![]() |
![]() |
|
| نتایج حاصل از وبگردیهای این حقیر سراپا تقصیر |
|
بحضور محترم شما عرض شود که جهت مطلبی که در پست قبلی ارائه گردید ، چندنفر از دوستــــــــــان
عزیز نقطه نظراتی ، همه محترم ، ارائه نموده اند . اظهار نظر ، فی نفسه کار ارزشمندیست و اساسا با همین تبیین دیدگاهها و تضارب اندیشه هاســــــت که افکار انسان ، از خامی بدر آمده ، شکل منطقی بخود می گیرد و قابل دسته بندی و تنـــــــــــــــــظیم شده ، نهایتا کلاسه می گردد . این حقیر سراپا تقصیر ، در نظری روشن و واضح ، ســــــــــــــــــــوالی را مطرح نمود که پس از آن ، با وجود بیان دیدگاه های مختلف ، هنوز کسی بــــــآن سوال ساده ، پاسخی روند و سرراست و دقیق نداده است . دوستان عزیزی اظهار نظر نموده و در حقیقت تلویحا دیــــــــــــــــدگاه راقم را تایید نموده اند . یا دست کم بنده از نظرات این دوستان استنباط مخالفت نکردم . اما در این میان یک نفر به نکته ای اشاره نموده که جالب توجه است عینا نقل می کنم : «در حديث معصوم است هرگاه ماه راديد ي روزه بگير وهرگاه ماه را ديدي بخور ولي شما فکر مي کنيد که بايستي مرجع تقليد برايتان ماه ر ا ببيند در اين موضوع در ک و استنبا ط خودتا ن با ارزش است اگر لباس شما نجس باشد خودتان تکلیف تان رامی دانید و بس دیگر اینکه دوست خوبم به اندازه سوادت حرف بزن واینقدر ایراد نگیر بجای انتقاد سازنده باش.» بایددرموردنظراین دوست عزیزی که آدرس وبلاگش راحتی،عنوان نکرده عرض کنم که استهلال مستــحب است و تقلید واجب . آیا علم کثیر این عزیز و سواد بی منتهایش ، این کلیات و بدیهیـــــــــــــات دینی را ، شامل نمی شود . در این کشور بی نشان (اینترنت) ، هرکس می تواند خود را علامه دهـــــــر معرفی کند ، که بعضی می کنند . پس چگونه می توان به میــــــــــزان معلومات شخصی بی نشان ، با هویتی مجهول پی برد . بزعم راقم فقط از راه بررسی قلم افراد می شود به ارزش گــــذاری « خود » آنها ، اقدام نمود . بدیگر سخن ، در این دریای اینترنت ، هویت من و شما فقط قلم ماست . از طریـــــــــــــــق همین قلم است که در اینجا بهم متعلق شده یا منفصل می گردیم . باید به جد مــــــراقب این قلم بود به جد . راقـــــــــــــــــــــــــــم ایـــــــــــــــــن ســــــــــــــــــطور بــــــــــــــــــرآن نیـــــــــــــــــست کــــــــــــــــه بــــــــــه این دوست ناشناس باسواد بگویــــــــد اطلاعات من از تو بیشتر است ، بلکه مخاطب این تـذکرات خودم هستم ، بااین هدف که مبادا در آینده ای ناشناخته دانش خود را از دیگری بیشتر دانستــــــه و معلومات او را ناچیز فرض نمایم ، صرف نظر از اینکه آیا واقعا دانش من بیشتر است یا نه . مبادا بواســـــــطه علاقه به شرکت در مباحثه و وسوسه اظهار نظر و کور دینی (تعصب)، عدم توانـــــــــــائی خود در پاسخ گوئی را ، زیر پوشش متهم نمودنِ مخاطب به بی سوادی ، پنهان نمایم . هیهات اما نکته ای که در این میــان از نظر مخفی مانده این است که اساسا ما مامور به ظاهر هستیم ، یعنی ظواهر امر هرچه حکم نماید ، آنرا باید ملاک قضاوت قرار دهیم ، کما اینــــــــــــــــــــکه در قضا هم قاضی مامور بظاهر است ، حتی اگر بر خلاف واقع باشد . چون ما از بـــــــــــــــــــــــــــــــواطن امور بی اطلاعیم ، علت هم عدم دسترسی به امام معصوم ، در عصر غیبت است . چون در غیـــــــــــــــاب امام ع ، مردم ، کسی که متصل به اقیانوس بی کران علم خداوند باشد را در دسترس و اختیار ندارند ، لـــــــــــــــــهذا همه ما در این عصر (غیبت) ، مامور به ظواهر اموریم . مثلا در مورد عیــــــــــــــد فطر چه کسی می داند که واقعا در علم خداوند پنج شنبه عید بوده یا جمعه . حال که چنین است چه باید کرد ؟ شارع مقدس برای این مشکل راه حـــــــــــــــــــــــل هائی ارائه نموده که همگان تقریبا ، از کم و کیف آن مطلعند . یک راه این است که خود شـــــــــــــــــــــــــــــخص استهلال نموده ، هلال ماه شوال را با چشم خود رویت نماید . بسیار خوب حال اگر در منـــــــــــــــــــــــــــطقه ، بر سبیل مثال ، هوا ابری بود یا مثل محله ما ، ساختمانهای بلندمرتبه مانع از رویـــــــــــــــــت افق بودند . یا دلائل و عوامل دیگری مانع از این گردیــــــــــــــــــــــــــد که خود شخص بچشم خویش استهلال نماید ، تکلیف چیست ؟ خیـــــــــــــــــــــــــلی ساده است ، اگر دونفر شاهد عادل ، بر رویت هلال شهادت دادند ، برای مکلف کفایت از دلیل می نماید . راه های دیگری هم پیش بینی شده و ازجــــــــــــــــــمله اجماع مسلمین ، سی روز کامل روزه داری وقس علیهذا . اما دلیل شهادت همچنــــــــان بقوت خود باقیست . صائم مکلف است وقتی دو شاهد عادل شهادت بر رویت هلال دادند ، بیــــــــــــــان آنها را حمل بر صحت نموده ، افطار نماید . این حکم خدا و شـــــــــــــــــــرع است همان شرعی که من و شما و حضرات ،دم از آن می زنیم . البته توجیه احتمالی عدم پذیرش روز پنج شنبه بعنوان عید توسط اینان می تواند اینچنین باشد . « چطور «ما» با وجود اینهمه امکانات نجومی و غیره موفق برویت هلال نشدیم ، ولی این چند نفر مرجع بدون هیچ امکاناتی موفق شدند ؟ » . در حالی که ، ما اساسا موظف به کشف مصادیق نیستـــــــــیم . به بیان دیگر ، اگر شاهدی عادل مدعای شهادت هلال داشت لازم نیـــــــــــــــــــست فیلم استهلالش را برای ما بنمایش بگذارد ! . یا بگوید چگونه موفق به رویت شده . بمجرد بیـــان باید پذیرفت . از آن گذشته ، از کجای این سوال بنده ، استنــــــــــــــــــــباط ایراد و بهانه گیری می گردد . آیا این سخن که « باید بدلائل مختــــــــــــلفه از جمله حفظ وحدت مسلمین ، یکبار برای همیشه ، مشـــــــــــــکل روز عید فطر و استهلال را حل کنیم » واقعا رنگ و بوی اخلال و نفاق دارد . آیا ایـــــــــــن چهار مرجــــــــــــــــــــــع تقلید ، مورد تصــــــــــــــــــــدیق خود حضرات نیــــــــــــــــــــــــستند ، آیا آقایان به عدالت آنها شک دارند . عدالتی که استحضار از آن ، حتی بـــــــــــــــــــــــرای امام جماعت نیز واجب است ، چه رسد به مرجع تقلید . آیا اگر واقــــــــــــــــــــــــعا در عدالتشان تردید ی هست نباید مقلدین آنها از آن مطلع گردند . اگر کسی بجای نجاست لباس خود ، به نجاســـــــــــــــــــــــت بخشی از مسجد علم پیــــــــــــــــــدا کرد ، یا با رویت خودش یا بوسیله رویت شهودی دیگر ، تکلیف چیست ؟. آیا بواقع با پاک کردن صورت مسئله ، به حل آن می توان رسید ؟. بواقع