم
چیست هرچه باشد نقد نیست و اســــــــــاســـــــــــا  این قبیل وبلاگها را  نمی توان بصورت واقع گرایانه
نقد کرد . اصلا قابل نقد نیستند . یکبار عرض کردم باید محتوائی باشــــــــــــــــــــــــــد که مورد بررسی و
ارزیابی قرارگیرد و درست و غلط آن گفته آید . شایــــــــــــــــــــــــــــد از این مقولات مورد اشاره دوستانی
دلگیر شوند یا  عطای نقد را به لقایش ببخشند و قطعا کامنـــــــــــــــــــــــــــت هائی با این مضامین ثبت
خواهد شد ، اما از شما سوال می کنم ، اگر بجای این بنده کمترین بودید ، چه می کردید ؟.
بامید آنکه وبلاگهای فارسی از این وضع فعلی رهائی یافته اندکی استعلا یابند ، همه نگارشــــــــــــــات
دوستان،بامید حق،مورد بررسی قرار خواهند گرفت و از آنجائی که این کار وقت و انرژی زیادی می طلبد
، لذا اگر مدت زیادی منتظر نقد وبلاگتان ماندید ، عذر مرا بپذیرید .

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
مقدمه : دوست عزیزم آقای واحدی نویسنـــــــــــــــــــده وبلاگ لبگزه اظــــــــــــــــــــــــــــــــهار لطف نموده  
قبل از اینــــــــــــــــــــــکه وبلاگ ایشان مورد بررسی قرار گرفته و برسم مألوف لینــــــــــــــــــــــک ناقابـلی 
بایشان تقدیم گردد به حقایق پنهان لینک داده اند . لذا دور از ادب دانستــــــــــــــــــــــم که مرســومات را
بهانه نموده آن لینک ناقابل را تقدیم ننـــــــــــــــــــــــــــمایم . حال ، گیرم که بخلاف رسم و سنت باشد .
از طرف دیــــــــــــــــــــگر بجهت عدم رنجش دیگر دوستان تصمیم گرفتم ، مفتخرا ، به تک تک این عزیزان
پیوندی ارائه نموده ، به این امید که این پیوند ، نماد پیوندی باشد مابین من و دوستان جدید اینتــرنتی .
از طرفی ، بد هم نشد ، چرا که بهر حال وبلاگهائی که قرار است در آینـــــــــــــده نزدیک مورد توجه و نظر
قرار گیرد ، بدین ترتیب معرفی می گردد . بهر تقدیر از محبت بی تـــــــــــــوقع واحدی عزیز و همه رفقائی
که حقایق پنهان را قابل دانسته و پیوندی عنایت نموده اند تشکر و قدر دانی می نمایم .

وبلاگ : هفته نامه پیام بهبهان
موضوع : مسائل شهر بهبهان
نویسنده : مدیریت وبلاگ پیام بهبهان     

وبلاگ پیام بهبهان از چند جنبه قابل تعمق است . اول صداقت و رو راستی مــــــــــــــــــــــــــؤلف است که
باید آنرا ، هر آینه بسختی از هزارتوی ذهنش که در نگارشات ، منــــــــــــــــــــعکس شده استخراج کرد .
ولی بهر حال ،فابل دسترسی است . نکته بعدی ، موضوع وبلاگ است که در آغاز فقط منــــــــــــــــــحصر
به ابتلائات بهبهان بیان شده ، ولی نهایتا ، بدرستی به موضوعات مبتلا به کشور وجهان گشترش یافته.
نمیتوان یک وبلاگ  که مخاطبش همه مردم دنیا آری همه مردم دنیاهستند را به یک شهرکوچک منحصر نمود . مثل این میماند که یکنفر روزنامه ای محلی را در همه جای جهان منتشر کند .
راقم این سطور، به پیام بهبهان پیشنهاد می نماید از محدود کردن وبلاگ به منطقه بهبــــــــــهان بشدت
پرهیز نماید ، که این ، از اهم الآفات این وبلاگ خوب محسوب می گردد . برای من نوعی غیــــر بهبهانی
چه اهمیتی دارد که دیشب در فلان خیابان بهبهان دزدی شده یا نه . یا در بهبهان پارک بانـــــــــــــــــدازه 
کافی هست یا نه .
مگر اینکه مسائل شهر بهبــهان را بهانه ای نمود برای اشاره به یک موضوع کلی تر ، مانند برخی پستها
، یا به آداب و رسوم و سنن آن دیار پرداخت ، نه به روز مره های آن .
عنوان وبلاگ هم علیرغم موجه بودن از این نقیصه مستثنی نیست .
هرچند می توان عنوان را پیامی از (یکی از اهالی) بهبهان و نه درباره بهبهان معنی نمود .
نویسنده بنظر می رسد انسان فرهیخته ایست ، یا دست کم با ادبیات و فرهنــــــــــــــگ نگارش ، بیگانه
نیست و اطلاعات خوبی به خواننده ارائه می دهد . پست سینیوریتا علیرغم عنــــــــــــــوان نا مانوسش
خواندنی است .
ایکاش نام نویسنده مطالب هم قید می شد تا خوانندگان بهتر با وی ارتباط بر قرار کنند . راقــــــــــــــم که
چیزی تحت عنوان نام مولف پیدا نکرد .... ، جستجوی بیشتری را شاید ، نمی دانم .
اشکال خاصی در قالب وبلاگ بنظر نگارنده  نرسید . قسمت درباره ... را می شـد با جملات بهتـــــــــــری
ارائه نمود ، این برداشت راقم کاملا حسی است ، این قسمت بنظر زیاد جذاب نمی رسد .
پست راست ، طنز ...خیلی مطول است ، گاهی اوقات ایجاز ، اعجاز می کند .
در مجموع و صرف نظر از ایرادات مختصر،میتوان وبلاگ پیام بهبهان را خواند و لذت برد .
از همگی دوستان دعوت می نمایم از این وبلاگ دیدن نموده مطالب خواندنی آنــــــــــــــــــــــــــــــرا بدقت
مطالعه نمایند .

نکته ای هم بعنوان تکمله عرض می کنم . بارها گفته ام و بار دگــــــــــــــــــــــــــــر می گویم که محتویات
حقایق پنهان صرفا پیشنهاداتی است از ســـــــــــــــــــــــــر صدق ، که عمل کردن و یا توجه نکردن به آنها
اختیارش با بنده نیست . و صد البته ممکن است اشتبــــــــــــــــــــــــــــاه هم باشد . نظر است دیگر .... 
من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم        تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال      یا حق  

وبلاگ بعدی : شب نامه


 
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
مقدمه : با مطالعه وبلاگ اخبار سايت  نوشته مدير سايت بلاگفا و مشخصاْ مطلب کيـــــــــــــــفيت بجاي
کميت ، به مبتلا به بودن معضلي که انگيزه نقد و بررسي هاي نگارنده گرديـــــــــــــــــــد  پي برده  ، هـم
شادمان شدم هم غمگين . شادي ازاين جهت بود که تشخيـــــــــــــــص راقم درست بوده و حداقل يکنفر
ديگر که علي الظاهر صاحب نظر مي نمايد نيز ، بر همين عقيـــــــــــــــــــــــــــده است . غمگين شدم که
اين مشکل بواقع گريبانگير وبلاگيسم در ايران است . حقير با قطع نظر از اينکه شايد خود اين وبلاگ نيز باين بيماري مسري دچار شده يا نشده باشد ، راه حل را در کنــــــــــــــــکاش ، دقت و يادگيري نقاط قوت
وبلاگهاي صاحب نام و يافتن علت توقيق و بکاربستن اين يافته ، بررسي موشــــکافانه وبلاگهاي فارسي
زبان و پرسش اين سؤال که کدام قسمت جاذب المخاطب و کداميک موجب کسالت است  , مي بينــــد.
چرا که در نگاه تيزبينانه به وبلاگ خودمان شايد تعصب ، تکرار مواجهه و دلائل ديـــــــــــــــــــگر مانع از يک
استنتاج منطقي گردد . اگر يک تصميم جمعي يا عزم وبلاگي دائر بر ابراز نظر حقيـــــــــــــــــقي و اجتناب
از جملات کليشه اي و ارائه انتقادات واقعي مبتني بر خير خواهي در ثبت کامنـــت ، جامه عمل بپوشد ،
تدقيق در نظرات مراجعين نيز در اين راه مي تواند راهگشــــــــــا باشد . تاچه زمان ايــــــــــــــــــن جملات
سخيف و تکراري«وبلاگ خوبي داريد,سري هم بما بزنيد» يا «آماده تبادل لينک هستم» که اگر بــــــفرض
دوستانه و مشفقانه هم بـــــــــــــــاشد قطعا واقع بينانه و منصفانه نيست,بايد در قســــــــــــــمت نظرات
وبلاگهاي فارسي ديده شود . بگذريم از کامنـــــــت هائي که همه مصرانه مي خواهنـــــــــــــــــــــــد ما را
ثروتمند کنند.
«ما براي کسب در آمد محيطي شفاف ...» يـــــا «تجارت الکترونيک ....» و از اين قبيل ، که واقعاْ نميدانم
با اينها چه بايد کرد ، غير از حذف .
کوتاه سخن ، بيائيم همه باهم براي اعتلاي فرهنگ وبلاگ نويسي,اين موقعيت وروش ايده آل ارائــــــــــه
عقايد,تلاش کنيم ، کاستي هاي آثار دوستانمان را واقع بينانه و مشفقانه بيان و متقابلاْ از تشريــــــــــح
نقاط ضعف اثرمان دلگير و افسرده نگرديم . و متذکر شويم که
آينه چون نقش تو بنمود راست            خود شکن آئينه شکستن خطاست

نکته ديگري که هم اکنون متبادر خاطر گرديد ، اينکه وبلاگهائي که در کامنت هايشان از نقــــــد و بررسي
ياد ننموده ، صرفا دعوت به رؤيت وبلاگ يا تبادل لينک نموده اند ، با فرض بر اينــــــکه صاحبان آنها تمايلي
به مداقه و تحليل و تنزيه  آثارشان ندارند ، با کمال تعذير وتواضع ، در نوبت بررسي قرار نگرفتند .