معنی سازندگی چیست و سازنده چه کسیست ؟. کسی کـــــــــــــــــــــــه بجای ارائه راه حل برای مسئله ، رهنمود فراموش کردن و رها کردن آنرا می دهد . با این روش سازندگی تحقق میابد . اظهار و استظهار نظر ارزشمند است ، بشرطی که ادب و نزاکت و اخلاق حسنـــــــــــــــــــــه در آن رعایت گردد . دوستان عزیزم یه مسافر ، جناب یزدی و سایرین ، با نهایت احترام و نزاکت در این مباحثه و گفتــــــــــگو شرکت نموده ، حتی برخی نظر مرا نقد نمودند که بیانشان روی چشم بنده جای دارد . مشکل نفس انتقاد نیست مشکل نوع طرح آن است . چرا کسانی که این قبیل جملات نا متــــــــــــــــــــــــــــــــعارف و غیر منطقی را مطرح می کنند ، همیشه ناشناسند و نام و نشانی قابل پیگیری ارائه نمی دهند . واقعا چرا ؟. ایکاش این دوست نادیده ، لا اقل نشانی وبلاگش را مطرح می نمود تا با مطالــــــــــــــــــــــــــــــعه نظرات و تدقیق در بیانش ، ضمن آگاهی از میزان معلوماتش ، بیش از پیش مستفیض می شدیم . سوال حقیر همچنان به قوت خود باقیست و پاسخی در خور نیافته است : چهار مرجع تقلید ، آیا بقدر دوشاهد عادل مورد نظر شارع ، ارزش و اعتبــــــــــار نداشتند که شهادتشان مورد توجه و اعمال قرار گیرد . |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت توسط حسین ظهوری |
|
|
آیات عظام صانعی،بهجت،فاضل لنکرانی و صافی گلپایگانی ،پنج شنبه را عیدفطر اعلام کردند
بنقل از سایت امروز حال تکلیف روزه ما در روز پنجشنبه چه می شود ؟. مسئلهٌ : آیــــــــــــــا این چهار مرجع تقلید ، به اندازه دو نفر شاهد عادلی که اسلام تکلیف نموده ، ارزش ماهوی و عدالت شرعی نداشتند که تشرع حضرات مسئولین را کفایت نماید . یعنی هر دو مرجــــــــــــــع به قدر یکنـــــــــــــفر ! . خدا لعنت کند سیاست مدارانی را که دین مردم را هم بازیچه وسائس و دسائس خود قرار می دهند . در روایات است که در آخرالزمان ، مردم از فیض درک لیالی قدر محــــروم می گردند . امسال ما از فیض درک شب عید باز ماندیم . روز عید فطر را هم روزه گرفتیم . به به ! . چند نفر از دوستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان ، امروز « پنج شنبـــــــــــــــــــــــــــــــــه » حدود نیم ســاعت مانده به اذان مغرب ، افطار کردند . اینقدر من ، بیچاره و بی توفیقم که بذهنشان نرسیــــــــــد حتی یک زنگ ناقابل بمن بزنند و اطلاع دهند . زیاد هم تقصیر کار نیستم البته،چون تصورم این بود که حضرات،لااقل از پس این یک کار ، که ظاهرا رشته تخصصی آقایان است ، بر می آیند ، اما اشتباه می کردم . بهر تقدیر اینهم از ماه مبارک رمضان امسال و عید فطرش . خدا از سر تقصیراتشان ...... |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت توسط حسین ظهوری |
|
|
بعد از اضافه شدن چند امکان جدید به بلاگفا ، نگارنده این وبلاگ نیز بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرای عقب