                                         
وبلاگ : گرگ بيابون
موضوع : شخصي ، خاطره نويسي ، ادبي
نويسنده : ميلاد م . ت

اثر مورد نظر که نويسنده آن  بنا به اظهار خودش پزشکي جوان ميبـــــــــاشد را مي توان تحت موضوعات
خاطره نويسي و شخصي و يحتمل ادبي طبقه بندي نمود .
قالب وبلاگ چشم نواز و پذيرفتني است و از هارموني رنگ قابل قبولي برخوردار . فقط اين مريــــــــــــلين
که جز زحمت و مرارت هايد کردنش هيچ حسن قابل اشــــــــــاره اي ندارد و با محتوا و مضمون وبلاگ هم
ناهماهنگ ، وصله ناجوري است ببدنه اثر . اين هم از همان ابتلائــــــــات کذائي است که وبلاگرهاي مارا
بعضا دچارگشته است . چه اصراري است که حتما يک جــــــــــــــــــــــاوا اسکريپتي چيزي در وبلاگ نمود
داشته باشد ، نمي دانم .
بلاگ رولينگ ، شمارنده و خبر نامه از امکانات ديگر اين وبلاگ بشمار ميرود .
وجود بلاگ رولينگ و شمارنده ، بسيار موجه و منطقي و خوب و پاکيزه . اما در مورد خبــــر نامه ، اعتقاد
نگارنده اين سطور بر اين قرار دارد که ، بيشتر درحاشيه سايتهاي پر بازديـــد با امکانات ويژه کاربرد دارد ،
که مخاطبين پرشمار خود را از بروز رساني و ساير خدمات ويژه سايت مطلع نمايد و احتــــــــــــــــــــــمالا
نمي تواند براي وبلاگ حقايق پنهان ، که حد اکثر هفته اي يکبار ، با مطلبي چنـــــــــــــــد خطي آپ ديت
مي شود ، مفيد باشد . چقدر پسنديده تر بود اگر وبلاگرهاي اين سرزمين هنگام تعبيه اينگونه خدمات ،
به کاربردهاي ويژه آن بيشتر بذل توجه مينـــــــمودند تا به صرف قرار دادنشان در بدنه اثر  ، بجـــــــــــــهت
رايگان بودن آنها و احتمالا زيباتر شدن دور نماي وبـــــــــــــــــلاگ . براي  اندکي متفاوت تر بودن يا احتمالا
خالي نبودن سايدبار يا زيباتر شدن نماي وبلاگ ، مي توان از يــــــــــک ساعت زيبا يا يک موتور جستجو
يا امکان استفاده از موسيقي يا ساير جلوه هاي بصري رايــــــــــگان که ضمنا مفيد و کاربردي نيز باشد ،
بهره برد . براي آزمايش ميزان صحت نظـــــــــرات راقم ، مي توان بسادگي  تعداد اعضاي خبرنامه را مورد
بررسي قرار داد .
رنگي که براي برخي بخشها انتـــــــــــــــخاب شده ، بشدت باعث تأذي بصري است ، بطوريکه راقم براي
مطالعه اين پستها مجبور به دراگ کردن همه پست گرديد و از اين منـــــــــــــــــــــــــظر بايد  مؤلف را مورد
انتقاد قرار داد . استعجاب  نگارنده از اينرو افزونتر گرديد که چرا تاکنــــــــــــون براي رفع اين کاستي آشکار
اقدامي نگرديده است . نگاه کنيد اين بخش ها را  يک ، دو ، سه ، جهار  و ....
لوگوي وبلاگ بدلائلي که اظهر من الشمس است نزد اصحاب وب ، هيچگاه مرئي نگرديد .
(اين برادر مريلين هم دست بردار نيست !! .)
تصاوير واقع در عنوان قالب هاي متقدم نيز همين گونه بود ، نامرئي .
عنوان وبلاگ ، که بطريق مألوف و نمط مرسوم ، در ابتدا بررسي مي گرديــــــــــــــــــــــــد و اين بار به آفت
نسيان دچار شـــــــــــــــد ، را مي توان بدينصورت ارزيابي کرد که خود کلمات عنوان بطور مجرد و از منـظر
زيبائي شناختي واژگاني ، جذابيت چنداني ندارند اما شايد آنجه آنرا از ديد نگارنده پذيرفتني مي نـــمايد
، در واقع مفهوم آن (آنها) ست . چرا که اين ترکيب ، تداعي کننده تنهائي و تجــــــــــــــــــــريد اســــت و
مي توان آن را نمادي از در سفر بودن مؤلـــــــــــــف اثــــر دانست که صد  البته نشاني و يا سمبل زيــــاد
سرراستي نيست . نکته ديگر محاوره اي بودن اين عنوان است که بهيچ وجه قابل توجيــــــــــــــــــــــــه و
تفسير نيست و بجهت پرهيز از تکرار مکررات ، دلائل  آنرا ، متذکر نميگردد .
پستهاي «رؤياها» ، «شعر گرگ بيابون» و... ارزش ادبي چنداني ندارند و اعتناي نويسنده وبــــــــــــــلاگ
به آنها موجب استعجاب و حيرت راقم گرديد . پستهاي «رايس و قزويني ها»و... نيزاساسا قابل تشخيص
و تميزو خواندن نبودند که بتوان ابراز نظر نمود .
یک مطلب بزبان انگلیسی برای خواننده فارسی زبان را چگونه می توان توجیه کرد .
اغلاط تايپي پست «باز هم در بدري» با اندکي دقت و بازنگري (بخوانيد ارزش قائل شـــــــــــــــــــدن براي
مخاطب)قابل رفع بود .
در مجموع وبلاگ گرگ بيابون ، با مختصري دقت و وسواس در گزينش يا نگارش پستها به يـــــــــــــــک اثر
ارزنده تبديل خواهد شد . مهم اينــــــــــــست که در ناصيـــــــــــه اين جوان ، مي توان آينده اي درخشان
را ملاحظه نمود .
ضمن آرزوي تعالي و توفيق براي ميلاد عزيز ، تقاضاي هميشگي ، دال بر دلگير نشدن از بيان کاستيــهاي
محتمل را ، معروض ميدارد .

وبلاگ يعدي : پيام بهبهان


 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
وبلاگ : دوستان
موضوع : سیاسی تحلیلی
نویسنده : ابوالفضل خانجانی

قصد دارم بامید تسریع در کار, وبلاگهای سروران گرامی را با اختصار بیشتر بررسی نـــمایم تا هم موجب
ملال و انکسال  نگردد و هم مستوجب انفعال و استبطال , با پرهیز از استهمال و استبــــدال و اضمحلال
بجهت استمهال , انشاء الله الفعال.
وبلاگ  دوستان اگر از عنوانش  آغاز کنیم نام جمع و جور و شیک و زیبائی دارد اما نـــــــــــــگارنده هرچه 
بیشتر در متن وبلاگ جستجو کرد کمتر مسمائی برای این اسم یـــــــــــــــــافت . بهر حال , قدر مسلم , 
یک عنوان در صورتی منـــــــــــــــاسب و گیراست که دور نمای درستی از محتوا ارائه دهد , بعبارت دیگر 
نام یک وبلاگ بایستی مبین کلیت محتوا ی آن باشد , در یک کلمه .
قالب , سنگین و در خور ستـــــــــــــایش است و با محتـــوا هماهنگ . همین که از حشو و زوائد معمول
اجتناب ورزیده , قالب را پذیرفتنی نموده است .
نکته دیگر پرهیز , دوستان , از جاوا اسکریپت های اضافه و بیجاست که متاسفانه بدلیل جاذبـــه خاصی  
که دارد خیلی از وبلاگر ها را بدام می اندازد .
رتوش کردن نگارشات یکی از ملزومات و واجبات بعد التالیف است که غالبـــــــــا مغفول واقع می شود .
کلمات و اغلاط املائی نظیر مظمون , ضمینه و ...را نمیتوان بحســـاب بی اطلاعی نویسنـده گذاشت ,
یا بی دقتی هائی نظیر انها اژانس اقایان و... که با اندکی توجه و باز نگری رفع می شد .
رنگها و فونتهای مختلف اگر در خدمت محتوا باشد بسیار خـــــــــــوب است ولی آیا ایــــــــــــــن مقولات 
باوفور موجب نفور , در دوستان , در خدمت محتواست , بزعم نگارنــــــــــــــده اگر اندکی از تنوع رنگها و
فونتــــــــــــها اجتناب می گردید قطعا , با نــــــــــظر به موضــــــــــــــــــــــــــوع وبلاگ , برازنده تر مینمود .
نگاه کنید پست سلام بشما  را که راقم را بیاد مجلات سینمائی اوائل انقلاب  ,, سیــروس قهرمانی ,,
و امثالهم انداخت .
قسمت در باره علی رغم محتوای شیرین جمله قصار مولف وبلاگ , قالــــــــــــــــــــــب مناسبی ندارد , 
میشد این مضمون را در ظرف ذهن نواز تری جاری و ساری کرد .
تقریر تصویر نویسنده برپیشانی وبلاگ , لااقل بزعم راقم , برای نویسندگان نام آشنای نا آشنــــــــــائی
که محملی جهت ارائه تصویرشان در اختیار ندارند و بدلیل کنجکاوی علاقمندانــــــــــــــــــشان , موجه و 
منطقی بنظر می رسد , اما برای من نوعی ناشناس نیز هم . در خور تدقیق و معاینه است .
اصولا وبلاگهائی با اینچنین شکل و شمایل و محتوا نباید با هدف خبــــــــــــــــــــر رسانی تاسیس گردد
چرا که بروز و بهنـــــــــــــــــــــــگام نگه داشتنشان صعب الوصول است و دست نا یافتنی .علی القاعده 
این تالیفات بایدتحلیلی و نقدگونه باشد,اتفاقی یا خبری که روزهاقبل مردم از وقوع آن مطلع گشته اند
را بتحلیل و توضیح   بنشیند . پستهای تحلیلی دوستان را مـــــــــــــــــــــــــــــــــــلال و مقالی نیست ,
ولی پستهای صرفا خبری آن اندکی نا متجانس می نماید . نگاه کنید این پست را .
قبل تر هم معروض داشته ام  , این قبیـــــــــــــــل آثار تحلیلی ادبیات خاصی را میطلبد که هر چه باشد
قطعا و بلاشک زبان محاوره نیــــــست , عبـــــــــــــــارت ,,یک کلوم حرف حساب ختم کلوم,, آیا در  یـک
وبلاگ سیـــــــاسی تحلیلی , میتواند جائی داشته باشد , سهل است که پستی که عنوانش اینچنین 
است محتوایش این عبارت جدی و فلسفی است ,,اگر نمیتوانی پرنده باشی مرغ خانگی هم نباش,, .
عباراتی نظیردعای زوری , روش میــشه , راش بدن , برو بچ و از این قبیل , شایسته این محتوا نیست .  
تعدد علامات سوال و تعجب هم از آن مقولاتی است که ظاهرا به غلط مصــــــــطلح تبدیل گشته  است
متاسفانه .
محتوای پیونـــــدها با مضمون وبلاگ هماهنگ و مرتبط است و جوینده علاقمند وبلاگهائی از ایـن دست
را با کشکولی پر بسر منزل مقصود میرساند .
نگارنده این سطور بهیچ روی تجلیل از خاتمی را بر نمی تابد که دلیلی برای این تجلیــــــــل نمی یابـد .
با قول به اینکه در یکی از پستهای آتی مشروح این نظر را عرضه کنم و بجهت اجتناب از اطنـــــــــــــــاب
و مطاوله این قسمت را تقطیع می نمایم .
از نویسنده وبلاگ هیچ نمی دانیم , علم بر سن وسال و تحصیــلاتش میتوانــــست برمیزان  توقعمان از
اثر , موثر باشد .۱
اینکه یک جوان ایرانی جرات کرده یک وبلاگ سیاسی تحلیلی نگاشته , اینکه لحن وبـــــــــــــــلاگ بدور
از توهین و ناسزاست , نقد پذیری مولف و برخورد دوستانه اش با ناقدی  بی پروا ودهها نکتـــــــــه دیگر
از نقاط قوت بی شمار دوستان است .
ضمن دعوت از همگان برای مطالعه وبلاگ خوب دوستان و با پوزش از انتقاداتی که قطعا ,,دوستــــانه,,
و از سر خیر خواهی بود  , برای دوست جدیدمان ابولفضل خانجانی عزیز , آرزوی توفیــــــــــق روز افزون 
می نمایم . 

وبلاگ بعدی : گرگ بیابون 

۱ـ بعد التّألیف : بازنگری بر پستهای متقدم وبلاگ دوستان استطلاع از این موضوع را موجب شــــد که
خالق اثر , در پستهای مذکور خود را مشروحاْ , جزئاْ و کلاْ , معرفی نموده که تغریب آن از ذهــــــن راقم
, قبل الوقوع , دقت می طبید و اکنون , پوزش .   یاحق
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
بحضور وبلاگرهای  عزیز متقاضی نقد عرض کنــــم که مطمئنا وبلاگ این دوستان  مورد بررسی قـــــــــرار
خواهد گرفت و اظهار لطف این عزیزان فراموش نخواهد شد .  تاخیر در ارائه نقدها هم هرچنــــــــــــــــــــد
دلائلی دارد ولی بهیچ وجه قابــــــــل توجیه نیست و تنها تعذیر می ماند وبس , که امیدوارم مورد قبــــول
واقع شود .
 جهت اطلاع شما مهربانان , وبلاگهای مورد بحث , براساس تاریخ ارائـــــــه درخواســـــــــــت(کلمه دیگری
بذهنم نرسید , ببخشید),بترتیب ذیل , مورد تحلیل و تدقیق  قرار خواهند گرفت .

دوستان
گرگ بیابون
پیام بهبهان
شب نامه
لبگزه (تریبون آزاد)
تناقضات
کاش پایان ...
عاشق خسته
دانشگاه آزاد رودهن
تنهاترین سعید دنیا

ضمن تشکر از اینکه این حقیر سراپا تقصیر را قابل و لایق بررسی اثر خود دانستید . خواهش می کنــــم
 منتظر باشید و تقاضای دیگر  اینکه بعد از ارائه نقد بالاغیرتا نظرتان را , کاستی های نقــــد را , ایــــرادات
وبلاگ مرا , اشکالات قیافه مرا , فحشی بدو بیراهی چیزی یا لااقل یـــــــــــــک کلمه چهـــــــــــــار حــرفی
 دالی   را بنویسید که بفهمم نقد را خوانده اید . متشکرم خیلی زیاد .....   .
ضمنا برای تسریع در این امر , می توانید در وبلاگهای ذیل نیز اوامر خود را بمنصه ظهور رسانده تا مفـــاد
آنها در اسرع وقت اجرا گردد .
حقایق پنهان (میهن بلاگ)
خاطرات و خطرات
سلام
بررسی وبلاگهای فارسی

                                         دوستدار شما و آثار شما 
                                               حسین ظهوری                                          

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
  اول از مولف وبلاگ  silence  تشکر می نمایم که لا اقل نقد ارائه شده را خوانـــــــــــــد , نظـرش رابیان و اشکالات آنرا هم یاد آوری نمود.بعضی دوستان, که عمر و عزتشان به بلندای انصافشان مباد, در مقابل نقدی که لا اقل یکساعت وقت و انرژی( آنهم به "دستور" خودشان)صرف نگارش و ویرایـــــــــــــــــش آن   گردیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده, از اظـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهار یــــــــــــــــــــک
نظریه دوخطی نیز ابا میکنند . حتی اگر مضمون نظریه دال بر غیر واقعی و غیر حرفـــــــــــــــــه ای بودن کل
نقد باشد . وقتی مولف وبلاگ مورد بحث و نقد که علی القائده باید اولین کسی باشد که نقــــــــــــــــد را
می خواند ,هرچند که مخاطب نقد همگانند , اینچنین بی اعتنا به توجه و دقتی باشد که به محصـــولــش
مبذول شده از آن همگان چه انتظاری می توان داشت .
دوم هر اشکال وایرادی را که به نگارشات راقم این سطور وارد دانستید حتی بصــــورت مبهم ونامشخص
حتما تذکر دهید که این, قطعا راهگشای نگارنده در جهت بررسی بهتر و واقع بینانه تر وبــــــــــــــلاگ شما
دوست عزیز خواهد بود .
سوم  اعتقاد حقیر بر این است که صرف وحشیانه(تعبیر یک دوست نادیده) و تنــــد بودن لحن نقد دلیـل
قابل اعتنا بودن آن نیست بلکه  باید واقع بینانه , منصفانه و منــطقی باشد . عیـــــــــــوب و کاستی ها را
بیان , و محاسن و نقاط قوت اثر را نیز تبیین نماید . اینچنین نقدی , البته اگر خوانده شود , شـــــــــــــــاید
بتواند در جهت تعالی و تکامل , راهگشای خالق اثر باشد , در غیر اینصورت شاید ناقد به عیـــــــــــبجوئی
, تخریب و دیگر رذائل متهم شود که اتهام مقرون به حقیقتی خواهد بود .
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
نوشتن نقد اصالتا یک کار وقت گیر است . لذا به دوستان عزیزی که منتظر بررسی وبلاگشان توسط راقم
هستند,ضمن استمهال و استعذار عرض میشود که وبلاگ این عزیزان درنوبت بررسی قرارداشته بتدریج  ارائه خواهد شد .
نکته دیگر اینکه بازهم  نوشتن نقد اصالتا یک کار وقت گیر است و پر مرارت و این بیشتــــــــــــــــــر بخاطر 
غیر حرفه ای بودن نگارنده است در زمینه تایپ و نه چیز دیگر , که تورق نگارشات دوستان احـــــــلی من
العسل است نزد این علاقمند پیگیــــــــــــــــر تراوشات ذهنی جوانان مستعد این آب و خاک . و این اندک
مرارت این کار نیز با اظهار نظرات حکیمانه عزیزان از تن بیرون رفته  تبدیل به بر  شیــــــــــــــرین حاصل از
شکیبائی می گردد .

وبلاگ : سکوت 
نویسنده : سکوت
موضوع : شعر  

هر هنرمند و یا ادیبی که اثری را خلق می نماید , هدف یا دســـــــــــــــــــــــت کم یکی از اهداف مهمش
ایجاد تاثیر در مخاطب است.این تاثیر می تواند , به تعبیر راقم این سطور , هم مثبت باشد و هم منفی .
مراد از تاثیر مثبت , در اینجا , ایجاد احساسات یا خلقیاتی نظیر مهربانی , رقت قلب , محبــت , عشق ,
رفاقت , صمیمیت , صفا , آزادگی , ظالم ستیزی , تقوا ,بمعنای اعم آن, و یا حتی کســـــــــــــب دانش و
معرفت و حکـــــــمت  بوده و منظور از تاثیر منفی القای مفاهیمی نظیر ترس , وحشت , تنفر , بیهودگی
بیزاری , زشتی , بدی , دشمنی , کینه توزی و... می باشد .
از آنجائیکه خداوند زیباست و زیبائی را دوست میدارد و به دلیل اینکه خمیــــــــــــــــر مایه و ملات انسان
با نقخه ای از روح باری تعالی ممزوج گشته بشر نیز واجد همین صفت است یعنی اصل زیـــــــــــــــــــــبا
و زیبائی را می پسندد و از زشت و زشتی تبری می جوید .
بهمین خاطر است که معروف و محبوب تریـــــــــــــــن آثار هنری و ادبی دنیا همیشه ترکیبی بوده  از این
زیبائیها .
بعنوان مثال خود حضرتعالی اگر برای انتـــــــــخاب تابلوئی بجهت نصب در منزل مخیر باشید , کدام تابلو
را انتخاب میکنید , تصویر یک گل را ؟ یا تصویر یک سر بریـــــــــــــــــده را ؟ تصویری از بهار را ؟ یا تصویری
از جنگ جهانی دوم و فجایع آنرا ؟ .
پس باین ترتیب اگر جنگی در گرفت یا نزاع خونینی رخ داد هیــــــــــــــــــــــچ گزارشی از آن نباید منتـشر
شود ؟ یا همه عکسها و فیــــــــــــــــــــلمهائی که با مضمون جنگ و نفرت و نا زیبائی ساخته شده بایـد
دور ریخته شود ؟ پاسخ منفی است . عرض کردم اگر یک فیلم سراسر جنــــــــــــــــــــــــــــگ و خونریـزی
در خدمت تبیین زشتی جنگ یا همان سر بریده , در خدمت ایجاد تنفر از قتل و غارت باشد , این نهایــتا 
بنوعی بیان  زیبائی و تایید آنست , چون نقیض آنرا نقض نموده و موافق طبع زیبا پسند بشـــــر اسـت .
وبلاگ سکوت و عکسی که در قسمت در باره ... بطور ثابت قرار داده شده  را نگاه کنیـــــــــــــــــــــــــــد . 
خود عکس که فی نفسه مشمئز کننده و ملال آور است و هیـــــــــــــــــــــچ شکلی از زیبائی را حتـی با 
ذره بین هم نمی توان ار آن استنباط نمود . از نظر نشانه ها و معنــــــــــــا نیز با هیچ تفسیر و توجیهی
به موضوع و محتوای وبــــــــــــــــــــــــــــــــلاگ نمی خورد . شاید ایراد از نشانه شناسی نگارنده است .
بیائیــــــــــــــد یک مقدار فکر کنیم و احتمالات مختلف را بررسی . یعنی این شخص آنقدر ساکت بوده و 
حرف نزده که لج اطرافیان را در آورده و نهایتا اورا باین روز انداخته اند ؟ یا شاید منظور مولف وبــــــــــلاگ
این بوده که اگرزیاد حرف بزنید اینجوری خدمتتان می رسندوکتکتان میزنند,پس ساکت باشید,سـکوت!!   
یا شاید این جوان خونین و مالین در واقع یک شخص مشهور لال است که راقم این سطـــــــــــــــور او را
نشناخته ؟ یا شاید ... البنه این احتمالات که مزاح بود و بعید . 
بیائیم بدرستی موضوع زیبائی شناسی و نشانه ها و معنا و ارتباط آنها را در وبـــــــــــــــــــــــــــــلاگمان
, بدقت , بررسی کنیم , تا مخاطب ما با رضایت بیشتری از محیط وبـــــــــــــــــــــــــــــــــلاگ خارج شود .
در مورد عنوان وبــــــــــــــــلاگ , کلمه کوتاه , موجز و پر معنائی انتخاب شده که نقص ندارد فقط ایـکاش
 با توجه بفارسی زبان بودن مخاطبین این نام بفارسی نوشتـــــــــــــــــــــــــه می شد که احتمالا تاثـیر
بیشتری می داشت .
عکس انتخاب شده جهت تیتر وبلاگ بجاست و غروب , نیمه روشـــــن , بودن زمان و نوع مکان , چیـزی
شبیه مرداب , مفهوم سکوت را خوب القا می کند .
عکس دوم که در آخرین پست قرار داده شده نیز زیبا و تاثیر گذار و انگ اینچنین وبـــــــــــــــــــــــــــلاگ با 
اینچنین محتواست وجای  چند عکس دیگر در این وبــــــــــــــــــــــلاگ , با محتوای شعر , خیــلی خالی
بنظر می رسد .
اشعار ارائه شده در سکوت اکثرا  شعر نوست . صرف نظر از عدم گرایـــــــــــــــــــــــش و علاقه راقم ایــن
سطور به اشعار اینچنینی , ارائه وبلاگهائی با این محتوا لزوما فاقد اشکال است . چون شـــــــــــــــعر نو
هم بهر حال علاقمندان زیادی در بین فارسی زبانان دارد . اینهم که یکنفر وبلاگی تاسیــــــــــــس نموده
اشعار خودش یا دیگران را در آن قرار دهد نیر ایرادی ندارد که خیلی هم پسندیده و دلپــــــــــذیر ا ست .
اشکال در واقع از آنجا آغاز می شود که مخاطب نمی داند شعری که با آن مواجه شده بــــــــــــــــــومی 
است یا نقل قول شده , بعبارت دیگر خواننده سکوت نمی داند مثلا شعر "خب شاید لبــــــــــــــــــــخند"
, اگر عنوانش این باشد , که خیلی زیباست  و سخت بدل می نشیند و وزن و قافیــــــــــــــــــه درستی
هم دارد , اثر طبع  خود آقای سکوت است یا سروده دیگری می باشد . خیلی فرق می کنـــــــــــــــــد , 
در مواجهه با وبلاگی اینچنین کاملا حیاتی است علم باین موضوع .
صرف نظر از شعر زیبای احمد شاملو , ایکاش در سایر پستها نیز نام سراینده شعر یا گوینـــــــــــــــــــده
جمله قصار در انتها ثبت می گردید .
اشعار غالب  پستها خوب و زیبا و درست است و اگر , اگر محصول ذهن مولف وبلاگ  باشد , که بعیـــــد 
می دانم اینچنین باشد , باید تولد شاعری خوش فکر و مستعد را به جامعه ادبی تبــــــــــــــــــــــــــریک
گفت . اگر سروده خودش نیز نباشد هم اتفاق خاصی نیفتاده , یک وبلاگی است شـــــــــــــــامل اشعار
زیبا و مورد علاقه یکنفر آدم خوش سلیقه و خوش ذوق . فقط در اینصورت ثانی ایــــــــــــــــــــــــــــــکاش
نام سراینده اشعار ذکر می گردید .
در مورد تابلوی گفتمان که محصول bravetools  میباشد ابزاریست پر کاربرد و مفید که راقم نیـــــــــــــــز
در وبلاگ حاضر از آن استفاده نموده و در همینجا از فر صت استفاده و از سازنده این ابزار مفید و رایگان
, تشکر و قدر دانی می نمایم .
ایکاش راست کلیک در این وبلاگ یا هیچ وبلاگ دیگر غیر فعال نبود . می شد فقط از مراجعین خواست
تا در نقل مطالب امانتداری را رعایت نمایند . بهر حال اصل بر این است که همه  امانتــــــــــــدارند , مگر 
 عکس آن ثابت شود . خود راقم اکنون برای نقل مطلبی نمونه وار از سکوت دچار مشکل می باشد . 
شنیدن موزیک در وبلاگ سکوت اختیاریست و این از محاسن قطعی سکوت یا هر وبـــــــــــــــــلاگی که
موزیک خود را اختیاری نماید می باشد . اینکه مخاطب را مخیر کنیم در شنـــــــــــــــــــــیدن یا نشنیدن
موسیقی , بسیار کار قشنگی است و معقول , تا اینکه باو بگوئیم یا موزیک مورد عــــــــــــــــــلاقه مرا , 
که شاید مورد علافه خیلی ها نباشد , را بشنو یا خدا حافظ . زیباتر آن بود که مخاطــــــــــــــــــــب را در
شنیدن چند موزیک مختلف مخیر میکردیم .کاری که danceage.com ارائه نــــــــــــــــــــــــــــــــــــموده ,
رایگان نیز می باشد .
و سخن آخر اینکه در مجموع وبلاگ سکوت وبلاگی پذیرفتنی است و با انــــــــــــــدکی دقت ومرور زمان 
به یک وبلاگ خوب ادبی تبدیل خواهد شد .
و نهایتا نگارنده این سطور , برای نویسنده وبلاگ تازه تاسیس ســــــــــــــــــکوت آرزوی توفیق روز افزون
نموده , از همه دوستان دعوت می نماید تا از این وبلاگ دیدن نمایند .
                                                  حق یار و یاورتان باد