نماندن از قافله ، جند تغییر جزئی درقالب حقایق پنهان ، ایجاد نموده که بدین ترتیب است : لینک وبلاگهائی که در گذشتـــــــــــــــــه مورد بررسی قرار گرفته اند ، در بخش (عمومی) پیوندها منعکس گردیده و لینک وبلاگهائی که بعدا در بوته نقد ، مطالعه و بررسی خواهنـــــــــــــــــــــــــــد شد ، در قسمت پیوندهای روزانه بمنصه ظهور رسیده است . که البته وبلاگهای اخیـــــــــــــــــــــر ، بترتیب از انتها بررسی می گردند . ضمنا نقدها را هم بصورت موضوعی دسته بندی نموده ام . همچنین لینک پیج رنـــــــــــــــــــــــــــک (page rank) را نیز افزوده ام که در واقع مدتی غائــــــــــــــب بوده و هم اکنون مجددا قرارداده شده و البته ملاک زیاد مهمی هم نیست ، چون معیارهای ارزش گذاری گوگل آنچنان روند و دردسترس وحساب شده نیست ، با این وجود، جذابیــــــــــــــت های خاص خودش را دارد . و شمارنده را هم فقط جهت تنوع ، از بریو تولز به وبگذر ، تغییر دادم . اینــــــــــــــــــکه عرض می کنم تنوع چون هردو شمارنده خوب و قابل استفاده است ، باامکانات برابر (تقریبا) و تنها انگیـــــــــــــــــزه من در این جهت ظاهر لینک وبگذر بود که آنرا بیشتر پسندیدم . باتشــــــکر از عالیجناب سرخپوش که مرا یاد وبگذر انداخت . ضمنا از دوستان عزیز علی الخصوص جناب یزدی بزرگ و یزدی های دیگر ، سید گرانقدر و سایر بـــزرگانی که با دقت ، نگارشات راقم را می خوانند و اشکالات موجود را تذکر می دهند ، تشکر می کنــــــــــــــــم . امیدوارم که این دوستی الکترونیکی و یا نوشتاری ، پایدار بماند . بار دیگر برای چندمین بار از همه رفقائی که از انتقادات راقم دلگیر شده انــــــــــــــــــد پوزش می خواهم . حیف است در این آخرین ساعات ماهی به این عزت و عظمت ، از هم دلخور باشیم . در آخرین ساعات تنظیم این شماره !؟ متوجه اظهار لطف یه مسافر نسبت به حقایـــــــــــــــــــق پنهان و نگارنده اش گردیدم که چون فرصت نیست در شماره (پست) بعدی بطور اتم و اکمل از خــــــــــــــــــــجالت این دوست جدید و عزیز ، در خواهم آمد . بامید آنروز ! یاعلی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت توسط حسین ظهوری |
|
|
عید خجسته فطر را تبریک عرض می کنم و یاد آوری می نمایم که این شــــــــــــــــــــــب و روز عید را قدر
بدانیـــــــــــم . از معصوم سلام الله علیه مروی است که خداونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد به تعداد افرادی که در طول ماه مبــــــــــــــارک رمضان بخشیده ، در شب عید فطر می آمرزد . در این شب پربرکت ، این حقیر تهیدست را نیز از دعای خیر فراموش نفرمائید *. با دیدن چندین شبـــــــــــــــکه فعال رسانه ملی ، نکته ای بذهن متبادر گردید . با وجود حدود ۶،۷ شبکه ، هیچکدام حتی یک برنامه جذاب ، که واقعا تاثیرگذار باشد ، در چنته نــــــــــــــــــــــــــدارند و فقط به ارائه همان شیوه هاو برنامه هایی کلیشه ای بسنده می نمایند.ساعت یک بامداد روز ۲۹ ماه مبارک رمضان: شبکه یک : اسلاید و موزیک شبکه دو : سخنرانی یک روحانی شبکه سه :بسکتبال قبلا ضبط شده شبکه چهار : برنامه ای بزبان انگلیسی شبکه پنج : تلاوت قرآن شبکه شش : خبر شبکه هفت : برنامه ای بزبان عربی (احتمالا شبکه العالم) شبکه هشت : ...... شاید در ساعت یا تاریخ یا حتی نوع برنامه دقت مبذول نشده باشد اما نوعا شبکه های سیــــــــــــــــــما در این ساعات همین قبیل برنامه ها را به معرض نمایش می گذارند . نگارنده این سطور بهیچوجه در تاثیر مثبتِ اندیشیدن به معانی آیات نورانی قرآن