وبلاگ بعدی مورد بررسی : دوستان
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
یکی دو توضیح ضروری :
باید بحضور پر نور شما گرامیان عرض کنم که مطالبی که تحت عنوان نقد و بررسی در این وبــــــلاگ ارائه
می گردد صرفا و مشخصا فقط و فقط نظرات شخصی نگارنده این سطور حسین ظهوریـــــــــــــــــــــــست
که لزوما واجد صفت عمومیت نمیباشد و قطعا نادرست بودن آنها از نقــــــــــــطه نظر شـــــــــــمای نوعی
متصور و امکان پذیـــــــــــــــــر بوده ارسال دیدگاههای شما , چه موید نقد و ناقد جه منـــــــافی این هردو
موجبات مزید امتنان را فراهم خواهد نمود . توضیــــــــحات روشنگر شمای خواننده این دو وبـــــلاگ منقد
و منقد یا شمای مولف وبلاگ مورد بررسی حقیقتا راهگشای نگارنده در ارائه نظرات و انتـــــــقادات اقرب
به حقیقت و تبیین اصح و ادق ابتلا ئــــــــــــات و تشریح اسجل و اقطع ناراستیها و نادرستیـها خواهد بود.
نکته دیگری که بارها یادآورشده ام اینست:نگارنده این سطور بهیچ وجه مدعی همه گیر بودن یا شدن نظرات مطروحه در این وبلاگ نبوده و نیست.اصولانقد و نقادی مفاهیمی نیست که توســــط صاحـب این
قلم ابداع شده باشد.قرنهاست هنرمندان و ادبا و همه کسانی که بهر عنوان اثری خـــــــلق مینماینـد به
کارخود مشغول و گروهی دیگر نیز آثار مذکور را بررسی نــموده معایب و کاستیها را گوشـــــزد و محاسـن
و نقاط قوت را تبیین مینمایند , بدون آنکه داعیه نمایندگی بخشی از افــــــکار و اندیشه های مردمــان را 
داشته باشند . مخلوقات و مبدوعات و مصنوعات فکری علی القاعده بیننـــــــــــدگان و علاقمنـدانی دارد
که همه یا برخی از آنان بطور قطع علاقمند دانستن نقد و انتقاد ات مترتب بر آن آثــــــــــــــــــار هستنــد.
 صاحب این قلم بهیچ روی با این نظر که تنها خواننده پیگیر نقد فقط مولف وبلاگ  میتوانــــــــــــــــد باشد
موافق نیست , مگر اینکه بپذیریم تنها خواننده علاقمند و پیگیریک وبلاگ , فقط نویسنده آنســــــــــــت!!.
اگر همه مطالب فوق را کنار گذاریم,اولین و مهمترین خاصیت این بررسیهارامیتـــــوان فتح باب و فراخــوان 
گفتگوی پیرامونی و نقد جدی وبلاگ های فارسی  دانست که همین تنها حسن نیز قادر اســـــت راقم این ســـــــــــــــــــــــــــــــــطور رابدرستی و ادامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه کارش ترغیـــــــــــــــــــب نمایـد.
نکته آخر اینکه مخالفت با نظرات ارائه شده در قسمت نظرات بمعنای مخالفت با اصل اظهار نـــــــــــــــظر
نخواهد بود لذا حقایق پنهان  بی صبرانه چشم انتظار اظهار نظرات شما فرهیختگان و اندیشمنـــــــــدان
خواهد بود .
                                          *               *               *                       
وبلاگ : در این حصار بشکن
موضوع : سیاسی
نویسنده : محمد علی
وبلاگ "در این حصار..." در مجموع وبلاگ خوب و در خور توجهی است . نام وبـــــــــلاگ بدرستی گزینش 
نگردیده و بنظر می رسد اگر نامی دیگرگونه انتخاب می گردید توفیق وبلاگ دو چنـــــــــــدان می گشت .
 نام وبلاگ بنظر نگارنده یکی از مهم ترین بخشهای آن می باشد چرا که اگر وبـــــــــــــــلاگ را یک رسانه 
جمعی فرض کنیم یکی از انگیزه سازهای اصلی نام آن است, که میتواند بیننده راجذب و ترغیب به ورود نماید. نام وبلاگ تابلو یا دورنمائی از کل وبلاگ است که در وبلاگ مورد بحث روان و خوش فرم نبــــــــوده
اندکی ثقیل و دور از ذهن می نماید . کلمات تشکیل دهنده آن و اعراب آنــــــــــــــــــــها براحتی در دهان
نمی چرخد . شاید نامی که برای آدرس وبلاگ انتخاب گردیده "حصار" یا نام"بشکن حصار خویشتـــــــن"
یا نامهائی از این دست ,بنظر نگارنده مناسبتر میبود . در نام فعلی مخاطب وبلاگ قبـــــــــــــــل از ورود ,
اصلا نمی داند در کدام حصار را باید بشکنــــــد ,اصلا چرا همه حصار را نشکند . در مورد نامگذاری وبلاگ
و روانشناسی آن شاید می شد چند صفحه دیگر نوشت اما متــــــاسفانه یا خوشبختانه بنای راقم ایـن
سطور بر رعایت اختصار است بامید پرهیز از ملال .
ایده آخرین پست بدیع و حق شناسانه بود و ستایش آمیز .
ایده نظر سنجی را زیاد نپسندیدم, چرا که معتقدم اینگونه بررسیها باید بگونه ای انــــــــــــــجام شود که 
به نتایج حاصله بتوان ترتیب اثر داد  یا دست کم از نظر آماری در یک جائی بکار بیاید . از اینـــــــــــــــــــها
گذشته بر پایه یک اصل نقلی وحتی عقلی رسانه ای هر فکر, ایده, نظر یا طرحی که مورد استــــــــقبال
قرار نگرفت باید یا تغییر کند یا از اساس مورد بازنگری قرار گیرد . کمتر از یکصد نظر در طـــــــــــــــــــــــــول
دو سال فکر نمی کنم استقبال خوبی باشد . نگاه کنید به تعداد شمعهای آخرین پســـــــــــت که نورش
به وبلاگ ما هم رسیده است !.
نکته دیگر (بجهت پرهیز از اطاله چاره ای جز اشاره بچند نکته آنهم باختصار نیست) اینــــــــــکه استفاده
از لحن محاوره ,هیچ عیبی ندارد با دو شرط اول اینکه موضوع و سیاق مطالب اجــــــــــازت دهد دوم هـم
اینکه اصول این روش رعایت شود کلمه"راسیاتش"برای وبلاگی که اینچنین عمیق وارد دیرین شنـــاختی
و بطن مسائل نا گفته و ناشنیده سیاسی گشته , تحلیل های پر کشش و پر مــــــــــغز ارائه می دهد , 
زیاد انتخاب درستی نمی تواند یاشد . در کل لحن محاوره برای این وبلاگ با این موضوعات جــــــــــدی , 
اصلا بجا و درست بنظر نمی رسد .
قرار دادن لینک brave tools باوجود لینک آن در قسمت نظر سنجی , تعـــــدد علامت تعجب ,حدود ده تا,
در تیتر یکی از پستها , عذر خواهی بخاطر تاخیر چند روزه,از کاستی های دیگر این وبلاگ میبــــــــاشد .
 (توضیحات وعلل عیب بودن اینها را قبلا عرض کرده ام , بعدا هم عرض خواهم کرد) .
اما قالب وبلاگ درست و بجا گزینش شده قالبی سنگین و آرامش بخش که با موضوع آن مـــــــــــــغایرت
ندارد .مطالب ویرایش شده و باز نگری شده و اغلاط تایپی بندرت در آن دیده میشود .
تحلیل ها جدید است بروز و همچنین پر بار و قابل استفاده بطوریـــــــــکه خواننده ای که چند دقیقه وقت 
خود را صرف آنها نموده دست خالی از محیط وبلاگ خارج نمی شود , در مورد راقم که حـــــــــــــــــــداقل
اینچنین بود . در نگارش نوشته ها , فاکتور مهم اختصار همراه با جامعیت بخوبی رعایـــــــــــــــت گردیده
مخاطب را ملالی از خواندن در نمی گیرد . استفاده از آدمکها بجا و منـــــــــــــــــــــــــــــــــــــطقی است .
سوال این" جمله از کیست "نیز پذیرفتنی و جالب است . می شــــد بجای اینکار فقط جمله را نقل کرد , 
که آنچنان کار نویی نبود . صرف نظر از اینکه خود سوال نیز قابل تــــــــــــــــــــــــــوجه و معنی دار اسـت .
البته قصد نـــــــــــدارم به بررسی محتوائی پستها بپردازم که مجال و فر صت مبسوط دیگری می طلبـد.
لحن تقریبا مودبانه وبلاگ  که لازمه و از ضروریات یک وبلاگ خوب سیاسی است نیـــــــــــز در خور تقدیر 
است و احترام توام با توجه مخاطب را بر می انگیزد . ابغض الاشیاء عندی همین وبلاگـــــــــــــــهای پر از
فحش و ناسزائی است که به زمین و زمان نثار می کنند و هیچ فایده ای هم جز فیلتر شـــــــــــــدنشان
ندارد . داعیه سیاسی و تحلیلی بودن هم دارند .
کوتاه سخن , هر چند که خیلی ظرائف این وبلاگ و نکات جالب پستهای خوانـــــــــدنی آن ناگفته ماند ,
وبلاگ در این حصار بشکن وبلاگی خواندنی و قابل توجه بوده مطالعه مطالب آنرا به همه دوستـــــــــــان
توصیه می نمایم . 
با آرزوی موفقیت برای محمد علی عزیز و پوزش از انتقادات .                             یاحق 

وبلاگ بعدی مورد بررسی : silence 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
وبلاگ : فریاد جرس
موضوع : سیاسی اجتماعی و...
نویسنده : امیر
وبلاگ فریاد جرس از آن تیپ وبلاگهای مورد علاقه نگارنده این سطور می باشد . حد اقل حسن این وبلاگ
اینست که نویسنده آن می داند از یک وبلاگ چه میخواهد ومیداند که چه می خواهد به مخاطب خــــــود عرضه کند . کمترین حسن قطعی آن قابل نقد بودن آنست . بعد از گذر از این مرحله میتـــــوان نشست و بررسی نمود که آیا وبلاگ خوبیست یا نه آیا  این مهم را,انتقال مفهوم و محتوای مورد نظرش که می داند چیست,بانجام رسانده یا چه مقدار از آن مفاهیم را منتقل کرده ,محمل و قالب این انتقال چه بوده و...  .
متاسفانه در بررسی برخی وبلاگهای فارسی این حداقل را هم نمیتوان دید . هنر و ادبیات که وبلاگیسم
وابسته بیکی یا هر دوی آنهاست ,بر پایه انتقال مفهوم و محتوای مورد نظر هنر مند یا ادیب یا نویسنــده
در یک قالب ادبی یا هنری است . بررسی این وبلاگها دقیقا باین میماند که از شما سوال شود غــــــذای
داخل این کاسه خوشمزه است یا نه ؟ اگر هست به چه میزان ؟ شما هم با دو صد شوق و ذوق از اینـکه
یک غذای خوشمزه یا نسبتا خوشمزه یا لااقل یک غذائی را, می خواهید بچشید بسراغ کاسه برویـــــــد
و با یک کاسه خالی مواجه شوید . حال گیرم که این کاسه زیبا باشد ,زر نگار باشد ,مهم اینـــــــست که 
خالیست و غذائی بجسم شما نمیرسد .
در کاسه وبلاگ فریاد جرس میتوان غذائی برای روح آدمی یافت . در بررسی های بعدی بایـــــــد دیــد این 
غذای روح چگونه غذائی است خوشمزه یا بد مزه است . چگونه ارائـــــه شده کاسه چه شکل و وضعی
دارد و... .
در میان اینهمه کاسه خالی ,که البته زیاد بدبینانه ننگریم وبلاگهای خوب هم کم نیـــــــــــست ,در صدش
کم است و این شاید بتعداد زیاد وبلاگهای فارسی باز می گردد, همیـــــــــــن که فریاد جرس حرفی برای
گفتن دارد ,باید دست وپای او را ببوسیم و نقد را باتــــــــــــمام برسانیم . ما آدمهای کم توقعی هستیم,
با یک نگاه به دور و برتان متوجه بی اندازه کم توقع بودن ایرانیان, این ساکنان کشور گل و بلبـــــــــــــــــل
خواهید شد .
ببیراهه نرویم باید عر ض کنم وبلاگ فریاد جرس بر خلاف محتوایش نام زیاد مناسبی ندارد .ممکن است
معنا ومحتوای این نام بدک نباشد هر چند که آنهم جای بحث دارد ولی نام فریاد جرس لااقـــــــــــل از نظر
بینظر بنده نامی نیست که در میان این دهها یا شاید صدها عنوان وبلاگ ,بیننـــــــــــده را تحریک به ورود
نماید . شاید کاروان یا همان فریاد تنها یا نامی که با محتوای وبلاگ هماهنگی بیشتــــــــری میداشــت,
 وبلاگ را جذابتر مینمود .
 کاستی دیگر عکس اکبر گنجی است که اندکی گستره وبلاگ را نسبت به محدوده وسیع سیــــــــاسی
اجتماعی ... کوچک مینماید . بدون آنکه بخواهم گنجی وافکار و اعمالش را رد یا تایید نمایم که ایـــــــــن
خود مجال و مقال دیگری میطلبد و سخت منتظر آن مجال و مقال هستم .
در نظر بگیرید یک روزیا هفته یا ماه یاحتی سال نامه که داعیه همگانی و عمومی بودن دارد تصـــــــویری
اینچنین بالای تیتر اول نشریه اش آنهم بصورت ثابت قرار دهد . قطعا پذیرفتنی نخواهد بود حتی اگــــــــــر
سردبیر خود گنجی یا برادرش یا عاشق سینه چاکش باشد یا تصویر حتی تصویر امام یا بوش یـــــــــــــــا
ناپلئون بناپارت یا اینشتین یا خاتمی یا احمدی نژاد یا هر کس دیگر باشد . خــــــــــــادم یا خائن ,دوست
یا دشمن , قهرمان یا.... باشد . 
 البته ناگفته نماند خود عکس زیبا ویرایش شده و چشم نواز است ولی احتمالا محل آن اشتبـــــــــــــــاه 
انتخاب شده .
قطعه شعری که در پیشانی وبلاگ حرکت میکند اگر اینگونه نوشته میشد فــــــــــــــــــــــــــــکر میکنم وزن 
مناسبتری میداشت :
بسان رود که در نشیب دره سر بسنگ میزند رونده باش
امیــــــــــــــــــد هیج معجزه (ای) زمرده نیست زنده باش
البته این شعر زیبا برایم آشناست, پس زمینه ذهنی ام فقط همین است و فکر میکنم با توجـــــــــــــه به
وزنش, اینگونه بهتر و روانتر خوانده میشود . سیلابها را هم بشمرید بهمین نتیجه میرسیــــــــــــــــــــــــد.
اندازه و فونت و رنگ پستها مناسب و چشم نواز انتخاب شده نشان از خوش سلیــــــــــــقگی امیر خان
و آشنائی وی با هارمونی ورنگ دارد . قالب با محتوا هماهنگ است . مطالب نیــــــــــز همگن و یکدست
نوشته شده ,قدرت , جنس و نوع قلم نیز نشان دهنده وحدتی تقریبی است و بیانگر اینکه همــــــــــــــه 
محصول قلم یکنفر است . قسمت درباره ... خواندنی و مناسب است . تقسیم لینکها به دوستـــــــــــان
و بزرگترها و غریبه ها برایم جدید بود جذاب و اگر ایده آن  متعلق بخودش باشد باید باو تبریک گفـــــــــت.
نکته کوچکی است اما فراموش نکنیم که یک وبلاگ مجموعه ایست  از همین ایــــــــــــــده های کوچک .
محتوای پستها و اخبار و نظرات تاریخ گذشته نیـــــــــــــــست بطوریکه مخاطب براحتی می تواند مطالب
را روزانه دنبال نماید .
عنوان پست یک سوال بی ربط درست انتخاب نشده و خود پست آشکارا یک سروگردن پائینـــــــــــــتر از
الباقی پستهاست .
مطالب بنظر رتوش شده می آید و نشان از دقت و باز بینی و ویـــــــــــرایش مطالب دارد , کاری که خیلی
از وبلاگرهای با سابقه حتی, از آن استنکاف مینمایند . تنبلی می کنند یا عارشان می آید نمی دانــم ؟
از پست یک سوال ... که بگذریم بقیه پستها و مطالب صفحه نخست بجا و درست ارائه گردیــــــــــــده و
مخاطب را بتفکر وا میدارد . فعلا درست یا غلط بودن محتوای مطالب و بحث در آنرا در نظر نمیـــــــــگیریم
که این خود  یک وبلاگ دیگر یا لا اقل چند صفحه مطلب دیگر میطلبد .
تکرار بیش از حد علامت سوال و تعجب بنظر شما دلیل بر چیست ؟ یکبار دو بار سه بار .... چند بــــــار!!
 قسمت مطالب سایتهای فیلتر شده هم بسیار ایده جالب و بدیعیست که خواننده را از پـــــروکسی و...
اندکی بی نیاز مینماید . هرچه این قسمت گسترده تر شود باز هم کم است .
 کوتاه سخن و بلاگ فریاد جرس در مجموع وبلاگی دیدنی و خوانــــــــــــــــدنی است و نگارنــــــــــــده این
سطور مراجعه بآن را بشما توصیه مینماید .
ضمنا نکته ای که ذکر آن ضروری بود و بنسیان ناشی از تعجیل و تخلیص دچار شد استفاده نسبـــــــــــتا
خوب فریاد جرس از المان عکس است که جلوه ای زیبا باین وبلاگ بخشیده است .
با آرزوی توفیق روز افزون برای امیر عزیز نویسنده مستعد وبلاگ فریاد جرس وتقاضای بخشش بخـــــــاطر
از قلم افتادن سایر صفحات و پستها که بدلیل پر هیز از اطاله کلام, بیش از این, و سعی در تخلیص بود.