کریـــــــــــم در روح و جان انسان تردید ندارد . مطلب این است حال که نظام حاکم ، اسلامی و شیعی است و اینـــــــــــــــــــــــــان قرنهاست آرزو می کننـــــــــــــــــــــــــــــــــد ، ایکاش حکومت و رسانه های آن در اختیارمان بود تا حقیقت قرآن و اهل بیت را بمنصه بروز و ظهور رسانیم ، آیا هیچ راهی بهتــــــــــــــر ، اثر گذارتر ، زیباتر و جذابتر از صرف تلاوت آیــــــــــــــــــــــــــــــات قرآن وجود ندارد . آیا در این مملکت هفتاد میلیونی هیچ فکرو اندیشه و خلاقیتی برای اظهار این دریای بی کران زیبائی ها ، یافت نمی شود . آیا نمی تـــــــــــــــــــــوان راه نوئی برای ارائه معانی قرآن یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــافت . تردید ندارم که تلاوت حتی عبارات عربی قرآن کریم نیز بسیار در ساخته شدن روح آدمی موثر است اما اگر تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلاوت را امید ثواب است بجهت این است که شاید در سایه تلاوت عبارات عربی ، به معانی هم توجه شود . آیا برای بیان حقایق و دقائقی که ماثوراست از اهل بیت عصمت ، علیهم صلوات الله و ملائکتـــــــــــــــــــه، راهی بهتر از سخنرانی نمی توان یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــافت . یا دست کم نمی توان سخنرانی را جوئید که کلامش و بیانش بر گوش جان بنشیند و نه فقط بر گوش سر . یقیــــــــــــــــــــــــــــــــــــن دارم ظرفیت های این دین و این مذهب قطعا فراتر از اینست که ما ، ما که نه ، آنها بسنده نموده اند . لابد توقع دارنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــد جوان ایرانی امروز ، حدود هزار شبکه رنگارنگ ماهواره ای را رها کند و بنشیند و برنامه های سیمای ج.ا.ا را ببیند و لذت هم ببرد ! چه خیال باطلی !. با پارازیــــــــــــــــــــــت و بگیر و ببند هم مشکلی حل نمی شود . فرض : یکنفر نشسته در محلی و عده ای را جمع کرده و سخن می گوید ، سخنــــــــــــــــــــــــــــــــــــانی همه باطل . حتی بدیهیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــات عقلی را هم منکر می شود چه رسد به دین و آئین . راه عاقلانه مقابله با چنین فردی هرجه باشد قطعا بستن دهان او نیــــــــــــــــــــــــــست . ایجاد سرو صدا و هیاهو هم (برای نرسیدن صدایش بمردم) کار عاقلانه ای نیست . عقل و منطق می گویــــــــــــــــــــــــد شما هم سخن بگو (منتها زیباترازاو)و در بیانت حقایق را شرح بده.شنونده خود می داند کدام را بپذیرد. فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه.فیلتر و پارازیت روشی نیست که مقبول عقل و دین باشد مقبول مردم هم نیست . باید کار کنید وخود را بالا ببرید نه اینکه آنها را پایین بیاورید . تا روحانیون و کارگردانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــان و نویسندگان متفاوت ، با اندیشه ای دیگر گون و نو را به این رسانه مردمی راه ندهید و روشی منطبق با سلائق جوان نسل امروز برای بیــــــــــــــــــــــــــــــــان حقائق پیدا نکنید ، برای فرار همین جوان از دامان خدا و دین ، هیچکس را جز خودتان نباید سرزنش کنید . * مابعد التحریر تبریک بنده ، پیشاپیش بوده ، برای بعد از رویت هلال شوال ، قابلیت دارد (قابل توجه جناب یزدی). |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت توسط حسین ظهوری |