وبلاگ بعدی مورد بررسی : در این حصار بشکن
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
 وبلاگ  : باران
موضوع : شخصی
نویسنده : محدثه
اصولا واژه نقد ریشه کلمه انتقاد بوده و از کلمه انتقاد هم درفرهنگ واژگانی و مصطلح ما بیان نقاط ضعف مستفاد می گردد.. در حالیکه در اینجا تلاش ما تبیین نفاط ضعف و نقاط قوت یک وبلاگ می باشد . بیان صرف معایب و ضعفها و کاستی ها ممکن است به تخریب و خرده گیری تعبیر شود . اهتمام نگارنـــده این سطور بر بیان همه یا لااقل بخش عمده ای از جوانب و زوایا و حقایق پنهان وبلاگ شما,چه قوت چـــــــــه ضعف , می باشد . باین ترتیب اگر عنوان "بررسی" را به مطالب ایـــــــن وبلاگ اختصاص دهیم هرچند در بعضی موارد استفاده از واژه نقد اجتناب ناپذیر مینماید , احتمالا بیشتــــــر مقرون به واقعیت خواهد بود . نگارش این بررسی ها در بهترین شکل بعنوان نقطه نظرات یک خواننده حرفه ای و تیز بین و علاقمند ودر بدترین حالت لااقل بعنوان یک نظر و فقط یک نظر که علی القائده باید برای مولف وبلاگ قابل توجه باشـد می توانــــــد مورد بررسی و احتمالا کاربرد و اعمال قرار گیرد .نگارنده بدون اینکه بخواهد نظر خود را میان سایر نظرات آگراندیسمان نماید یا سلیقه خود را مرجح بر سایر سلائق جلوه دهد از مصنفین و مولفیــن محترم وبلاگهائی که اینجا مورد بررسی قرار میگیرد ضمن سپاس از رخصت این بررسی وتدقیق و معاینه تقاضا دارد جسارت ناقد در بیان کاستی ها را بحساب جوهر و ذات نقد و نقادی گذاشتــــــــه درخواست همیشگی حقایق پنهان که دلگیر نشدن از انتقاد میباشد را مد نظر قرار دهند .
و اما وبلاگ باران : در نگاه اول باران یک وبلاگ کاملا شخصی بنظر میرسد .باران ابتدا وقبل از نگارش باید بنشیند و فکر کند که از این وبلاگ چه می خواهد چه پیام , حقیقت , نظر و اثری را میخواهد در قالب این وبلاگ ارائه نماید . آیا تاکنون در بیان آن نظر و آن محتوای کلی موفق بوده یا نه ؟ اشتباه بزرگ و فراگیــری که نویسندگان بعضی وبلاگهای فارسی زبان که تعدادشان کم هم نیست مرتکب می شوند نادیده گرفتن اختلاف یک دفتر خاطرات یا حد اکثر نامه ای بیک دوست با یک وبلاگ می باشد . دفتر خاطرات نوشته ای همگانی نیست کاملا شخصی و خصوصی است بطوریکه بعضی ها قفل بآن میزنند تا کسی نخواندش . پس نوشتن مطالبی از این دست:امروز حالم زیاد خوش نیست, دیروز سرم دردگرفته بود, دیشب خیـلی دیر برختخواب رفتم, صحبتهای فلانی ذهنم را بخود مشغول کرده یا نمی دانم در دانشگاه پذیـــرفتــه می شوم یا نه, برادرم بسفر رفته دلم برایش تنگ شده ,دلم گرفته و... در دفتر خاطرات برای نویسنده و تنــها خواننده آن شاید جالب باشد چرا که دهها سال بعدمراجعه نموده وازبخاطر آوردن آن روزها که اگر نبـوداین دفترچه شاید فراموش می شد لذت می برد .
در نامه ای هم که بیک دوست می نویسیم شاید از کلمات کوتاهی استفاده کنیم که در یاد آوری یــــک خاطره مشترک کافی بنظر برسد . اما آیا برای یک وبلاگی که بطور با لقوه دهها میلیون بیننـــــده میتواند داشته باشد میتوان از این عبارات استفاده کرد . آیا در یک وبلاگ حتی اگر موضوعش هم شخصی باشد میتوان نوشت می خواهم کنکور بدهم برایم دعا کنید .. همین؟ . یا میخواهم به مشهدبروم دعایتان می کنم ..همین ؟ اینهاشاید برای برادرمان دوست یا همسایه مان جذابیتی داشته باشد ولی آیا انصافا برای آن چند ده میلیون می تواند کشش و جذابیتی بهمراه داشته باشد ؟ مگر اینکه در پی این جمــــــــلات یا ببهانه آنها مطلبی عمومی و کلی را بیان کنیم .همانطور که در بعضی پستها رعایت شده . مطالــب یک وبلاگ بدلیل فراگیر بودن آن باید برای عموم یا لااقل بخش عمده ای از مخاطبین جاذبه داشتــــــه باشـد . شخصی بودن موضوع یک وبلاگ بتنهائی دلیل محکمی برای نگارش اینگونه مطالب خیــــــــلی شخصی نیست .
نکته دیگر تکرار بعضی جملات و عبارات در ابتدای و انتهای پستهاست که از فرط تــــــــــکرر ملال آور شده است . جملاتی نظیر خوبید ؟ منم خوبم یا خسته که نشدید ؟.
استفاده از شکلک ها نیز قاعده و ضابطه ای دارد.اینگونه نسیت که هر جا کلمات ناتوان شـــــــدند از آنها استفاده شود ,آنهم اینقدر زیاد .
نکته بعدی نا هماهنگ بودن اندازه حروف است که خواننده را بشدت می آزارد . در پست----های متقدم کلمات درشت و خوانا بوده در پستهای متاخر ریز . رنگ قالب وبلاگ اگر رنگی متضاد رنگ نوشتـــه ها بود قطعا بیشتر جلب توجه نموده شکل کلی وبلاگ زیبا تر می شد .
نکته دیگر استفاده باران از زبان محاوره است که نه تنها فی نفسه قابل انتقاد نیست بلـــکه با روح کلی حاکم بر وبلاگ همخوانی دارد .اما ایکاش از زبان محاوره بشیوه درست آن استـفاده می شد . از ویرگول  نقطـــــــــــــــــه آخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر خــــــــــــــــــــــــــــــــط , علامــــــــــــــــــت ســــــــــــــوال
و.. در این وبلاگ اصلا استفاده نشده که بوسطه تاثیر مثبت این علامات در القای محتـوا به مخاطب جای آنها خالی بنظر می رسد . جملات بهیچوجه رتوش شده نیست . اگر سر سوزنی برای مـــخاطب احترام قائـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل باشیـــــــــــــــــــــــــــــــــم  و یکبــــــــــــــــــــــــار , فقـط یکبــــــــــــــــــــــار
بعد از اتمام نوشته آنرا مرور کنیم اشتباهات و از قلم افتادگیها به حداقل ممکن کاهش یافته وبلاگمان زیبا تر و خواندنی تر می شود .حتی همین الان هم میشود اشکالات را بامراجعه به پست مربــوطه و ویرایش آن اصلاح نمود واین حاکی از همان احترام به مخاطب است که عرض شد .
عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی
از آنجائیکه اصلاوابدا مایل نیستم سروران عزیزی که افتخار بررسی وبلاگشان که در خیلی مواردوبلاگهای یکنفر مانند فرزندانش هستند و همانقدر به آنها دلبستگی دارد را ببنده واگذاز کرده اند از اینکار پشیمان شوند و رحمت و برکات !! بی اندازه ای نثار روح پر فتوح پدر و مادرم نمایند و از طرفی بهرحال باید عیوب و نقائص وبلاگ لااقل از نظر بی نظر بنده تبیین گردد تا نقد بهدفش که همانا تبادل نظر و استـــــعلا و مرتفع نمودن عیوب و تاکید و گسترش قوات است نزدیک شود, فلذا خواهشمندم مرا در روی این لبه تیغ تیزتنها نگذارید و دستم را بگیرید تا سرنگون نگردم ..
صرف اینکه یک دختر یا زن جوان ایرانی این جسارت را در خود یافته که بنشیند وبلاگی ایجاد نمایــــــــد و آنرا در اختیار عموم قرار دهد صرف نظر از معایب وبلاگ قابل تقدیر است . اینکه چراتااین حد پدیـــده وبلاگ نویسی در جوانان فارسی زبان گسترش پیدا کرده بطوریکه زبان فارسی را بنا بقولی به دومیـــــــن زبان
اینترنت تبدیل کرده مجال دیگری میطلبد اما بطور خلاصه اصلی ترین عامل آنرا میتــــــــــــوان این حقیقت 
دانست که جوان ایرانی سالهای سال است نوشتن و اظهار نظر کردن را در انحصـــــــــــــــار افرادی خاص
با افکاری خاص می بیند که حتی فکر کردن به اینکه شاید من هم بتوانم بنویسم و اظـــهار نظر نمایم را
گناهی نابخشودنی تلقی می کند  .
از محاسن دیگر این وبلاگ میتوان به صداقت  نویسنده اشاره نمود که براحتـــــــی می شود  این صداقت
را با اندکی تلاش  در ژرفای کلام نویسنده باران جستجو نمود . و همین, تنــــــــها عاملی بود که نگارنده
را واداشت تا باران را بنقد کشاند .  به آینده  وبلاگ باران با این سرمایه صداقت وبا انــــــــدکی کار و دقت
بیشتر میتوان امیدوار بود .
ضمن آرزوی موفقیت روز افزون برای محدثه خانم  و تکرار تقاضای دلگیر نشدن از انتقادات و بجـــــــــــــای
آن بحث و تبادل نظرات و ذکر این نکته که خیلی مطالب را بخاطر پرهیز از اطاله کلام حذف نمـــــــــــودم ,
از عزیزانی که مایلند جوابیه شان به انتقادات طبق قانون مطبوعات!! در حقایق پنهان منـــــــعکس گردد
خواهشمندم مطلبشان را در قسمت نظرات قرار دهند تا نسبت به انتقال آن به متن وبـــــــــــــلاگ البته
پس از بررسی اقدام گردد .

میلاد با سعادت ساقی عشق, سقای عشق و فرزنــــد عشق "حسیــــــن بن علی عبــــــاس بن علی
و علی بن الحسین علیهم السلام" را تهنیت عرض مینمایم .

  نکته : بررسی و استنتاج مثبت یا منفی در مورد یک وبلاگ لزوما بمعنـــای تایید یا تکذیب نظرات نویسنده وبلاگ نیست .

  وبلاگ بعدی  :  فریاد جرس 

   

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
مطلبی که در پست قبل نوشتم باین معنا بود که وبلاگهائی که در اینجا مورد نقد و بررسی قرار میگیـــرند هدف یک لینک دور برد  سنگین !! قرار خواهند گرفت (به آنها لینک داده خواهد شد).
روش نقد شدن وبلاگ شما در اینجا هم قرار دادن یک دستــــــــــــور اکید (در خواست که نمیشه گفت)در
قسمت نظرات است . آدرس وبلاگتان را در قسمت نظرات قراردهید و بنویسید :"وبلاگ مرا نقد کن".
قابل توجه محمد علی خان گل گلاب , میوه کمیاب , عرق بیدمشک ناب .
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
باید بحضور باهر النور عزیزان و در خواست کنندگان نقد وبلاگ عرض کنم کــه بخاطر در دسترس بودن وبلاگهای نقد شده و امکان مراجعه سریعتر به آنها و تطابق با نقد , تــــا مدتی و یا بسته به شرایط برای همیشه باین دوستان , در این وبلاگ , لینک ثابـــــــت پیشکش خواهد شد 
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
بعد از نگارش نقد وبلاگ فریاد چند نظر در قسمت نظرات ثبت شد که نکاتی را ضــــرورتا واز ســـــر فروتنی
واخلاص ,عرض میکنم .
اولا از اینکه  افتخار نقد وبلاگ فریاد وسایر وبلاگ های دوستان, بواسطه اظهار لطف این عزیــــزان نصیـــب
بنده می گردد هم خدای بزرگ را شاکرم وهم این بندگان خوبش را .
ثانیا اظهار واعلام عمومی برای نقد و انتقاد از وبلاگهای سروران و اساتید گرام, نــــه از بــــاب خود نمائی
و تفاخر و اظهار فضل است نه از سر خرده گیری یا خدای ناکرده تخریب . امید من منتــــــقد اینــــست که
از رهگذر این نقد وتبادل نظرات هم توشه ای در جهت یادگیری نقد اصیل و واقعی نصیـــــــب من منتــــقد
گردد, که همانا اجبار به کاوش نگارشات و تدقیق در آنان مهمترین عایدی نگارنده نقد نامـــــــــه خواهــــد
بود ,وهم ره توشه ای در جهت اصلاح و تعالی نصیب شمای منتقد (جسارتا با قاف مفتوح) .
ثالثا از آنجائی که نگارنده این سطور  بشدت طرفدار مختصر و مفید و کوتـــــاه و جامع نگاشتـــــــن, که از
مهمترین زیر بناهای فصاحت وبلاغت است وبا روحیـــــه مخاطب این عصر و زمانه هم سازگار, می باشد 
شاید باین دلیل گاهی اوقات بعضی توضیحات روشنگر از قلم می افتد . در مورد وبــــــــلاگ خوب فــــریاد
شاید جهار یا پنج صفحه نقد تـــــوان نگاشتن و همه زوایا و فرعیات را با دقت و بدون اختـــصار شرح دادن
احتمالات مختلف را بررسی کردن و به نتــــایج چند صفحه ای دیگر رسیدن . این شیوه ,اما ,نه مـــطلوب
طالب است و نه مقصود ناقد . واز این بابت است و البته با چاشنی کمی بی دقتی, که نـــــــام مـــــولف
وبلاگ دیده نمی شود و یا فقط صفحه اول مورد بررسی قرار می گیرد که این از جانب منــــــــــــقد پوزش
می طلبد و از محضر منقد بخشش .
رابعا نگارنده بهیچ وجه موافق خشک و بی روح بودن مطالب نیست, که تعبیــــــر یکی از دوستـــــان بود.
بلکه طرفدار و مدافع همگن و هماهنگ بودن نوشته هاست . مخاطبی که با دیـــــدن نام یـــــــک وبلاگ, 
که یکی از مهمترین قسمتهای وبلاگ میباشد و خوشبختانه فریاد در این زمینه موفق می نـــــــــــــــماید 
واین از نظر ناقد مخفی مانده بود و اکنون با نگارش این سطور بخاطر متبادر گردید, وارد آن وبـــــــــــــــلاگ 
می گردد باید وباید مقصودش حاصل شود که این از لوازمات اصلی توفیق وبلاگ نویس می بــــــاشــــــد.
نا همگن, ضد و نقیض ,غیر مرتبط واز این شاخه به آن شاخه بودن وبــــــلاگ ممکن است خواننــــــــده را
کسل و نا مقصود نموده, وبلاگ نویس را از این لبه تیغ تیز وبلاگ خوب نویسی سرنگون نــــــــــمایـــــــد .
و البته لارم بذکر است در این هنگامه بی محتوا و نامرتبط و خیلی خیلی شخصی نوشتن وبـــــلاگـــــــها
یک یا دو پستی که فریاددر آنها اندکی به جاده خاکی منحرف شده, شاید عیب عمده و چشمــگیــــــــری
نباشد واز ارزشهای آن کم نکند .
خامسا همین که مطالب با دقت خوانده شده و اظهار نظر نیز میگردد قابل تقدیـــــــر تحسین و در خـــــور
امتنان است واز این جهت از ناظرین سپاسگذارم .
و نکته آخر اینکه, بحضورانورسروران گرامی قبلامعروض شد, نقد های نگارنـده نه دلیل بی عیـــــــب بودن
نگارشات وی است و نه برهانی بر هیچ نتیجه دیگر مگر نقد سازنده و از سر فروتنی صرف .
 منهم یک وبلاگ نویس نو پا هستم با یکجهان اشتباه و نادانی . بنابر ایــــــــــن ضمن استمرار اظـــــــهار
نظر از انتقادات دلگیر نشوید . از اطاله کلام که البته ضروری بود نیز پوزش می طلبم .  
 
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
وبلاگ فریاد را در مجموع پسندیدم . مقالات هدفدار است و همگن,سیاق مطالب نشاندهنده این نکته است که نویسنده وبلاگ می داند که چه میخواهد بگوید و آنرا بصورتی روان و سرراست بیان میکنــد . 
نویسنده وبلاگ که ایکاش اسم واقعی یا لا اقل مستعارش را ذکر می نمود ظاهرا با نگارش و استخدام کلمات بیگانه نیست . بروی مطالب که علی الظاهر محصول قلم خود ایشان باید باشد کار شــــــــده و    دیمی و کنره ای و با البداهه نگاشته نشده .دانش سیاسی اجتماعی و تاریخی وی که برای تالیــــف یک
وبلاگ با این  سبک و سیاق ضروری بنظر میرسد قابل قبول است و میتوان به اطلاعات داده شــــــــــــــده
اعتماد کرد . نظراتش هرچند که با همه آنها لزوما موافق نیستم صائب مینماید.
میتوان بدون زحمت و مشقت زیاد لا اقل اندکی صداقت را در کلام او مشاهده کرد , کیمیـــــــــــائی که در
کمتر وبلاگی دیده می شود . قالب وبلاگ با توجه به محتوای آن تقریـــــــــــــــــبا درســـــت انتخاب شده .
لینک ها هم با محتوای وبلاگ هماهنگ است (چندتائی که دیدم, البته ) قدرت قلم پستــــــــــــــها تقریبا
مشابه است و نشان می دهد از یک فکر نشات گرفته, باستثنای نوشته نبوی که بطـــــــــــــور وضوح یک 
سر و گردن بالاتر و پست برایم دعاکنید و خواسته ای از امام زمان ... که آشــــــــکارا ضعیفتـــــر بنظر می رسد .مطالب ثابت که شامل منشور... میگردد خواندنی است برای من با وجــــــــــــــــــودی که قبل ترها 
خوانده بودمش جالب بود و هشدار دهنده و اثبات این حقیقت که کــــــــــــــــــــــــوروش و ذو القرنین قران
در واقع یکنفرند.مطلب دکتروعکسش را زیاد نپسندیدم لااقل بعنوان یک مطلب ثابت بجا انتخاب نشـــــده
ولی شاید دیگرانی آنرا بپسندند یا حتی دوست داشته باشند . البته این اشکال شایـــــــــــــــــــــد از من
است که هیچگاه نتوانستم با نوشته های مرحوم دکتر شریعتی ارتباط خوبی برقرار کنم .
واما چند انتقاد :
مهمترین ایراد این وبلاگ ,البته بنظر شاید اشتباه بنده, این است که تقریبا, تقریبا تبدیل به گنجینــــــــامه
شده بی آنکه بخواهم نظرات یا اعمال اکبر گنجی را رد یا قبول کنم , چــــــــون مقال دیگری میطلبـــــــد .
مخاطب یک وبلاگ با این سیاق بدنبال مطالب دیکری هم هست که میتوانــــــــــــــــــــــد حتی به هضم و
جذب!! قسمتهای مربوط به گنجی کمک نیز بکند.
جای چند عکس در وبلاگ خیلی خالیست عکسها گاهی تاثیر گذار تر از کلمــــــــــــــــــــات هستنـــــــد .
می شد پستهای مربوط به گنجی را با عکسهای جدید و قدیم وی تزیین کرد همینــــــــــــــــــــگونه است
مطالب مربوط به خاتمی, احمدی نژاد و...  .کمبود امکانات و این حرفها هم, برای من کاربــــــــــــــر بلاگفا
لااقل , قابل قبول نیست .
پستها کمی طولانی بنظر می رسد هر چند شیوائی قلم و عمق مطالب مانع از خستــــــــــــــــــــــــگی 
مخاطب می گردد .
ایکاش و ایکاش مطلب برایم دعا کنید از صفحه این وبلاگ حذف می شد که خیـــــــــــــــــــ-ـــلی شخصی
و نامرتبط است هرچند به این بهانه لااقل چند بیت شعر نوشته شده ولی آخر کی باور می کنـــــــــــــــــد
آدمی که اینقدر از ارزش زنده مانـــــــــدن گنجی و این که جقدر حیات با اثر از مرگ بی اثر با ارزشتــــــــــر
است را فریــاد می زند بطور جدی به کارهائی اینچنینی فکر کند یا حتی تصمیم به عملـــــــــــی کردن آن
بگیرد . حیف و صد حیـــــــف . البته یک حسن داشت, این پست, که اندکی درجه خلوص!! وبــــــــــلاگ را
بالا برد ولی مضراتش به این حسن کوچک می چربید .
وصایای داریوش بی نظیر بود لا اقل برای من که آنها را نخوانده بودم (این که انتقاد نبود ؟!) .
پست "خواسته ای از امام زمان..." هم کمی تا قسمتی با عرض پوزش عوامانه است .
سخن کوتاه کنم در مجـــــــــــــــموع فریاد صرف نظر از نقائص اندکش وبلاگ خوب و خوانــــــــــــدنی است
و من اینقدر نظرم جـــــــــــــــلب شده که میخواهم (طبق سیاست خودم) یکطرفه بان لیـــــــــــنک بدهم 
اگر قابل باشم البته .
و نکته اینکه در این بررسی فقط صفحه اول وبلاگ فریاد مورد نقد قرار گرفته است .
نگارنـــــــــــــــده این سطور برای نویسنده وبلاگ فریاد آرزوی موفقیت نموده در خواست همیشـــــــــــگی
خود را دال بر دلگیر نشدن از انتقادات را معروض می دارد .
زیاده عرضی نیست , عزت زیاد , حسین ظهوری 
        
   
 
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
وبلاگ : دوست داشتنی ترین اشتباهم توئی
موضوع : ادبی
نویسنده : سیما
اولین وبلاگی که در این بخش معرفی خواهم کرد دوست داشتنی ترین اشتباهم توئی نام دارد .
نویسنده آن خانم (احتمالا) سیما , بیشتر مطالب را گرد آوری و تالیف نموده و البته برخی عناویــــــــــن
محصول قلم خود ایشان بنظر می رسد . نکته ای که در این وبلاگ توی چشم میزند نا همـــــــــــــــــگن
بودن مطالب آن است , بطوریــــــــــــــــکه کاملا میتوان تشخیص داد که کدام مطلب بومی وکدام پسـت
گرد آوری شده است . نگاه کنیــــــــد و مقایسه کنید پستهای "کمی بهم فکر کنیم" و "اگر من مردم" را
دو بیتی یا (رباعی !!) "اگر من مردم..." نه وزن درستی دارد نـــــــــه قافیه مناسبی نه در قالب شعر نو
گنجانده میشود نه شعر کهن است .همچنین است شعر " کبوتر"(اگر شعر باشد البته). نکتـــه دیگر که بارها توسط این بنده کمتـــــرین بحضور انـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور اساتیـــــــــــــــــــــــــــــــد گرامی
عرض شده پرهیز از مطالب شخصیست. شخصی و خصوصی بودن وبلاگ دلیل بر این نیـــــــــــست که
بیمار بودنمان را به خواننده یاد آوری کنیم .یا دلتنگ بچگی هایم شده ام , فقط همین, یا امشب حالم گرفته و از این دست مطالب . بعضی دوستان هنگام نگارش مطالب تصور می کننــــــــــــــــــــــــــــــــــد
وبلاگشان نامه ای خصوصی است که بــــــــــــــرای مادر , همسر یا یک دوست نوشته شده در حالیکه
بصورت بالقوه میلیارها نفر باین وبلاگ دسترسی دارنــــــــــــــد و ممکن است (ممکن است) همه این
چند میلیارد , وبلاگ مورد نظر را ببینند پس بایـــــــــــــــــد به شعور و وقتی که مخاطب ما برای دیدن و
خواندن مطالب مصروف نموده احترام بگذاریم . برای من مخاطب مهم نیست که شمای نگارنده سرما
خوردید یا نه , حالتان گرفته یا نه, دکتر رفته ایــــد یا نه ,مگردر پی آن به یک موضوع عمومی و مبتلا به اشاره کنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد , مثـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا اشـــــــــــــــــــــــــــــاره به بیمار شد نتان
را بهانه ای کنیدبرای بررسی موضوع پزشکان, بیمارستانها ,پرستاران و... یالااقل تعریف کردن یک قصه.
نکته دیگر امضای ایشان است که در نوع خود عجیب است "خسیس نامرد!!". شاید علـــــــــت خست
باعث دیر بدیر آپ دیت شدن وبلاگ باشد . نگاه کنید بتاریخهای آرشیو وبلاگ فواصــــــل دو ماه و شش
ماه باعث فاصله گرفتن مخاطب از وبلاگ می گردد . یک علاقمند وبلاگ شما چند بار که مراجـــــعه کرد
و دست خالی برگشت , کم کم نا امید میشود , فواصل آپ دیت را کمتر کنید .
عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی !
قالب وبلاگ زیبا و چشم نواز است , انتخاب موزیک الهه ناز نشان از خوش سلیقگی سیــــــــما خانم
(
یا آقا) دارد هر چند که اگر شنیدن موزیک و یا حتی انتخاب آنرا به اختیار مخاطب بگـــذاریم خیلی بهتر است . قالب عکسها و نوع ارائه آنها جالب توجه است . موجز بودن مطالب خوب است ولی ایکـــــــاش
ضمن ایجاز محتوا نیز مورد توجه بیشتری قرار می گرفت . ذکر ماخذ در پست اتومبیل ها در خــــــــــــور
تحسین است ولی اگر لینک منابع , آنهم در همه پستهای غیر اریژینال قرار داده شود زیباتــــــــر است.
ونکته آخر اینکه نگارنده این سطور فقط صفحه نخست وبلاگ"دوست داشتنی ..."رادراین نقد وبررسی مورد نظر قرار داده است.
با عرض پوزش فراوان از سیمای عزیز و آرزوی موفقیت روز افزون برای ایشان .
چند تبصره :
الف ـ با یک جهان فروتنی از عزیزانی که وبلاگشان مورد نقد قرارمیگیرد تقاضامی کنم ازانتقادات دلگیر نشوند بهر حال لازمه نقد بیان نقاط ضعف و قوت است .
ب ـ درآینده نزدیک اگرعمری باقی بودیک وبلاگ رابطورکامل به بررسی وبلاگهای شمااختصاص خواهم داد . انشا ء الله .
ج ـ انتقادات این حقیر سراپا تقصیر نه دلیل بر بی نقص بودن وبلاگهای خودم است نه دلیل بر هیــــچ
چیز دیگر . فقط تذکراتی است از سر دوستی و اخلاص .
د ـ پست قبلی بخاطر تغییر فونت کمی تا قسمتی !! بهم ریخته شد که بدینوسیله پوزش می طلبم .
شاید این پست هم همینطور شود که باز هم پوزش ...
ه ـ اگر نقد وبلاگتــــــــــان را در این وبلاگ پیدا نکردید ( که نوعا باید اولین پست بعد از کامنت باشد ),
سایر وبلاگهای نگارنده که لینک آنها در قسمت پیوندها قرار داده شده را نیز جستجو کنید .  

لطفا پیشنهادات و انتقادات خود را در تابلوی گفتمان بیان نمائید قبلا از توجه شما سپاسگذارم .
+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
الف :دوستانی که مایلند وبلاگشان توسط این بنده کمترین و دراین یک وجب خاک اینتـــــــرنت معرفی و نقـــد شود لطفا :
۱ـ در قسمت نظرات  آدرس وبلاگ مورد نظر و توضیح مختصری راجع به آن را ثبت نمائید .

۲ـ حد اکثر ظرف یک هفته لینک سایت شما بهمراه نقد آن در همینجا ارائه خواهد شد انشاء الله.

۳ـ منتظر وبلاگهای زیبای شما هستم . 
 
۴ـ در سایر وبلاگهای این بنده کمترین نیز این درخواست مطرح شده و هرچند زمان شعار دادن سپـــــری شده , شعار ما این است : "معرفی همه وبلاگها در همه وبلاگها" یا
                                     "این چند وبلاگ,در واقع,همه یک وبلاگ هستند"
لینک سایر وبلاگها را در قسمت پیوندها قرار داده ام , حتما یک سری بزنید .

ب : نکته ای راجع به کپی برداری یا همان نقل بمضمون خودمان میخواستم بعرضتان برسانم .
ببینید دوستان , کپی کردن مطالب دیگران بنظر بنده نه تنها قابل سرزنش ونامطلوب نیست بلکه اصــلا
قابل سرزنش و نا مطلوب نیست! چرا که هدف از نگارش یک مطلب مورد توجه قرار گرفتن آنســـــــــــت
که وجه اعلا و بهترین شکل  آن نقل مطلب در جائی دیگر است . وجدانا اگر مطلب شمادروبلاگ دیگری نقل شود ناراحت می شوید, ابدا, بلکه اصلا ناراحت نمی شوید . تنها شرط لازم و کافی برای یک نقـل بمضمون خوب و تمیز!! ذکر منبع یا ماخذ آن است . که شرط مهمی است .
این حقیر سراپا تقصیر یکبار در اثنای وبگردیهای عارفانه ام!! منبع یکی از منابعم را پیــــــدا کردم جلوتر
که رفتم منبع منبع منبعم را هم یافتم معمولا خیلی که پیشروی کنید به یک سایت غیــــــــــــر وطنی 
می رسید که آنها هم بهر خال برای خود منابعی دارند منتها شاید آن منابع در دستـــــرس ما نباشند .
این که نشد, هروقت خواستیم نان بخوریم, بگویند از آدم ابو البشر کپی برداشت یا زمــــان نوش جان
کردن آب,تهمت ناروای نقل بمضمون از ننه حوا را بما نسبت دهند,به مسافرین ینگه دنیــا هم میشود گفت : ای کلک ! از کریستف کلمپ نقل بمضمون کردی ها ناقلا ! یا تا کسی خواست چراغی,لامپی!
روشن کند فریاد تقلید از ادیسون سر دهیم ومصداقهای فراوان دیگر . پس بیــــــــــائید همه با هم نقل
بمضمون کنیم منتها فقط با ذکر ماخذ . اصلا شما در کدام سایت یا وبلاگ دیده اید که: نقل مطــــالـب
ممنوع است, مگر بندرت, که آنها هم زیادی خودشان را لوس کرده اند حد اکثر این است که  ناقلیـــن
را بذکر منبع ملزم می کنند .
از خداوند متعال برای وبلاگهائی که راست کلیک را بسته اند طلب آمرزش و غفران و هدایت عاجـــــل
نموده امید واریم نقل مطلب با ذکر منبع در همه ارکان زندگی ما جاری و ساری گردد . امضا محفوظ.
نقل مطالب با ذکر منبع بلا اشکال است
.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
دوستانی که مایلند وبلاگشان توسط این بنده کمترین و دراین یک وجب خاک اینتـــــــرنت معرفی و نقـــد شود لطفا :
۱ـ در قسمت نظرات  آدرس وبلاگ مورد نظر و توضیح مختصری راجع به آن را ثبت نمائید .

۲ـ حد اکثر ظرف یک هفته لینک سایت شما بهمراه نقد آن در همینجا ارائه خواهد شد انشاء الله.

۳ـ منتظر وبلاگهای زیبای شما هستم . 
 
۴ـ در سایر وبلاگهای این بنده کمترین نیز این درخواست مطرح شده و هرچند زمان شعار دادن سپری شده , شعار ما این است : "معرفی همه وبلاگها در همه وبلاگها" یا
                                     "این چند وبلاگ,در واقع,همه یک وبلاگ هستند"
لینک سایر وبالگ را در قسمت پیوندها قرار داده ام  حتما یک سری بزنید .
                                                                    
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت   توسط حسین ظهوری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
1- دوستان علاقمند به نقد ، توسط کامنت اظهار تمایل نمایند تا علاوه بر ارائه لینک،در اولین فرصت وبلاگ این عزیزان مورد معرفی و نقد و بررسی قرار گیرد .
2- ارائه لینک (پیوند) ، لزوما بمفهوم تایید محتوای وبلاگ مورد پیوند نخواهد بود .

پیوندهای روزانه
مهردل
دین و فرهنگ
شیاطین سرخ
بیا با هم ...
سرد ناله
شب یلدای انتظار
عالیجناب سرخ پوش
یه مسافر
غربت انتظار
متقین
ایران گیتار
بنام خدا و سلام
از مسجد چي باقيمانده ؟
هویج
عشق رویائی من
صابرین
وبلاگ رسمی مهران غفوریان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم آبان 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته دوم شهریور 1384
هفته اوّل شهریور 1384
هفته چهارم مرداد 1384
هفته سوم مرداد 1384
هفته چهارم تیر 1384
آرشیو موضوعی
ادبی
سیاسی
فرهنگی
طنز
مذهبی
فلسفی
آزاد
متفرقه
شخصی
نقد
پیوندها
فریاد
باران
فریاد جرس
در این حصار بشکن
s i l e n c e
پارسای شب و شیر روز
گرگ بیابون
پیام بهبهان
شب نامه
اعترافات دو ذهن خطرناک
لبگزه
تناقضات
کاش پایان دلخوشی ها مرگ نبود
گره گم
پرواز در اتاق
تنها ترین سعید دنیا
وبلاگ آزاد دانشجوئی
هبستگی ، مشارکت ووو
همفکری
ساحل خاطرات
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Search Engine Optimization DanceAge.com MyAlbum