|
|
وبلاگ : کاش پایان دلخوشی ها مرگ نبود
موضوع : شعر نویسنده : مرداب به نام وبــــــــــــــلاگ ، از دو دیــــــــــــــــــــــدگاه می توان توجه نمود ، یکی خود نام و دیگری محتوای آن. نام وبلاگ اگر کوتاهتر و گزیده تر انتخاب می شد ، تاثیر بیشتری می گذاشت . مثلا بنـــظر حقیر و نـــاچیز راقم ، نام « پایان دلخوشی ها » یا چیزهائی شبیه آن ، مناسبتر بنظر می رسند . طولانی بودن عنـــوان ، بنوعی می تواند نقطه ضعف محسوب شود بدلائلی که بارها عرض کرده ام . اما از نظر محتوا اصولا مرگ پایان دلخوشی ها نیـــــــــــــــــست که آرزو کنیم ایکاش نبود . اصلا مرگ پایان نیست ، با مرگ انسان ، تازه زندگی و دلخوشی هایش آغـــــــــــــــــــــــــــاز می شود . از کجا معلوم که جهان بعد و حیات و نشئه ثانی انسان ، زیباتر و دلپسند تر نباشد کما اینکه اینــگونه هست بفرموده قران و روایات و کسانیکه آن جهان را دیده و خبر داده اند . فبول دارم که کمی نگران کننـــــــــــــــــــــــــــده است فکر مرگ . یعنی اصالتا انسان از چیزی که تجربه نـــــــــــــــکرده واهمه دارد . اضطــــــــــــراب چــــــگونگی آن جهان و متعلقاتــــــــــــــش ، همیشه بر وجود راقم مستولی بوده . کیفیت احساسات و عواطف آدمی ، نوع ارتباط با نزدیکان و خویشان و بستگان در عالم برزخ و جهان پس از برزخ ، تنعم و تعــــــــذب الهی بر بندگان و... . البتــــــــــــــــــــــــــه آیات وروایات بکفایت توصیف نموده اند ، ولی بحث بر سر چگونگی آن و همچنین تجربه آدمی است . برای کسی که طعم شیرینی ، تلخی ، گرما ، سرما و.. را نچشیــــــــــــــده هر چقدر توضیح دهند ، تا خود تجربه نکند ، دقیقا و عینا درک نمی کند این کیفیات را . تصور راقم اینچنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــن است که خداوند بر اساس «چون که با کودک سرو کارت فتاد .....» ، جهان پس از مرگ را با عنایت به تجربیات عینی بشر شرح داده که برای او (بشر) قابـــــــــــــــــــــل درک باشد . نه اینــــــــــــــــــکه ، العیاذ بالله ، وعده حق نا متحقق است ، خیر ، شاید بنوعی همین کیفیاتی را که خدای سبحان شرح داده ، از قبیل باغ ، نحر ، گل ، میوه ، حوری ، غلمان و آتــــــــــــــــــش ، عذاب ، غلاض و شداد را ، شاهد باشیم و درک کنیـــــــــــــــــــــــــم ولی احتمالا چگونگی و جنس آنها با شکل دنیوی همین معانی متفاوت باشد . به بیان دیگر لذات یا آلام حاصل از نعمات و نقمـــــــــــــــــــــات کمی گسترده تر و کما و کیفا بیشتر از همین و ضعیات در دنیا باشد . مثــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا لذت حاصل از حورالعیـــــــــــــــــــــــــــــــــــن یا غلمان اگر حتی شبیه همان لذت دنیایی آن باشد قطعا باندازه آن نیست و خیلی بیشتر شده . تازه این لذاتی است که بشر عادی تجربه کرده ، شیریــــــــــنی و شعف همجواری باحضرت حق ، تقریب بذات و تحلیل در صفات که اصلا برای امثال بنده قابل درک و فهم نیست . عرض می کردم که مرگ ابدا و اصلا پایان دلخوشی ها نیست که حال آرزو کنیــــــــــــــــــم ایکاش اینچنین نبود . مرگ اگر پایانی هم باشد ، پایانی است که یک آغاز دیگر را در پی دارد . آغاز یک دلمشـــــــــــغولی بهتر بزرگتر و همچنین بدون انقطاع ، دائمی و نامتناهی . قالب ، در مجموع شاید در نگاه اول توجه مخاطب را بواسطه تصویر بک گراند و رنــــــــــــــــــــــگ آمیزی آن جلب کند اما ، بررسی افزونتر به نامناسب بودن فکر وجود تصویر یــــــــــــــــــا لا اقل این تصویر در بک گراند قالب منتج می گردد . درست است که تصویر ، وقتی باین شکل در وبـــــــــــــــــلاگ تعبیه شود ، فکر و جو ایجاد می کند ، یا بعبارت بهتر ، برای خواننده نوعی فضا و اندیشه و رنگ و بوی از پیش تعییـــــــــــــــــــــن شده بوجود می آورد ، اما این بستری که توسط تصاویر اینچنینی ساخته می شود بنظرم انــــــــــــــــدکی تصنعی است . ضمن این که بسیـــــــــــــــــــــــــــاری کلمات نیز شاید ناخوانا گردد . بطور خلاصه می توان گفت که طراحی صحنه این وبلاگ در اولین برخورد خوب ولی بتدریج به متوسط ، تنزل می یابد . راقم این سطور اساسا با شعر نو میـــــــــــــــــــــــــــــــانه چندانی ندارد و اگر احساسات شاعرانه پیدا کند ، قطعا حافظ و سعدی و مولوی را ترجیح می دهد . اما این گونه شعری هم بهر حال علاقمنــــــــــــــــدانی دارد و شاعرانی ، که عاشق شعر نو هستند و این که من یا شما فکر کنیـــــــــــــــــــــــــــــــــــم که بخاطر فقدان قدرت سرودن شهر کهن و طبع سرشاری که با وزن و قافیه و ردیف آزموده گـــــــــــــــــــــــــــــــــردد ، به این شعر نو روی آورده اند ، چیزی از عشق و علقه آنها کم نمی کند . حقیـــــــــــــــــــــــــــــر ، بواسطه تخالف و تضاد با اســــــــــــــاس و زیربنای ابداع و تبسیط شعر نو و عدم توانائی در حذف تاثیر این مخالفت و پیش داوری اجتناب ناپذیز حاصله در نظراتش ، از اظهار نظر در زمینه متن اشعار نـــــــــــــــــــــو خودداری می نماید . آنچه مسلم است اما ، این حقیقت است که این شاعره جوان ، اگر مطالعه پیگیر آثار بزرگـــــــــــــــــان این رشته و ایضا ادبیــــــــــــــــــــــــــــــــــــات کهن را سرلوحه برنامه های خویش قرار داده ، دقت در گزینش و استخدام کلمات و ایجاد ارتباط بهتر بین آنها را ، افزون نماید ، قطعا آینــــــــــــــــــــــــــــــــده ای درخشان را پیش رو خواهد داشت . شعر در حقیقت توصیف زیبائی از ، زیبائیهاست . با آرزوی موفقیــــــــــــــــــــــــــــــــــــت برای نویسنده عزیز و دعوت از همـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگان برای گذری و نظری و بهره ای از وبلاگ مورد بحث و تشکر از توجه شما و تعذیر تصدیع . یاحق وبلاگ بعدی : عاشق خسته |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم آبان 1384ساعت توسط حسین ظهوری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
1- دوستان علاقمند به نقد ، توسط کامنت اظهار تمایل نمایند تا علاوه بر ارائه لینک،در اولین فرصت وبلاگ این عزیزان مورد معرفی و نقد و بررسی قرار گیرد .
2- ارائه لینک (پیوند) ، لزوما بمفهوم تایید محتوای وبلاگ مورد پیوند نخواهد بود . |
| آرشیو موضوعی |
|
ادبی سیاسی فرهنگی طنز مذهبی فلسفی آزاد متفرقه شخصی نقد |
|
RSS
![]() ![]() ![]() ![]() |